مصاحبه ی BBC با قمیشی

مصاحبه ای که در زیر خواهید خواند توسط « بهزاد بلور » از سایت « بی بی سی » تهیه شده است . به شما توصیه می کنم حتما این مصاحبه را دانلود کنید و بشنوید . واقعا جالب و شنیدنی است و مطمئنا با خواندن آن به بسیاری از سوال های شما دوستان پاسخ داده خواهد شد . با تشکر از دوست بسیار عزیزم « مجید » بابت اطلاع رسانی در این زمینه :

 

شب ساعت ۱۱ بود که سیاوش قمیشی وارد راهروهای سفید پشت صحنه کنسرت بزرگ شهر کلن شد . وقتی که اومد بچه های گروهش هم یکی یکی وارد اتاق شدن و منهم خودمو از لای درز در درست قبل از اینکه بسته بشه ، انداختم تو اتاق . تبریک عیدی گفتیم و بعد از نیم ساعتی روی مبل نشستیم و مصاحبه درباره آلبوم جدیدش « روزهای بی خاطره » رو شروع کردیم . حالا جالبه که ما سه بار مصاحبه رو اشتباهی شروع کردیم . دو بار اول حواس هر دومون پرت شدم و دیدیم که حوصله مصاحبه رو نداریم ! بار سوم هم آبروریزی شد مصاحبه رو شروع کردیم و بعد از چند دقیقه متوجه شدیم که درباره آلبوم « بی سرزمین تر از باد » داریم حرف می زنیم ! بعد از کلی خنده دیگه ساعتهای دوازده شب حدود نیمساعت پیش از اینکه روی صحنه بره از آلبوم جدیدش گفتیم و شنفتیم :

سیاوش جان دروود . قبل از اینکه مصاحبه رو شروع کنیم ، می خواستم تا پیام یک سری دختر رو به شما برسونم که در « مرکز امید مهر » در تهران هستن . دخترهایی که آسیب اجتماعی دیدن و از خونه فرار کردن . با خیلی از اونها صحبت کردم و همه گفتن که سیاوش رو دوست داریم و با آهنگ هاش زندگی می کنیم . اکثر این دخترهام گروه سنی بین ۱۵ تا ۲۰ سال هستن . منم فکر می کنم همه این دخترها نازنین هستن و اگر از خونه بیرون زدن ، لابد واقعاً به اونجایی رسیده که باید میزدن بیرون ! وگرنه هیچ آدمی بیرون و سرما رو به خونه اش ترجیح نمیده . به هر صورت دم همشون گرم و برقرار باشن .

 

         

 

یکی از بچه ها « نازیلا » می گفت آهنگ « خار » شما رو دوست داره که در وصف خداست . البته بچه ها فکر می کنن که این شعرها کار خودتونه ، اما در اصل انتخاب اونها کار شماست . درسته ؟ بله درسته. شعر این آهنگ از مسعود فردمنشه .

 چند تا کنسرت توی ایام نوروز امسال داشتین ؟ خیلی کم . یک بار در دوبی و سه بار هم در اروپا . البته پیشنهاد تعداد کنسرت خیلی بیشتر بود .

چرا انقدر کم ؟ به خاطر اینکه نمی خوام پشت سر هم بخونم . چون هم خودم خسته میشم و هم از این به بعد سعی می کنم بیشتر در شهرهای بزرگ بخونم.

از آلبوم جدید ، کدوم آهنگ ها رو برای خوندن روی صحنه انتخاب کردین ؟ « پنجره » و « یاد من باش » آهنگ هایی هستن که امشب توی کنسرت می خونم .

شعر آهنگ « تصور کن » کار یغما گلرویی هست . من حتی بعضی وقت ها زمان معرفی این آهنگ می گفتم که برداشتی هست از آهنگ « Imagine » جان لنون . درسته ؟ بله ، اسمش رو هم به همین خاطر « تصور کن » گذاشتیم و دقیقاً مربوط به همون آهنگ جان لنون میشه .

شما خودتون این آهنگ رو سفارش دادین ؟ « تصور کن » یکی از کارهای موجود یغما بود که من توی کتاب جدیدش خونده بودم . البته خوندن کارهایی مثل « تصور کن » که تکه های بلند داره و شعر جدی هست، خیلی سخته . ولی در کل با یغما زیاد صحبت می کنم و بهش زیاد پیشنهاد موضوع برای شعر میدم . اما خیلی وقت ها خود یغما شعر میگه ، مثل شعری که برای من گفته به خاطر رفتنم از لس آنجلس ، اون هم بعد از ۲۸ سال !

 

           

 

کجا میرین ؟ آمدم اروپا . فعلاً آلمان هستم ولی قرار نیست جای خاصی بمونم و بیشتر سفر می کنم . ولی محیط لس آنجلس که باهاتون میاد ؟ چون شما توی دنیای موسیقی پاپ هستین . اتفاقاً وقتی هم که لس آنجلس بودم ، محیط اونجا باهام نبود ! چون دیگه معاشرت و رفت و آمد زیادی نداشتم . به هر حال هر کاری یه حوصله ای می خواست که من دیگه نداشتم . ولی در عوض حوصله خیلی چیزهای دیگه رو پیدا کردم !

