آلبومها          گالری عکس        گالری ویدئو       زندگینامه        متن ترانه ها        پوستر        آثار کمیاب
تحلیل ترانه جنگل بدون ریشه

Ghomayshi Shop . قبل از اینکه به موضوع امروز که بررسی اولین آهنگ آلبوم رگبار است بپردازیم مژده ای برای دوستان تهرانی خواهیم داشت. بعد از راه اندازی فروشگاه آثار سیاوش قمیشی و استقبال خوبی که دوستان نسبت به این موضوع نشان دادند و با توجه به اینکه تعداد زیادی از دوستانی که خواهان تهیه ی این مجموعه بودند ساکن تهران هستند بنابراین با بررسی های انجام شده امکان تهیه ی مستقیم این مجموعه برای مدت یک هفته در تهران فراهم شد. به این ترتیب که دوستان تهرانی می توانند از چهارشنبه تاریخ 18 مهر 1387 لغایت 23 مهر با شماره تلفن 09367782131 تماس حاصل کنند و مجموعه آثار پرنده ی موسیقی ایران سیاوش قمیشی را به طور مستقیم در تهران تهیه کنند و تحویل بگیرند و یا آن را از طریق پیک دریافت نمایند. لازم به ذکر می باشد که با خرید مجموعه به صورت مستقیم دیگر لازم نیست که هزینه ی پست را بپردازید و مجموعه را با هزینه ی ارزان تری بدست خواهید آورد. اما به علت محدودیت های موجود تنها تعداد 25 عدد از این مجموعه توزیع خواهد شد لذا دوستان تهرانی که مایل هستند این مجموعه را خریداری کنند در اولین فرصت در تاریخ ذکر شده با شماره تلفن مذکور تماس بگیرند زیرا در صورت تمام شدن این تعداد به هیچ وجه سفارشی پذیرفته نخواهد شد.

