GhomayshiShop.Com . همانطور که در پست قبلی وبلاگ به اطلاع شما علاقمندان سیاوش قمیشی رساندیم برنامه ای جهت تحویل مستقیم بزرگترین مجموعه از آثار سیاوش قمیشی به دوستان تهرانی در نظر گرفته شده بود که با وجود مشکلات کوچکی که وجود داشت اما این کار انجام شد و دوستان بسته را تحویل گرفتند و خوشبختانه استقبال خوبی نسبت به این موضوع انجام شد و به این ترتیب امکان ملاقات حضوری با تعدادی از شما نیز فراهم گردید که از این جهت بسیار خرسندیم. ذکر این نکته لازم است که فروش بزرگترین مجموعه از آثار سیاوش قمیشی همچنان ادامه دارد و می توانید این مجموعه را از فروشگاه سفارش داده و از طریق پست ( و یا اگر در تهران زندگی می کنید، هم از طریق پست و هم از طریق پیک و پرداخت پول در ازای دریافت مجموعه ) دریافت نمائید. اما مد نظر داشته باشید که فروش برای شرکت در قرعه کشی ، تنها تا 10 روز دیگر یعنی تا 14 آبان ادامه خواهد داشت. بنابراین دوستانی که علاقمند به تهیه ی مجموعه هستند تنها تا 10 روز دیگر برای سفارش خود زمان دارند. پس به شما توصیه می کنیم که هر چه زودتر در این زمینه اقدام کنید.
برای سفارش مجموعه آثار سیاوش قمیشی اینجا کلیک کنید : فروشگاه آثار سیاوش قمیشی

Siavsah Ghomayshi 's Interview With Radio Javan . دوستان و شنوندگان عزیز رادیو جوان به بخش مصاحبه با هنرمندان در رادیو جوان خوش آمدید. این بار این افتخار رو داریم که گفتگوئی داشته باشیم با هنرمند محبوب و پر آوازه ی ایران آقای سیاوش قمیشی. سیاوش عزیز خوش آمدید به رادیو جوان و خیلی ممنون که فرصتی به ما دادید که با هم گپی بزنیم.
سیاوش قمیشی : مرسی پوریا جون . ان شاالله خوبی ، ان شا الله شنونده ها هم خوبن. خیلی وقت بود می خواستیم این کارُ بکنیم با حامد صحبت می کردیم و قرار میذاشتیم که هی عقب و جلو میشد ولی خوشبختانه امروز شد.
رادیو جوان : سیاوش عزیز دوست دارم صحبتمونُ شروع کنیم با آلبوم رگبار. در این مدت کوتاهی که این آلبوم با بازار عرضه شده حداقل تو رادیو جوان به یکی از پر فروش ترین و پر طرفدار ترین آلبوم های موجود تبدیل شده. میخوام بدونم انگیزه و اندیشه ی پشت این آلبوم از کجا شروع شد و شما رمز موفقیت های پی در پی خودتون رو چگونه ارزیابی می کنید؟
سیاوش قمیشی : والا در مورد رگبار اگر خوبه به خاطر اینه که 3 سال طول کشید و سه سالی که من خیلی مواظب و دقیق حساب می کردم با خودم که چه کنم و چه نکنم. جاهای خوب، استودیوهای خوب که کارشون برای ضبط کردن اکوستیک، ساز های اکوستیک خیلی معروفن و استودیو ها رو استفاده کردم. خیلی خوب آلبوم رو میکس کردیم و مستر کردیم و بعد هم فکر می کنم داستان همیشه اینجوری بوده که اگر دقت کرده باشین مثلا 7-8 سال پیش ها سبک من خیلی فرق کرده و عوض شده و سه تا آلبوم که می دونید ترنس بوده و اونجوری بوده و اینا و بعد دیدم که مقدار زیادی از مارکت ایرونی داره میشه همین ترنس و تکنو و اینا و فکر کردم که change کنیم و چه کنیم گفتم که آره ریتم ها رو نگه دارم ولی آکوستیک ضبط کنم که زیاد ترنسی نباشه قضیه و شعرا که باور می کنی یا نه من حدود شش هفت هزار تا شعر خوندم که بتونم هشت تا شعر از توشون درآرم
رادیو جوان : نه باور می کنم ، پس میشه فاصله ی تقریبا طولانی بین آلبوم قبلی و آلبوم رگبار همین بوده که شما داشتین وقت صرف می کردین که مطمئن بشین که آلبوم موفقی بشه