چه چیزهایی ؟ موزیک گوش کردن ، کلوپ رقص رفتن و حال کردن ! لس آنجلس به نظر من شهر بسیار شلوغیه . من می دونستم که باید از اونجا برم اما بعد از ۲۸ سال این کار مقدماتی رو می خواست و کار آسونی نبود . البته همه اینها رو تعریف کردم که بگم یغما زمانی که این موضوع رو شنید ، برام یک شعر گفته که توش میگه « رفتم از شهر فرشته های زشت ...»

از آلبوم جدیدتون آهنگ « پنجره » خیلی گل کرد . نظر خودتون چیه ؟ آره  « پنجره » رو خودم خیلی دوست دارم . شعر این آهنگ هم از یغما گلرویی هست .

ملودی این آهنگ رو قبلاً ساخته بودین ؟ نه ، ملودی تمام آهنگ های آلبوم  « روزهای بی خاطره » رو جدید ساختم .

 

          

 

راستی یک آلبوم جدید توی ایران اومده که خواننده اون ادعا می کنه پسر شماست ! درسته ! شنیدم عکس من رو هم روی جلدش گذاشته ! خوب اگه این کار کمکی بهش می کنه اشکالی نداره ! اما نه، ایشون پسر من نیست !

سیاوش جان ، آهنگ « گریه کن » هم عجیب گرفت . با اینکه حالت خاصی داره چون ما معمولاً میگیم گریه نکن ، اما شما توی این آهنگ میگین « گریه کن » ... بله ، گریه قشنگه . گریه سهم دل تنگه ، اگر گریه نکنی، چکار کنی ؟

چه چیزی توی زندگی شما بوده که این موضوع رو قبول کردین ؟ من موافق گریه کردن هستم ، اما خودم به این نتیجه نرسیده بودم ! من هیچ وقت در زندگی از ناراحتی گریه نکردم . ولی بعضی وقت ها احساساتی میشم و گریه ام میگیره .

آلبوم آخرتون بیشتر یکرنگه و سبک الکترونیکی داره ، درسته ؟ بله ، از ابتدا کارها فرق داشت و بیشتر از سازهای زنده استفاده میشد . اما کم کم کارها الکترونیک شد . الان تکنولوژی انقدر پیشرفت کرده که صداهای الکترونیک خیلی شبیه صدای سازهای زنده است . البته قراره در آلبوم بعدی از سازهای کلاسیک هم استفاده بکنیم . آلبوم بعدی قراره شامل ۵ تا آهنگ تند باشه که به هم وصله و بعد با یک فاصله کوتاه، ۵ تا آهنگ آروم خواهد داشت که این آهنگ ها با استفاده از سازهای زنده درست شده .

 

          

 

این آلبوم قراره کی بیرون بیاد ؟ سعی می کنیم دسامبر بیرون بیاد، اما خدا بهمون رحم کنه چون کار زیادیه !

سیاوش جان، درباره دخترهایی که توی ویدئوهای شما هستن بگین . دختری که توی ویدئوی « گریه کن » هست، یک دختر دو رگه برزیلی و سوئیسیه که توی آمریکا مدل لباسه . در ویدئوی « بوسه باد » هم یک دختر خانم ایرانی هستن .

جالب اینه که همه این ویدئوها سیاه و سفیدن! شما هم معمولاً لباس سیاه و سفید می پوشین . این ها سلیقه خودتونه ؟ آره ، من به طور کلی چیزهای رنگ و وارنگ و خال خال رو دوست ندارم!

چند کلمه هم درباره آهنگ « بوسه باد » میگین ؟ بوسه باد در آلبوم« روزهای بی خاطره » آهنگ محبوب خودمه . شعر و ریتم اون رو خیلی دوست دارم . ولی « بوسه باد » از اون آهنگ هایی بود که دیرتر هضم و فهمیده شد .

  

            

 

چطوره که کارتون رو با یغما گلرویی ادامه دادین ؟ من اگه تعداد کافی شعر از یغما گلرویی داشته باشم ، همه آلبوم رو با استفاده از شعرهای اون می خونم . چون کارهای یغما رو دوست دارم . اگر هم می بینین که ترانه سراهای دیگه ای به جز یغما در آلبومم هستن ، به این دلیل بوده که کارهایی که من از یغما پسندیدم به اندازه کافی نبوده .

بچه ها پرسیدن اگر قرار باشه آهنگی رو به کسی که دوست دارین تقدیم کنین، اون آهنگ چیه ؟ « عسل بانو » .

شنیدن مصاحبه بی بی سی با سیاوش قمیشی قسمت اول ( صوتی – لینک مستقیم )

شنیدن مصاحبه بی بی سی با سیاوش قمیشی قسمت دوم ( صوتی – لینک مستقیم )

لینک های بالا مستقیما از سایت بی بی سی برداشته شده به همین جهت فیلتر شده اند . برای شنیدن مصاحبه ی بالا بدون فیلتر می توانید از لینک های زیر استفاده کنید :

شنیدن مصاحبه بی بی سی با سیاوش قمیشی قسمت اول ( صوتی – بدون فیلتر )

شنیدن مصاحبه ی بی بی سی با سیاوش قمیشی قسمت دوم ( صوتی – بدون فیلتر )

  