برای کسب اطلاعات کامل روی لینک زیر کلیک کنید

فروشگاه مجموعه آثار سیاوش قمیشی

http://www.ghomayshishop.mihanblog.ir

Ragbaar . شروعی صبح گونه با طلوع خورشیدی درخشان در سحرگاه امید؛ این برداشتی ست که نگارنده از ملودی ابتدای آهنگ جنگل بدون ریشه حس نمود. از ثانیه ی 12 صفوف سربازانی در نظر میایند که صف کشیده و در انتظار مبارزه ای طولانی هستند. صدای سیاوش به زودی تزئین بخش آهنگ می شود و با لحنی گرفته، از دلتنگی های خویش می خواند. همان طور که به دوستان عزیز قول داده بودیم بررسی تخصصی هر یک از ترانه های آلبوم رگبار را شروع خواهیم کرد و به عنوان ورود به این مطالب آهنگ جنگل بدون ریشه به عنوان اولین آهنگ این آلبوم را انتخاب کردیم و به ترتیب ترانه های دیگر آلبوم رگبار را مورد بررسی قرار خواهیم داد. زمان اصلی این آهنگ ۴:۳۵ ثانیه می باشد. اما از دقیقه ی ۳:۰۵ قسمت دوم ترانه تکرار می شود، با این تفاوت که تنظیم آن به طور کلی متفاوت شده است؛ به جای گیتار ، پیانو جایگزین شده و ویالون سل نیز اضافه گشته است. ملودی سیاوش در این آهنگ دارای چرخش های زیادی بوده و حس بسیار خوبی به انسان منتقل می کند. به خصوص ملودی که در میانه ی آهنگ وجود دارد بسیار روح نواز و لذت بخش است. تنظیم رامون هم در این آهنگ قابل قبول و بسیار زیباست. یغما گلروئی نیز به خوبی حق کلام را در ترانه اش ادا کرده است. جنگل بدون ریشه ترانه ایست با مضمون کاملا سیاسی که با حالتی گلایه وار از وضع موجود می نالد و آن را تشریح می نماید. حرکت سیاوش به سمت ترانه هائی با هسته ی سـیاسی - اجتماعی از آلبوم « نقاب » شروع شد و در آلبوم « روزهای بی خاطره » با آهنگ « تصور کن » به اوج خود رسید و با توجه به اینکه این روند مورد توجه طرفداران سیاوش واقع شد، در آلبوم رگبار نیز نشانه ی حرف های سـیاسی به وضوح بیشتر نمایان بوده و با حالتی طنز گونه وارد مسائل دیـنی شده است. با اینکه سیاوش در یکی از مصاحبه هایش خود را به هیچ وجه آدم سـیاسی نمی داند اما با این آلبوم عملا خود را در دنیای بزرگ سـیـاست و معانی مختلف آن غوطه ور کرده است. همان گونه که شعار « سـیاست ما عین دیانـت ماست » و ادغام سـیاست و دین سرلوحه ی حرکت حکـومت ایران است، آلبوم رگبار نیز با تاثیر از این فضا به ادغام هر دوی این مسائل پرداخته و با کنایه های عامیانه قصد در نقد این فلسفه دارد. آهنگ جنگل بدون ریشه نیز به عنوان اولین آهنگ آلبوم رگبار به زندگی مردمانی اشاره دارد که بعد از انـقـلاب ایران مجبور به ترک وطن گشتند و هر کدام به علل مختلف قادر به برگشتن به ایران نیستند.
توی خونمون به ما میگن فراری : ترانه ی جنگل بدون ریشه به ایرانیانی اشاره دارد که هنگام انـقـلاب 57 از ایران خارج شدند و به قول سیاوش قمیشی به غربت رفتند تا از دور مشاهده کنند که چه اتفاقی در درون خواهد افتاد. از این سو بسیاری از کسانی که باقی ماندند و وطن خویش را به هیچ بهانه ای ترک نکردند این رفته از وطن ها را به آدم هائی ترسو تشبیه می کنند که جرات ماندن و مقابله با وضع موجود را نداشتند و به نوعی از کشور خویش فرار کردند. نمی دانم چرا با شنیدن این مصرع به یاد کودکانی می افتم که به خاطر رفتارهای غلط پدر و مادر مجبور به ترک خانه و فرار از کاشانه ی خویش می شوند. پارادوکسی که اینجا ذهن را مشغول می کند این است که کودک شرایط خانه را برای ماندن مساعد نمی بیند. او اعتیاد پدر و یا رفتار های بد مادر را علت فرار خود می داند اما بیرون از خانه هم وضع بهتر نیست. او گرفتاری های دیگری پیدا می کند که او را بیشتر دچار دردسر می کند. اما کودک کدامین را تحمل کند؟ خانه و زشتی هایش را یا بیرون و زشتی هایش؟ او بر سر دو راهی قرار گرفته که تصمیم را برایش سخت می نماید.