اما لینک های بالا تنها برای شنیدن است و نمیتوان آنها را دانلود کرد . پس به خاطر اینکه دوستان مایل بودند این مصاحبه را در آرشیو خود داشته باشند به هر زحمتی بود مصاحبه را برایشان ضبط و آپلود کردم که از لینک های زیر در دسترس است و براحتی میتوان آن را دانلود کرد . امیدوارم لذت ببرید :

 

دانلود مصاحبه بی بی سی با سیاوش قمیشی قسمت اول ( صوتی – بدون فیلتر )

دانلود مصاحبه ی بی بی سی با سیاوش قمیشی قسمت دوم ( صوتی – بدون فیلتر )

 

 

 

          




نویسنده : هومن ، تاریخ : یکشنبه 10 اردیبهشت 1385 ، ساعت : 05:04 ق.ظ
ویرایش در  تاریخ : دوشنبه 8 خرداد 1385 ، ساعت : 01:05 ق.ظ
مصاحبه VOA با قمیشی

شنبه شب گذشته مرکز موسیقی Strathmore واقع در واشنگتن، محل برگزاری کنسرتی توسط سیاوش قمیشی بود .مصاحبه ی زیر را که « حمیده آرمیده » از « رادیو صدای آمریکا » اون را با سیاوش قمیشی ترتیب داده با هم مطالعه می کنیم که به سوال های زیادی جواب داده شده . از « احمد » عزیز هم تشکر می کنم که در این مورد به من خبر دادند . این مصاحبه در سه قسمت و در سه شب متوالی از رادیو صدای آمریکا پخش شد و شما هم می توانید صدای این گفتگوی جالب را در همین وبلاگ و با لینک مستقیم از سایت رادیو صدای آمریکا دانلود کنید .

می تونی به عنوان اولین سوال و برای آغاز این مصاحبه از خودت کمی صحبت کنی ؟ کجا ، کی به دنیا اومدی ؟ خیلی سریع و خلاصه من متولد 21 خرداد 1324 ، جون 45 ، شصت سالمه . شناسنامم صادره از اهواز . ده ماهم بود که اومدم تهران قبلا از اینکه چهارده سالم بشه رفتم لندن و اونجا بودم از سال 59 تا 71 ، سال 71 اومدم ایران که بمونم . فکر کردم نمیتونم بمونم برگشتم لندن . سال 74 یعنی سه سال بعد تصمیم گرفتم که باید سعی کنم بمونم تهران چون می خواستم بیام ایران زندگی کنم . آمدم بعد داستان همینه که انقلاب شد . منم کارم موزیک بود فکر کردم که برم از ایران بیرون ببینم که اگر موقعیت مناسبه برگردم که متاسفانه نبود و موندم از سال 78 تا الان .

خوب در این دورانی که گفتی هنر کجا بود ؟ هنر کجا پیدا کردی ؟ شش سالم بود مادرم پیانو میزد ، یک معلمی داشت ، معلم روسی به نام خانم « اولگا » . من از این سر و صداهایی که اینا در میاوردن خوشم میومد بعد منم می رفتم می نشستم پشت پیانو . پامم به پدال های پیانو نمیرسید . دوست داشتم ، می فهمیدم این صداها رو دوست دارم و ادامه دادم . بعد من معلم گرفتم نه اون خانم « اولگا » بلکه خانم دیگه ای رو معرفی کرد که اونم روس بود ؛ چهار سال . از ده سالگی گیتارم برا خودم خریدم . گیتارم میزدم . برای گیتار هم معلم نداشتم ، خودم یاد گرفتم ولی دیگه عملا شروع شد برای همون دوازده سالگی من بند داشتم توی تهران که سیزده سالم بود فکر میکنم که هنوزم نه، میرفتم متل قو ارکست خودم رو داشتم خودم فرم کرده بودم و آهنگ های بیتل و ... و اینا رو میخوندم و سه ماه مثلا قرار داد داشتیم لب دریا . بابام بسیار مخالف بود . مخالفته به اونجا رسید که مجبور شدم برم راه خودمو و وقتی که آمدم لندن که چهارده سالم تموم نشده بود یه برادر داشتم و یه خوهر لندن که برای یکسالی اونا بودن ... و رفتن . من از چهارده پونزده سالگی عملا تو این دنیا با موزیکم تنها بودم و بودم و خودم همه کارامو انجام دادم . بعد از اینکه دیپلمم رو گرفتم از های سکول لندن . رفتم ... . رشتم بوده classical jaaz . composition خوندم و ارنجمنت و ... دارم از ... و الانم در واشنگتن دی سی در خدمت شما داریم با هم حرف میزنیم .

بله از واشنگتن گفتی سیاوش جان شنبه شب در واشنگتن کنسرت داشتی از اون راضی بودی ؟ از مردم خیلی راضی بودم . انقدر هیجان که از مردم میگیرم ، چون من تمام انرژی هایی که از اون آدما میاد همرو حس می کنم و پس میدم . خیلی خوب بود . بسیار عالی بود .

بسیاری از خواننده های موسیقی پاپ الان در ایران از چنین فرصت هایی مثل فرصت هایی که تو داری محروم هستن و بیشتر آثارشون رو به اصطلاح ضبط استودیویی می کنن . کنسرت و اجرای زنده تا چه حد می تونه قابلیت های خواننده رو تقویت کنه ؟ والا اگه خواننده ، خواننده ی کنسرتی باشه خیلی زیاد اما من خودم معتقدم که هر آدمی نباید کار زنده انجام بده . آدم هایی هستن که کارهای ضبط شده ی استودیوشون خوبه ، وقتی که میاد روی استیج می ایسته با یه بند ، ارکستر برای یک مقداری آدم که توی اون ادینس هیتن کار انجام میده فقط این نیست که این میکروفنرو بگیره دستش و بخونه . اگه میخواد بایسته و این کارو انجام بده ، تکون نخوره ، بده بستون احساسی با مردم نداشته باشه روی استیج واقیعت بهتره همون سی دی شو گوش بدن ، چون کم کم باعث میشه که صدمه بخوره به اون قسمتی که در خاطره ی مردم بوده یعنی سی دی ها . خواننده باید واقعا روی استیج بلد باشه کارشو یا لااقل در ضمن سال ها یاد بگیره . اگر نه نمیدونم من اینجوری یاد گرفتم که باید با مردمی که نشستن اونجا خیلی ارتباط برقرار کنه خواننده و با ریتم آهنگش تکون بخوره ، با ریتم آهنگش بالا پائین بره ، همشو احساس کنه ، زنده خیلی خوبه به شرط اینکه خواننده این کاره باشه .

تو خودت جزو معدود آهنگ سازهایی ایرونی موسیقی پاپ هستی که آثارشون رو خودشون هم میخونن . این ویژگی یعنی تسلط یه خواننده به علم موسیقی به نظر تو چقدر میتونه در پیشبرد هنر کمک کنه ؟ بسیار زیاد . اصلا باور کردنی نیست که اگر خواننده سواد داشته باشه . سواد آکادمیک موزیک داشته باشه بدونه چی به چیه . بدون آکورد ها چه صداهایی میدن . ارتباطشون با هم چیه . هارمونی ها چکار میکنن . بسیار خواننده ی بهتری خواهد بود . همیشه . اصلا باور کردنی نیست چقدر اثر داره این مسئله . متاسفانه خواننده های ما می خونن خوبم می خونن . نه همشون ، مقداریشون هستن که خوب می خونن . خیلی هم خوب می خونن . مثل ابی ، داریوش ، گوگوش ، امید ، معین . تمام اینها خواننده های خوبی هستن . ولی من همیشه ایراد و بهشون دارم که شما که وقت دارین پول هم دارین  موقعیت هم دارین چرا پیانو تو خونتون نمیذارین هفته ای یه دفعه یه معلم بیاد . فقط بیسیک یاد بگیرین . این آکوردا چین ، چه صداهایی میدن چه ارتباطی با هم دارن . هارمونی چکار می کنن . اینا خیلی خوبه اگر خواننده اینو بدونه . آهنگساز که حتما باید بدونه . ما هم تک و توک آهنگسازهایی داریم که اونها هم نمیدونن. تا یه مقداریش میشه سلیقه و ذوق و استعداد و اینها . حتما اطلاعات لازمه ، حتما معلومات لازمه ، حتما خیلی زیاد .

تو خواننده های ایرانی تنها دو نفر رو شنیدم که به خاطر شرایط مثلا میگیم کیفیت صدا یا خود موقعیت اون سالن یا کسایی که باید کاراشون رو انجام بدن ولی متاسفانه انجام نمیدن اون جور که باید انجام بدن و خوب به هر جهت تاثیر مستقیم میذاره رو کار هنرمند . تو و شجریان هستید تا اونجایی که من البته اطلاع دارم تنها آدم هایی هستید که کنسرت رو ترک کردید و روی چه مبنایی حاضر میشی که پول مردم رو پس بدی ول کارو انجام ندی ؟ باید این کارو کرد . ترک کردن و رفتن به نظر من بهتر از یه اجرای بده که هم من تحملش کنم و هم مردم تحمل کنن حالا به خاطر اینکه آمدن و اونجا نشستن کاچی به از هیچی بشینیم دیگه حالا چی میشه . یا اینکه خوب حالا ایندفعه به اون خوبی نبود اما نه . در مورد من اتفاقا فرق می کنه چون من کاری که من مکنم پاپ هست و مشخصات کارهایی که من میکنم کلسش در حد وورک کلس هست یعنی من موزیکم اگر کلمات فارسی رو برداری زیرش در حد تمام همین ترنس های خوبی که تو اروپا و آمریکا دارن میزنن یا تکنو موزیک اینا ، خوبه هستش SOUND MAN   هایی که آمریکای ی ان یا غیر ایرونی ان موزیک منو می فهمن در نتیجه  SOUND من همیشه ، همیشه نه ولی اکثر اوقات خیلی خوب بوده . من این مسئله رو هم حتی می فهمم که آدم هایی که میان مثل آقای ناظری اینها نباید از SOUND MAN  آمریکایی استفاده کنن . باید حتما از SOUND MAN  ایرونی نداریم زیاد . رامین زمانی هست کارش خوبه . من موسیقی اصیل زیاد نمی شناسم ، سازهای ایرونی هم خیلی خوب نمی شناسم ولی می دونم که صدایی که از توی شکم اون تار در میاد و اینها نوعش ، اکوش فرق می کنه و اینا نمیشه . در نتیجه وقتی مسائل اینجوری پیش میاد من ترجیح میدم که نباشم و انجام ندم ، بهتره تا اینکه بگم آقا حالا چه میشه کرد با موقعیت فعلی باید ساخت و خوند و یه کاریش بکنیم . من اصلا اهل وصله کردن و این حرفا نیستم .