توی غربت دم به دم انگشت نگاری : و هنگامی که این افراد از ایران خارج شدند و به مرز کشور های دیگر رسیدند، مشکلات عدیده ی دیگری دست به گریبان گیر آنها شد. آنجا نیز هیچ کس « عاشق چشم و جمال آنها نبوده » و هیچ کس به دیده ی احترام به یک فراری نمی نگرد. کشور های خارج نیز ایرانیانی را که از ایران خارج شدند را به عنوان بیگانه در نظر گرفته، مورد سوال قرار داده و برایشان شرایط ویژه ای در نظر گرفتند. هنوز که هنوزه، دیده می شود که برای ورود و خروج به هر کشوری از ایرانیان انگـشت نگاری می شود. البته این توهین بزرگی ست اما متاسفانه واقعیت هم هست. گرفتن اثر انگشت به این علت انجام می شود که آنها به بیگانگان ایرانی مطمئن نیستند و برای اینکه از جرم آنها پیشگیری کنند و یا اینکه حدس می زنند این افراد در آینده جرمی انجام خواهند داد، اثر انگشت آنها را می گیرند تا در صورت نیاز ، براحتی آنها را پیدا و شناسائی نمایند. این کار بیشتر از آن که جنبه ی حقیقی داشته باشد جنبه ی سـیـاسی داشته و سعی در تخریب وجهه ی ایرانی دارد. با این حال « اون غریبه که عذاب لحظه هات شده توئه »
دیگه حتی صاحب اون خونه نیستیم: و حال که آنجا بیرون از ایران به چشمی دیگر به ایرانیانی که کوچ کرده اند می نگرند، وضع درون ایران هم بهتر از این نیست. کوچ کردگان در وطن خود نیستند و بعد از گدشت سالها حتی دیگر نمی توانند ادعا کنند که ایران ، ایران آنهاست. حـکومت به آنها اجازه ی بازگشت نمی دهد و در صورت بازگشت امکان مجازات و یا سخت گیری های مختلف برای آنها وجود دارد. بودند خواننده هائی که برای بازدید به ایران آمدند اما در همان فرودگاه بازداشت شده و مشکلات متعددی برایشان ایجاد گردید.
بیرون خونه میگن ما تــروریـسـتیم : بعد از مسائل یازدهـم سـپتـامبر و برخورد چند هواپیما به ساختمان تجـارت جهـانی و ساخـتمان پنـتاگون، تـروریسـتم به عنوان موضوع اصلی و اول تمامی اخبار و رسانه های دنیا قرار گرفت. از آنجا که این عمـلیـات تـروریـسـتی توسط گروه های مسـلـمان انجام شد و به علت فلسفه ی مسـلمـانان از بهشت ، عملیات تـروریـستـی تنها از این گروه بر می آید لذا مسـلمـانـان به عنوان افرادی که همواره به طور بالقوه توانائی انجام این کار را دارند مورد توجه قرار گرفتند و ذهنیت بسیار بدی نسبت به آنها ایجاد شد. افزایش حمله های تـروریـسـتی توسط گروه های مـسلـمان بعد از این وقایع هر چه بیشتر تفکر تـروریـست بودن مسـلمانـان را در غرب افزایش داد. از آنجا که ایرانیان نیز اکثرا مسـلمانند این نوع دید نسبت به آنها نیز به وجود آمد.
وقتی خونه شد مثل جهنم : شروع ترانه به داستان انـقلـاب ایران اشاره می کند و شروع تمامی آنچه بعدا رخ داده را معلول حرکت سـیاسـی مردم ایران در بهمن 57 می داند. ترانه سرا موقعیت ایران را به عنوان وطن و خانه در آن موقع به جهنم تشبیه می کند. آسایش و آرامشی که در یک خانه وجود دارد، دیگر وجود نداشت و شرایط بسیار بحرانی و غیر قابل تحمل به نظر میرسید. زیبا به نظر میرسد اگر موضوع را با شرایط بسیار بد خانه و رفتار وحشیانه ی پدر و مادر و فرار کودک از خانه مقایسه کنیم.