اگر از من بپرسن که جنبه کارهای سیاوش چی هست ، سیاسیه بیشتر یا چیز دیگه ای من خودم به شخصه جواب میدم که کارهاش جنبه های اجتماعی و انسانی رو دنبال می کنه . نظر خودت در این مورد چیه ؟ کاملا ، کاملا . من اینجوری بیشتر می پسندم . این حرفا بیشتر هضم میشه . راحت تر توسط مردم . اثر خیلی خوبه داری . سیاست باید همون هایی که می تونن و می شناسن و می دونن و می فهمن بکنن این کارارو . من ترجیح میدم که برای مردم یه تصویری مثل « تصور کن » داشته باشم و بگم که دنیای اینجوری تصور کنید که دنیای خوبیه ، باقیش مردمن که تصمیم میگیرن که اگه اون دنیا رو واقعا میخوان و دنبالش برن . من فقط براشون اون دورنما رو میذارم براشون خودشون برن .

تا حالا این سوال برات پیش اومده که چرا کارهاتو نمیذارن تو ایران اجرا بشه ، یعنی پخش بشه و مردم قانونی بتونن بخرنش ؟ من میدونم وزارت ارشادی هست که شورای تصویبی داره ، شعر تصویب میکنه ، نمیکنه ، موسیقی تصویب نمیکنه که میگه غلط و اینا ، در مورد از این ایرادا نمیتونن بگیرن چون اصلا من فکر نمی کنم کسی باشه اونجاها که در این حد باشه و صلاحیت اینو داشته باشه که منو قضاوت کنه کارم چیه . کار من کاریه که استاندارد دنیا دارن می کنن. پس می مونه اون مسائل شخصی که شاید ما چرا اومدیم . شاید به دلیل اینکه ما بهر صورت یه مقدار آدم بودیم که وقتی انقلاب شد اومدیم بیرون . بعضی ها به حساب این میذارن که ما موافق نبودیم با رژیم اومدیم بیرون . منه به شخصه آمدم بیرون چون فکر کردم من موزیسینم همه ی عمرم بودم این راهیه که بلدم و این کاریه که بلدم انجام بدم . وقتی یه رژیم اسلامی میاد روی کار قدر مسلم اولین چیزایی که از بین میره همین چیزاست .

سوگلی داری در کارهات ؟ نه قاعدتا کارهای آخری همیشه توشون سوگلی ها اونجا هستن . کارهای بعدی که میاد باز سوگلی های بعدی ، نه چیز بخصوصی که یه دونه باشه که همیشه بگم اینه نه نه همشون هستن دیگه . خوبن ...

برنامه ی آیندت چی هست ؟ از لس آنجلس رفتم بیست و هشت سال لس آنجلس بودم ، لس آنجلس اگه شهر خیلی خوبی هم بود که تازه نیست . بسته بالاخره 28 سال عمریست . تور هم انجام شد و تموم شد ، توش دوبی بود و لندن بود و کلن بود و اینها و به دنبالش تورنتو با داریوش بودیم و در واشنگتن دی سی بودم الان دیگه من قبول نمی کنم اصلا کنسرت و اینها برای اینکه میخوام روی آلبوم بعدیم کار کنم .

می تونی از آلبوم بعدیت بگی ؟ ما باید منتظر چی باشیم ؟ نمیدونم من شروع کردم یه شعر از یغما گلرویی دارم که خیلی دوسش دارم و میگه « لای برگای کتابا دنبال خودت نگرد » « تو غبارا ، تو سرابا دنبال خودت نگرد » و میگه اونجایی که باید خودتو پیدا کن و آخر ترانه میگه که « توئی که تن میدی به هر نقابی که مُده ، توئی » توئی که هر نقابی که مُده این روزا میزنی توئی ، خودتو پیدا کن و سعی کن که « گم نکن خودت رو تو دنیای تردید و دروغ » و بازم اجتماعیه بازم خوبه . خط همین خواهد بود و خط همون تصور کن ها و می بینم که جوونا گوش میدن و متوجه میشن ، با ای میل هاشون بهم میگن که اثر میذاره روشون . من گوش میدم موسیقی روز رو هر چی هست هر چی که دوست دارم از موسیقی روز . ریتم های جدید که میاد و تکنولوژی جدید میاد من سعی می کنم خیلی آپدیت باشم و اون کارا رو انجام بدم . اینه که ممکنه . رنگ ها یه خرده متفاوت بشه اما مسائل همون جوری میمونه .

آدم باید دنبال خودش تو صفحات کتابا نگرده . تو دنبال خودت کجا می گردی ؟ توی خودم . صفحات کتاب میتونه کمکی باشه ، اطلاعات من باشه ، تجربیات من باشه از اون چیزی که خوندم و هضم کردم و قبول کردم ولی آدم خودشو پیدا نمیکنه . چیزهای دیگه پیدا میکنه . خودش رو فقط توی خودش پیدا میکنه .

آیا حرف خاصی داری برای اونهایی که صداتو می شنون ؟ همشون برقرار باشن همشون خوشحال باشن ، به هیچ وجه تحت هیچ عنوانی نذارن غم و غصه و اینها خیلی اذیتشون بکنه ، غم و غصه گذراست ، میره و مثل همیشه که آدم میگه این نیز بگذرد ، غم و غصه ها میگذره اینا آدم نباید بذاره اینقدر روش اثر بذاره که ماهیتش رو عوض کنه یا دپرسش کنه یا نا امیدش  کنه . بالاخره هر روز یه روز جدیده ...  

دانلود مصاحبه ی سیاوش قمیشی با رادیو آمریکا قسمت اول ( صوتی )

دانلود مصاحبه ی سیاوش قمیشی با رادیو آمریکا قسمت دوم ( صوتی )

دانلود مصاحبه ی سیاوش قمیشی با رادیو آمریکا قسمت سوم ( صوتی )

                   

به این علت که لینک های بالا مستقیما از سایت رادیو صدای آمریکا برداشته شده به همین علت در مناطقی که فیلترینگ اعمال می شود قابل استفاده نیست . به همین جهت « سعید » عزیز زحمت کشیدند و این مصاحبه را مجددا برای شما آپلود کردند .

 دانلود مصاحبه ی سیاوش قمیشی با رادیو آمریکا قسمت اول ( صوتی  -  بدون فیلتر )

دانلود مصاحبه ی سیاوش قمیشی با رادیو آمریکا قسمت دوم ( صوتی -  بدون فیلتر )

دانلود مصاحبه ی سیاوش قمیشی با رادیو آمریکا قسمت سوم ( صوتی- بدون فیلتر )

    

     




نویسنده : هومن ، تاریخ : یکشنبه 3 اردیبهشت 1385 ، ساعت : 03:04 ق.ظ
ویرایش در  تاریخ : یکشنبه 24 اردیبهشت 1385 ، ساعت : 09:05 ق.ظ
مصاحبه با یغما گلرویی

به نام بخشنده بزرگ

قبل از اینکه متن مصاحبه یغما گلرویی رو با هم بخونیم لازم میدونم نکاتی در مورد بخشهایی که جدیدا به وبلاگ اضافه شده است عرض کنم

یکی از بخشهایی که جدیدا اضافه شده بخش hot news در سمت راست وبلاگ است که در این بخش برخی از اخبار جدید را ملاحضه خواهید کرد.ترانه جدید سیاوش قمیشی را هم میتوانید از همین قسمت یا از لینک های زیر دانلود کنید

لینك یك لینك دو لینك سه

بخش دیگری که به تازگی اضافه شده بخش ( اخبار کنسرت سیاوش) است که در این بخش میتوانید تاریخ کنسرت های سیاوش و محل برگزاری این کنسرتها را مشاهده کنید .

نکته دیگری که باید بگم یکی از اعضای وبلاگ یعنی صدف عزیز به عنوان خبر نگار وبلاگ به کنسرت آینده سیاوش قمیشی خواهد رفت و علاوه بر خبر هایی که از کنسرت در اختیار ما قرار خواهد داد در مورد طرح حضور سیاوش قمیشی در ایران با شخص قمیشی گفتگو خواهد کرد . از كسانی كه سوال و یا ترانه ای برای ارسال به آقای قمیشی دارند درخواست می كنیم نوشته های خود را به همراه شماره تلفن تماس در قالب فایل WORD به ای میل وبلاگ بفرستند تا ما به نیابت از آنها نوشته هایشان را دراختیار سیاوش قمیشی عزیز قرار دهیم .

در مورد طرح حضور سیاوش قمیشی در ایران هم به زودی مطالب جدیدی دروبلاگ قرار خواهد گرفت .

با تشکر از همه شما دوستان عزیز با هم مصاحبه ی یغما گلرویی با بی بی سی را میخوانیم. این مصاحبه توسط دوست عزیز « الیشا شمسیان » تدارک دیده شده .

یغما گلرویی

مجردین یا متاهل هستین؟
من 16 دی ماه سال1382 ازدواج کردم و متاهل هستم.

چند ساله شعر می گین و با چند خواننده لس آنجلسی کار کردین . آیا شما قصد دارین با شهره، لیلا فروهر و محمد اصفهانی کار کنین؟

شعر رو تقریبا از هفده ساله گی شروع کردم و شش سالی هست که در کنار شعر، ترانه هم کار می کنم.

یازده ترانه با سیاوش قمیشی در آلبوم های نقاب و بی سرزمین تر از باد و روزهای بی خاطره کار کردم، یک ترانه با شماعی زاده، یک ترانه با فرامرز آصف، یک ترانه با معین، یک ترانه با امید، دو ترانه با آرین، یک ترانه با شیلا و در آلبوم "آدم و حوا"ی شادمهر دو ترانه به نام های "ستاره" و "با من باش" رو کار کرده ام.

متاسفانه ترانه سرا در روزگار ما انتخاب می شه و انتخاب نمی کنه. به گمانم شما باید سوال آخر رو از همون سه خواننده بپرسین.