ما با ویزای بهشت بریدیم از هم : تعدادی از ایرانیان که وضعیت سـیاسـی و جو ایران را اینگونه دیدند تصمیم های جدیدی گرفتند. آنها غرب را به عنوان جایگاهی که در آن آرامش و
اقتصادی شکوفا وجود دارد و جائیست که همه در رفاه و آرامش هستند یا به نوعی بهشت برین است به عنوان مقصد خود برگزیدند و همراه با ویزا و بلیط هواپیما از اینجا و از همدیگر جدا شده و راهی دیار غربت گشتند.
حالا تو برزخ بدبینی اسیریم : و حال که به دیار غربت رفته اند و سالهاست که در آنجا سکنی گزیده اند اما هنوز که هنوزه در دو راهی ماندن و رفتن گرفتار شده اند. آنها نمی دانند که چگونه برگردند و به سراغ خانه ی کاشانه ی خود در ایران بروند. نمی دانند که اگر به ایران بروند چه سرنوشتی خواهند داشت و چگونه با آنها برخورد خواهد شد. نمی دانند که در ایران چه باید بکنند و چه شرایطی در انتظار آنهاست و در عین حال نمی دانند که در غربت چه بکنند. آیا آنجا بهتر است؟ دچار گمراهی شده اند. دچار برزخ گردیده اند. نمی دانند که راهی جهنم خواهند شد و یا نمی دانند که بهشتی خواهند گشت.
نمی تونیم ریشه مونو پس بگیریم : با این اوضاعی که برایشان پیش آمده خود را متعلق به هیچ جا نمی دانند و احساس می کنند که در هوا معلق هستند و جایگاه ثابتی برای ماندن و سکنی گزیدن ندارند. خود را به هیچ جا پایبند نمی دانند. به هر سو هم که می زنند نمی توانند این ثبات را پیدا کنند.
چاره ای نمونده جز رفتن و رفتن: پس همین طور حرکت می کنند و دنبال مکان و جائی می گردند که بتوانند آنجا را به عنوان جایگاه ثابتی برای ماندن در نظر بگیرند. همان کاری که سیاوش قمیشی نیز به آن گرفتار شده است. مدتی به لس آنجلس می رود و آنجا را برای ماندن انتخاب می کند. بعد از مدتی به انگلستان می رود تا آنجا را تست کند اما آنجا را برای ماندن مناسب نمی بیند. مجددا به لس آنجلس بر می گردد اما آنجا نیز مکان مناسبی برایش نیست ، سیاوش سن و سال زیادی دارد و شلوغی وی را اذیت می کند. مدتی به آلمان میرود، مدتی اسپانیا ، مدتی به هلند و باز هم به لس آنجلس باز می گردد. او متعلق به هیچ جا نیست یا به عبارت واضح تر او نمی داند متعلق به کجاست.
انگار اینو رو پیشونیمون نوشتن : پس نتیجه این می شود که همیشه دنبال جائی می گردد تا حس کند که متعلق به آنجاست. کودکی را که از خانه فرار کرده به خاطر بیاورید. شب ها در پارک می خوابد. صبح ها در خیابان ها می چرخد. مدتی را در کارتن زندگی می کند و هر از چند گاهی برای خوابیدن به زیر پُلی می رود تا سرپناهی بیابد اما هیچ کدام جایگاه مناسبی برای او نیست. کودک جرات برگشتن به خانه را نیز ندارد زیرا علاوه بر آبروی از دست رفته با عکس العمل شدید والدینی مواجه خواهد شد که خودشان با رفتار زشتی و نادرستی داشتند اسباب فرار او را فراهم کرده بودند و همه چیز را به این وضع کشانده اند. پس باز هم به سرگردانی و هیچ کجائی می پردازد. سرنوشت او بد رقم خورده، گیج شده است و راه حلی نمی یابد.
که سفر تقدیر ماست واسه همیشه ، ما همینیم جنگل بدون ریشه : و اینگونه نسلی از ایرانیان در غربت به وجود آمده که دیگر چیزی از ایرانی بودن برایش باقی نمانده است. فرزندانی که در غربت متولد شده اند حتی دیگر زبان فارسی را بدرستی نمی دانند. آنها متعلق به کجایند؟ آنها جنگل بدون ریشه اند؟