آیا درسته که سیاوش قمیشی برای استفاده از ترانه های آلبوم" نقاب" از شما اجازه گرفته؟ نظرتون درباره ترانه های مریم حیدر زاده چیه؟

بله. سیاوش قمیشی یه آدم حرفه ای یه و مشخصه که برای اجرای ترانه ها با من تماس گرفته.
خانم حیدرزاده به اعتقاد من ترانه سرای خوبیه و سبک مخصوص به خودش رو داره. با وجود این که خیلیها (مخصوصا ترانه سراها) چشم دیدن اون رو ندارن من از خیلی از ترانه هاش رو می پسندم. ای کاش این استعداد کمی هم به سمت ترانه های اجتماعی و انتقادی سوق پیدا می کرد و یا به لایه های درونی تر ارتباط های عاشقاتنه می پرداخت اما... بدون وجود این موضوع هم می شود گفت که خانم حیدرزاده از ترانه سرایان خوب دوران ما هستن.

آقای گلرویی چرا شما خودتون نمی خونین مگه صدای خوندن ندارین؟

تا منظورتون از صدا چی باشه... وقتی می بینیم و می شنویم که فلان فوتبالیست و بازیگر و مجری تلویزیون و کفاش و عطار و بقال خواننده شده اند آدم دچار این وسوسه می شه که چرا من نخونم؟ من که از فلانی و فلانی بهتر می خونم؟ ...من فکر می کنم بهتره که هر کسی کار خودش رو انجام بده. شاید یه روزی چند کار رو که خودم خیلی دوسشون دارم و خواننده ها هم دل اجراشون رو ندارن اجرا کنم اما برای هدیه دادن به دوستان و بلکه قرار دادن در اینترنت نه به قصد ارائه ی آلبوم موسیقی و این حرف ها.

آیا شما شعرهاتون رو برای تایید نهایی و یا اظهار نظر به شخص خاصی می دین؟ آیا برای شعرای جوان این کار ضروریه؟

اگه منظورتون کسیه که در این زمینه سررشته داره و به عبارتی من اون رو به عنوان استاد خودم در نظر می گیرم و ترانه هام رو براش می برم تا بخونه و نظر بده ، باید بگم نه. در زندگی استادی نداشته ام و شعر و ترانه رو قابل یادگیری و آمورش نمی دونم. بدون شک مثل هر کس دیگری از آثار خیلی از شاعران و ترانه سرایان تاثیر گرفته ام اما استادی نداشته و ندارم... در ضمن من خودم رو در مقامی نمی بینم که برای شاعران جوان فتوا صادر کنم که چه بکنند و چه نکنند. کسی که شعر مثل خون در رگ هاش جریان داشته باشه حتی اگه مثل رابینسون کروزوئه در جزیره یی دورافتاده تنها بمونه هم می تونه زیباترین شعرها رو بنویسه.

شعر "تصور کن" دید جهانی داره و این در تناقضه با شعرهای مشابه ایرانی که بیشتر جنبه ناسیونالیستی دارن، نظر شما در مورد شعرهای ناسیونالیستی چیه؟

از این مسئله که جغرافیای خودت رو زیباترین و با فرهنگ ترین نقطه جهان بدونی و کشورهای دیگه و فرهنگشون رو داخل آدم ندونی بیزارم. از دیدن کسانی که موقع بیان ملیتشون فقط از زیبایی خرابه های تخت جمشید و شکوه کوه البرز و این قبیل سخن می گن خنده ام می گیره. من شهروند جهانم اما به زبان فارسی سخن می گم و به فضایی که در آن بالیدم دلبستگی دارم. این دلبستگی اگه رنگ تعصب بگیره انسان رو بدل به موجود آدمی خواری مثل هیتلر می کنه. تعصب نسبت به هر چیز به جز آزادی بلای جان جهانه.

"گلو پر میشه از سرمه" در شعر "تصور کن" یعنی چی؟

سرمه پودر سیاهیه که خانم ها برای زیبایی به چشماشون می مالن. شنیدم سرمه رو از خاکستر ابریشم و چند ماده ی دیگه می سازن. در دوران قبل و تا همین دوران قاجار اگر کسی حرفی می زد یا شعر و ترانه یی می خوند که به مذاق شاه یا والی خوش نمی اومد در گلوش سرمه می ریختن. سرمه بلایی بر سر تارهای صوتی اون بخت برگشته می آورد که تا سال ها و بلکه تا آخر عمر قادر به تکلم نبود.

با کدوم خواننده ها در داخل ایران کار کردین؟

امیر کریمی ، رضا یزدانی، ناصر عبداللهی، شادمهرعقیلی، قاسم افشار، سعید شهروز، فرهاد جواهر کلام، شهرام فرشید، هومن بختیاری و...

از همکاریتون با سیاوش بگین و اینکه کار کردن با سیاوش چطور بود . آیا شعر ها رو بخاطر سیاوش عوض می کنین؟ در مورد ریتم آهنگ ها پیشنهاد می دین؟ از کدوم آهنگ سیاوش روی اشعار شما بیشتر راضی هستین؟

این همکاری یکی از بهترین اتفاقات برای من من بوده. سیاوش ترانه رو به درستی می شناسه و یکی از رمزهای اثرگذاری آثارش همین مسئله است. اجراهای سیاوش خیلی به حس من نزدیکه و خودم از قدیم طرفدار صدای اون بودم. گاهی در قسمتی از شعر سیاوش مطرح می کنه که فلان کلمه در آهنگ من خوب نمی شینه یا فلان سطر به یک نواختی کل اثر لطمه می زنه... منم اون بخش رو تغییر می دم چون به نگاه سیاوش اعتماد کامل دارم. در مورد آهنگ ها اظهار نظر نمی کنم چون سیاوش آهنگ ساز تازه کاری نیست که نیاز به خط دادن داشته باشه. همه کارها رو دوست دارم اما" نقاب" و "پرسه" و "تصورکن" از اجراهای مورد علاقه ام هستن.