اما شاید شما هم متوجه شده باشید که سیاوش در گذشته نظری غیر از این داشت. او در آلبوم « شکوفه های کویری » در شعری که خودش سروده و نام آن را « ایرانی » نهاده بود می گفت :

ایرونی ساقه و برگ و ریشه ، ساقه از ریشه جدا نمیشه

چه اتفاقی افتاده است ؟ چرا اینگونه گشته است ؟ مقایسه کنید :

ایرونی ساقه و برگ و ریشه ، ساقه از ریشه جدا نمیشه
روزگارمون پائیز میشه ، اما هیچ وقت زمستون نمیشه
ایرونی برقراره همیشه ، هیشکی مثل ایرونی نمیشه
با تمام تلاشی که میشه ، ساقه از ریشه جدا نمیشه
برگای سبزمون زرد میشه ، بهارمون زمستون نمیشه
ایرونی برقرار همیشه ، هیشکی مثل ایرونی نمیشه

و اما حال؟!

حالا تو برزخ بدبینی اسیریم
نمی تونیم ریشمونو پس بگیریم
چاره ای نمونده جز رفتن و رفتن
انگار اینو رو پیشونیمون نوشتن
که سفر تقدیر ماست واسه همیشه
ما همینیم جنگل بدون ریشه

برای دانلود کاور آهنگ آهنگ جنگل بدون ریشه در اندازه ی بزرگ روی عکس زیر کلیک نمائید :

حنگل بدون ریشه

مطالب مرتبط :
تحلیل کلی از آلبوم رگبار

بررسی کاور آلبوم رگبار



نویسنده : هومن ، تاریخ : جمعه 12 مهر 1387 ، ساعت : 02:10 ق.ظ
ویرایش در  تاریخ : شنبه 13 مهر 1387 ، ساعت : 05:10 ق.ظ
کاور آلبوم رگبار

Ragbaar CD Cover . اولین چیزی که بعد از بدست گرفتن آلبوم رگبار توجه شما را جلب خواهد کرد طراحی فوق العاده زیبای جلد این آلبوم است . با دیدن جلد آلبوم به نظر میرسد که محتوای با ارزشی نیز درون آن گنجانده شده است « رنگ رخسار خبر میدهد از سر درون ». دوستانی که مجموعه آثار سیاوش را که در فروشگاه آثار سیاوش قمیشی قرار داده شده خریداری کرده اند دقیقا گفته های بنده را درک می کنند و در ضمن می توانند همراه با این مقاله به قسمت کاور ها در DVD شماره ی دو رجوع کنند و نکاتی را که در مقاله خواهند خواند عینا در کاور آلبوم رگبار با کیفیت بالا مشاهده نمایند. در مورد کاور رگبار باید بگوئیم : کل جلد توسط مشمای نازک و بسیار ظریفی پوشانده شده است و در آن کاملا بسته است . هر بیننده ای با انداختن اولین نگاه به جلد آلبوم میخکوب خواهد شد. این بار طراحی این آلبوم سیاوش کاملا متفاوت و استثنائی بوده است. با اینکه تنها از سه رنگ سیاه ، قرمز و سفید در طراحی آلبوم استفاده شده اما هماهنگی در قرار گرفتن این سه رنگ باعث شده دنیائی جدید از رنگ ها که در ظاهر مشخص نیست در ذهن شکل بگیرد. چهره ی سیاوش قمیشی با کلاهی که بر سر دارد اولین حرکات چشم را مجذوب خود می نماید و بعد از آن تیتر بزرگ رگبار که به رنگ قرمز و به حالت فرو رفته روی جلد قرار گرفته است مشخص می شود . آرم طپش و نام سیاوش نیز در زیر آنها به چشم می خورد. جالب اینجاست که این قاب رویه ی مقوائی قاب اصلیست که درون آن قرار گرفته است. جنس رنگی که روی این رویه استفاده شده طوریست که برجستگی ها و فرورفتگی های زیبائی در آن ایجاد کرده و باعث شده کلمه ی رگبار بصورت فرو رفته روی آن حک شود که در نوع خود بی نظیر بوده و مشخص می نماید که روی آماده سازی آن وقت زیادی صرف شده و از متدهای پیشرفته برای ساخت آن استفاده گردیده است. قطرات باران در همه جای طرح آلبوم در حال باریدن روی سیاوش ، ترانه ها ، عکس ها و هر آن چیزیست که در آلبوم وجود دارد. در میانه ی جلد ، تصویر دختری که در کوچه ای تاریک و در میان ساختمان ها به سوی مسیری مبهم پیش می رود ، در حالی که در یک دست چتری دارد و دست دیگرش را در جیب لباسش گذاشته به خوبی نمایان گر سرمای ملایم و نشان دهنده ی حس بارانیست که طرح آن در همه جای جلد سرک می کشد. وقتی پشت همین جلد مقوائی را نگاه کنید خواهید دید که رنگ های چهره به طور کامل مورد استفاده قرار گرفته است. باران در حال باریدن بوده و سیاوش در حالی که بارانی مشکی چرمی پوشیده و دستانش را در جیبش گذاشته ، زیر چشمی نگاهی به پائین انداخته است. در پشت این جلد مقوائی نیز مشخصات آهنگ ها درج گردیده است.

اشتباهی که در این قسمت رخ داده و در تماس با سیاوش نیز به او اطلاع دادیم جا افتادن حرف « د » در ترانه « دنبال خودت نگرد » است که با توجه به ریز بودن نوشته ها زیاد مشخص نیست اما مسئله ی کوچکی هم نیست ، آن هم با توجه به تبلیغات طپش رکوردز به عنوان کمپانی که ادعای حرفه ای بودن را بارها تکرار کرده است.

سپس آرم شبکه ی طپش و کمپانی تازه تاسیس طپش رکوردز به همراه مشخصات طپش رکوردز و آدرس و شماره ی دفتر آن در آمــریکا و آسیای میانه درج گردیده است . در انتهای همین صفحه به تعریف از این کمپانی و تبلیغات فراوان در مورد آن پرداخته شده. جلد مقوائی به صورت جعبه کبریت طراحی شده و روی جلد اصلی قرار گرفته است و از دو جهت می توان آن را از روی قاب اصلی برداشت. قاب اصلی پلاستیکی بوده و در پشت آن تمام مشخصاتی که در پشت قاب مقوائی وجود داشت ، وجود دارد به غیر از اینکه عکس سیاوش عوض شده و او را از پشت در حالی که در حال نگاه کردن به سمت راست خودش است نشان می دهد. در این قسمت نیز در نوشتن نام آهنگ « دنبال خودت نگرد » اشتباه شده و حرف « د » جا افتاده است.

در پشت همین جلد ؛ یعنی قسمت درونی پشت جلد ، درست زیر سی دی ، طراحی مشابه روی جلد مقوائی مشاهده می شود با این تفاوت که عکس سیاوش برداشته شده و دختری که در کوچه راه می رود ، نمایان است . اما در جلوی قاب پلاستیکی عکس سیاوش در حالی که سرش رو به پائین است و باران در حال باریدن است مشاهده می شود. زاویه ی عکس برداری و ژست سیاوش در این عکس به شکلی ست که به نظر میرسد وی در حال تفکر و یا حتی مطالعه ی چیزیست.

قابل ذکر است که در این عکس سیاوش به جای بارانی که در تن داشت ، کت مشکی پوشیده است. شفافیت عکس ها و افکت های زیبائی که به آنها داده شده پیش از باز کردن جلد آلبوم انسان را به وجد آورده و لذت خاصی را به همراه دارد. بعد از باز کردن جلد پلاستیکی ، سی دی با رنگی مات تر نمایان می شود و دقیقا همان طرحی روی آن وجود دارد که روی جلد مقوائی وجود داشت اما شفافیت آن کمتر است که احتمالا به علت محدودیت های چاپ روی سی دی می باشد. تشابه کامل طرح روی سی دی با طرح روی جلد مقوائی باعث شده که همچنان « دنبال خودت نگرد » بدون « د » باقی بماند. عجیب است که طراح با اینکه به کررات از کلمه ی دنبال خودت نگرد استفاده کرده اما متوجه این اشتباه نشده است!

Ragbaar Cover

اما در طرف دیگر جلد دفترچه ی زیبائی وجود دارد که به ظرافت در قاب پلاستیکی جای گرفته است و هنگامی که آن را از جای خود خارج می کنید زیبائی آن بیش از پیش مشخص می شود . عکس ها و افکت های موجود در این دفترچه بی نهایت زیبا بوده و هر یک آهنگ ها به طور جداگانه دارای صفحه ی مخصوصی می باشد. عکس ها طوری طراحی شده اند که به خودی خود معنا گرا بوده و مفهومی به نظر میرسند. وقتی دفترچه را باز کنید خواهید دید که 2 صفحه ی کامل به آهنگ جنگل بدون ریشه اختصاص یافته است. در جلوترین زاویه ی دید ، عکس سیاوش قمیشی در حالی که گوئی روی یک صندلی نشسته و دستش را روی دسته های صندلی گذاشته و نگاهی به زیر دارد دیده می شود. نگاه بی هدف سیاوش به زمین ، حالت چهره و فرم ابروهایش طوریست که مشخص نیست آیا لبخندی تلخ به لب دارد و یا نگران است. با نگاه به این عکس انسان ناخودآگاه به یاد تابلوی « لبخند ژکوند » و ابهام موجود در آن می افتد.