تا چه اندازه ترانه های شما در ایران سانسور میشه؟ و مجوز چاپ می گیره؟

ترانه هم مثل هر هنر دیگری در ایران دچار ممیزی می شه. من هم ترانه های زیادی دارم که سطرها و یا کل آن ها مجال چاپ و اجرا در ایران رو پیدا نمی کنه. البته مجوز چاپ راحت تر داده می شه تا مجوز اجرا توسط خواننده چون تیراژ کتاب ها سه هزار جلده اما یک نوار موسیقی دست کم در سی هزار نسخه منتشر می شه.

شما به متن ترانه "تصور کن" اعتقاددارین؟ می خوام بدونم یه شاعر یا ترانه ساز چقدر به کاری که انجام میده ایمان داره؟

من به هر چیزی که نوشتم اعتقاد دارم. ممکنه گاهی برای این که خواننده خواسته بوده ترانه هایی با موضوعات سطحی و ساده ی عاشقانه نوشته باشم اما هرگز ترانه یی با موضوعی که به آن اعتقاد نداشته ا م برای خوش آیند این و آن ننوشته ام. کاری که اغلب دوستان همکارم در این جا کرده اند. من هم مثل شما معتقدم که هنرمند باید به آن چه می آفرینه معتقد باشه. کاش تمام ما شبیه ترانه هامون بودیم.

آیا بعد از کتاب "بی سرزمین تر از باد" کتاب ترانه دیگری وارد بازار کرده این؟ توسط چه انتشاراتی؟

بله. مجموعه ترانه ای به نام: "رقص در سلول انفرادی". مجموعه نامه ای به نام: "سلام! خانم رنگین کمان!" و ترجمه یی از اشعار نزار قبانی با نام : "باران یعنی تو برمی گردی!"

بیشتر آثار كدام شاعران گذشته را می پسندین؟

شاملوی بزرگ به اعتقاد من سرآمد شاعران زبان فارسیه.
.

لطفا رمز موفقیت خودتون رو بگین.

من خودم رو موفق نمی دونم و این حرف رو هم از روی فروتنی و خاکی بودن و این اداها نمی زنم. تنها جوابی که می تونم به شما بدم اینه که انسان اگه واقعا بخواد به چیزی برسه می تونه و هیچ نیروی زمینی و آسمانی نمی تونه جلوی اونو بگیره.

اسمتون رو چرا یغما گذاشتن؟

برای همآهنگی با نام خواهرم یلدا.

می‌خواستم بپرسم که چطور با همسرتون آشنا شدین؟

در یک گالری نقاشی ، چون خانمم نقاشه.

توی بعضی از شعرهاتون از زمانها یا خاطره هایی صحبت کردین که به زمانهایی قبلتر از زمان تولد شما برمی گرده... یعنی به نظر می رسه که اون خاطره مال شما نبوده و از دیگران شنیدید ولی به عنوان خاطره خودتون مطرح کردید مثل شعر لاله زار چرا؟... این باعث می شه که احساسی که توی اون شعر هست مصنوعی به نظر برسه...

من در ترانه سرگذشت و خاطرات خودم رو نمی نویسم، اگه می خواستم چنین کاری بکنم به جای ترانه نوشتن یکی از این دفترهای مخصوص خاطره نویسی که قفل و کلید هم داره می خریدم و مشغول می شدم. در ضمن مگر ترانه باید تنها در برگیرنده تجربه های شخصی آدم باشه؟ سوال شما مثل این می مونه که به یک کسی که نقاشی قهوه خانه یی می کنه بگی چرا عکس جنگ رستم و سهراب رو کشیدی؟ مگه تو خودت جنگیدن این دو نفر رو با هم دیدی؟ من ترانه ای دارم که می گه : من از جنوب شهر میام! از بغل دروازه غار... این دلیل نمی شه که من واقعا تو دروازه غار زندگی کرده باشم. متاسفانه ترانه سرایان دوره های قبل نتونستن بخش زیادی از اتفاقات بزنگاه خودشون رو در ترانه هاشون بیارن و این کار به عهده ی من و امسال منه که قطعه های نا تموم این پازل رو پر کنیم. در مورد مصنوعی بودن احساس در این دست ترانه ها هم اولین باره که می شنوم چون ترانه هایی مثل لاله زار یا کافه نادری در همین ژانر هستن و از موفق ترین و پر مخاطب ترین ترانه های من بودن

با تشکر از « الیشا شمسیان » که این سوالات رو از یغما گلرویی پرسیدند .




یغما گلرویی




نویسنده : سعید ، تاریخ : جمعه 5 اسفند 1384 ، ساعت : 01:02 ق.ظ
ویرایش در  تاریخ : یکشنبه 11 تیر 1385 ، ساعت : 11:07 ق.ظ
صفحات بعد : ... 4 5 6 7 8   تعداد کل صفحات : 8
CopyRight 2008 SiavashGhomayshi.Info ©
Design By Hooman & Farnaz