Siavash Ghomayshi Cover

در بک گراند و بالای تصویر سیاوش ، ساقه های درختان یک جنگل نمایان است که یک قیچی در حال بریدن ریشه های آنها می باشد. امتداد خط این برش ، به یک سیم خاردارد منتهی می شود که تمامی صفحه را بسته و به نوعی نشان دهنده ی جلوگیری از ورود و یا خروج می باشد و نوعی محدودیت اجباری را نمایان می سازد. در همین بکراند و در قسمت پائین ، پرونده های قضائی و سر مردی که چشمانش با ماژیک سیاه شده مشخص است. کلمات بدون ریشه و گم شده در لابلای این پرونده به چشم می خورد. در سمت راست همین صفحه ترانه ی جنگل بدون ریشه با فونتی بسیار زیبا نوشته شده و در بک گراند آن آثار انگشت های متعددی به چشم می خورد که کلمه ی انگشت نگاری را به ذهن انسان متبادر می سازد. سیم خارداری که در صفحه ی مقابل وجود داشت به این صفحه هم کشیده شده و ترانه را به دو نیم تقسیم کرده است. در کنار کلمات ترانه تصویر خانمی با بارانی چرمی وجود دارد که در معرض اتهام است. او شماره ای در دست دارد که هنگام شناسائی ، مجرمان به دست می گیرند. اما چکمه ی وی با پاشنه ای بسیار بلند و ساق بلند تر و نوع قرار گرفتن پاها تا حدودی بی خیالی را در نظر مجسم می نماید. هنگامی که صفحه را ورق بزنید به ترانه ی دلتنگی خواهید رسید. این ترانه هم دو صفحه ی کامل را به خود اختصاص داده است. عکس سیاوش از پشت در سمت راست در حالی که نیم نگاهی به تصویر سمت چپ دارد پیداست.

Siavash Ghomayshi Ragbaar

در سمت چپ ، تصویر بسیار جالبی وجود دارد که با اولین نگاه معنی پرپر زدن را در ذهن زنده می کند. تصویر پاهائی که دو پر به مچ آن بسته شده انسان را به فکر می اندازد. نگارنده با دیدن ریختن پرها در هنگاه پرواز ( آن هم در بالای ابر ) به نوعی معنی مرگ را از آن دریافت کرد. مطمئنا معانی زیادی از مشاهده ی این تصویر در ذهن شما نقش خواهد بست. صفحه ی بعدی موضوعی کاملا سیاسی دارد و در ضمن بیان گر موضوع روز جامعه است. حجاب ، سلول انفرادی ، سانسور ، آزادی ، حقوق زن بزرگترین معانی ست که از عکس های این قسمت دریافت می شود. چوب خط هائی که روی دیوار کشیده شده به قدری زیاد است که حتی چهره ی زنی را که در یک سلول انفرادی نشسته و چادری بر سر دارد گرفته است.

Ragbar CD Cover

خود این زن نیز با دست هایش جلوی دهان خودش را بسته و شاید دست به خودسانسوری هم زده باشد. در میانه ی این تصویر سیاوش روی یک صندلی نشسته و به نظر میرسد منتظر چیزی و یا اتفاقی و یا در حال گوش دادن صحبت های شخصی ست که به نظر میرسد نگهبان زندان می باشد. احتمالا سیاوش به ملاقات این زندانی آمده است. در صفحه ی بعد ترانه های « تو بارون که رفتی » و « خداجون » وجود دارد. در صفحه ی مربوط به ترانه ی « تو بارون که رفتی » همان تصویری نقش بسته که روی جلد مقوائی نیز به صورت کوچکتری موجود بود. این تصویر همان تصویر دختریست که چتری در دست دارد.

اما در قسمت « خداجون » تصویر سیاوش قمیشی از پشت ، در حالی که به دیوار تکیه داده و گویا دنبال تکیه گاه و یا جائی برای پنهان شدن می گردد ، مشاهده می شود. اگر به این دو صفحه به عنوان صفحه ای واحد نگاه کنیم به نظر میرسد سیاوش در پشت دیوار در حال نظاره ی دختریست که زیر بارون در حال رفتن است. اما نگاهی دقیق تر به دختری که در حال رفتن است ، نشان می دهد در حال رفتن نیست بلکه ایستاده و در حالی که نیمرخش به سمت چپ چرخیده ، دارد با خود فکر می کند که شاید برگردد. چشم های نگران سیاوش در این عکس به وضوح نمایان گر این موضوع می باشد که در انتظار تصمیمی ست که دختر خواهد گرفت. جالب است اگر بدانید که این همان خانمی ست که در صفحه ی جنگل بدون ریشه در معرض اتهام بود. اما مشخص نیست چرا ترانه ی « تو بارون که رفتی » برعکس تمامی ترانه های موجود در این دفترچه نصفه نوشته شده است. صفحه را ورق می زنیم! چهره ی سیاوش در این تصویر بیش از حد نگران است و پرنده ی سفیدی که روی شیشه های شکسته ی یک پنجره نشسته به اون نگاه می کند. این صفحه مربوط به آهنگ پرنده ی مهاجر می باشد.

در صفحه ی روبرو باران قطع شده و تصویر تار دختری در پشت یک پنجره وجود دارد. قطرات باران روی شیشه در حال ریختن به پائین است و گلدانی همراه با یک گل که رو به پژمردگی میرود جلوی پنجره قرار داده شده است. ظاهرا سعی شده در انتخاب چهره ی این دختر سادگی ملاک قرار گیرد. مقداری اشک نیز در دیده های این شخص روان است. صفحه ی بعد که به طور کامل به دنبال خودت نگرد اختصاص داده شده ورق های وسط یک کتاب می باشد که تعدادی از آنها پاره شده. عکس های سیاوش روی یک ساعت در سمت چپ ، از دست رفتن زمان را نشان می دهد.

صفحه ی بعدی مشخصات کل آلبوم را به طور دقیق تر مشخص می سازد. سمت راست ، شامل عکسی بسیار زیبا از سیاوش قمیشی ست که به نظر میرسد درون خانه ی چوبی قرار دارد. از لابلای کرکره های پنجره ی این خانه نور خورشید به درون می تابد. نورپردازی این عکس واقعا زیبا و دارای جلوه ی ویژه ایست. سمت چپ این صفحه مردی را نشان می دهد که زیر رگبار شدید باران ، دست هایش را به سمت آسمان باز کرده و باران را طلب می کند. مشخصات جالبی در این قسمت وجود دارد که از آنها می توان به ذکر این نکته پرداخت که گل من به صورت الف الف درج شده است.

تهیه کنندگی این آلبوم به عهده ی علیرضا امیرقاسمی و مسعود جمالیست. عکس های موجود در کاور آلبوم توسط سعید نوشینفر گرفته شده و طراحی کاور به عهده ی فرشته جمالی می باشد. از دیگر اشتباهاتی که در این قسمت به چشم می خورد این است که مشکل عدم وجود حرف « د » در آهنگ دنبال خودت نگرد حل شده اما این آهنگ به اشتباه « به خودت دروغ نگو » نامیده شده است. اما در نهایت زیبائی کاور تا حدی ست که این اشتباهات کوچک زیاد در آن نمایان نیست.

برای تهیه کاور ها در اندازه و کیفیت بالا به فروشگاه مراجعه نمائید:

فروشگاه آثار سیاوش قمیشی

با تشکر از محی الدین عبدالهی که زحمت تهیه ی این آلبوم را به صورت اورجینال به عهده گرفتند و آن را برای ما ارسال نمودند.



نویسنده : هومن ، تاریخ : جمعه 15 شهریور 1387 ، ساعت : 10:09 ق.ظ
ویرایش در  تاریخ : شنبه 16 شهریور 1387 ، ساعت : 05:09 ق.ظ
صفحات بعد : 1 2 3 4 5 6 7 ...   تعداد کل صفحات : 13
CopyRight 2008 SiavashGhomayshi.Info ©
Design By Hooman & Farnaz