سیاوش قمیشی : دقیقا همین جوریه پوریا جون
رادیو جوان : سیاوش جون شاید تعداد خیلی کمی از شنونده ها این حقیقت رو مطلع نباشن که شما غیر از یه خواننده ی خوب بودن شاید می توان گفت که یک ترانه سرای خوب و یک موسیقی دان بهتری هستین ، حتی فوق لیسانس خودتون رو رویال سوسایتی آف آرت در لندن در رشته ی موسیقی دریافت کردین ، آیا این علم شما به موسیقی و ترانه سرائی و تنظیم چه طوری بهتر بهتون کمک می کنه در ساختن یه آهنگ و اون روندی که شما طی می کنین برای تکمیل یک آلبوم؟
سیاوش قمیشی : خیلی زیاد پوریا جون، فرق من با یه خواننده ای که فقط می تونه میکروفون دستش بگیره و آهنگی رو که براش ساختن بخونه اینه که من قبل از اینکه یه آهنگ اجرا شه بره تو استودیو یا تنظیم بشه اینها می دونم که وارد چه مراحلی میخواد بشه و اون مراحل چه جور اثراتی روی این ملودی و شعر میذارن. دیگه نمیذارم که منحرف بشه و کج بره و قبل از اینکه اون اتفاقات بیافته من تصحیحش کردم. یعنی من اگرم میدم آهنگمو کسی تنظیم بکنه ، میدونم چه چیزهائی ممکنه دستشو ببنده نذاره خوب کار کنه اون چیزا رو کنار میذارم و این باعث میشه که کار هیچ وقت توی مشکل نمی افته اشکال پیدا نمیشه براش. وقتی که دارم این کارُ می کنم مثلا توی پرنده ی مهاجر فکر می کردم که این گیتار نایلون باید اینجاها رو بزنه . خوب وقتی تو می دونی چه سازی دقیقا میخواد آهنگتو بزنه ملودی های وسط رو بزنه ، فکر می کنی که وقتی نایلون بزنه زیرش باید خلوت تر باشه ، در نتیجه چی باشه. تمام اینا توی مغز من هست قبل از اینکه اصلا آهنگ بره و پروگرام بشه و ترک بشه در نتیجه همیشه جوابش بهتر و مثبت تره دیگه ... من فکر میکنم باقی همکارا هم اگر که امتیازاتی که من دارم می داشتن یعنی میدونستن که آقا مثلا یه کاری که ما می کنیم که هیچکس دیگه نمیکنه اینه که ما قبل از اینکه میکس کنیم آهنگُ یه فرکانس ریمیکس می کنیم یعنی سازهائی که توی یه فرکانس هستن. مثلا صدای خواننده صدای human voice صدای آدم فرکانسش خیلی نزدیکه با گیتار الکتریک به خصوص سیم های سوم و چهارم و پنجم تو اگر این چیزا رو بدونی هیچ وقت گیتار الکتریک رو نمیذاری... اگر همزمان قراره با صدای خواننده بزنه نمیذاریش بغل صدای خواننده، چون ما استریو که ضبط می کنیم از دست چپ تا دست راست که سعی می کنیم اینا رو دور از هم کنیم بعد میشه « فرکانس ریمیکس » که خیلی صدا خیلی بهتر بیرون میاد بعد از میکس. اینا خلاصه مسائل تکنیکی و اینهاست که اگر کسای دیگه بدونن خیلی راحت می تونن کار کنن .
رادیو جوان : حالا سیاوش عزیز این دلیل مته به خشــخاش گذاشتن شما و با دقت بودنتون آیا این دلیلی میشه که دوستداران شما حالا باید سالها صبر کنن واسه آلبوم بعدیتون؟
سیاوش قمیشی : ( خنده ) نه ، پوریا جون این یکی اینجوری شد برای اینکه وسطش یه چیزی حدود ده ماه لس آنجلس نبودم، رفتم اروپا رفتم اسپانیا سعی کردم جامو عوض کنم که موفق نشدم . حالا نمی دونم که این موفق نشدن من دلیلش این بود که لس آنجلس خیلی خوبه یا جاهای دیگه انقدر تعریفی ندارن! ولی یه ده ماه هم اونجوری رفت .البته اون ده ماه هم کار میکردم. من لپ تاپم همیشه همرامه یه دونه کیبورد کوچولو هم دارم که وصل میشه به لپ دارم بنابراین هر جا برم می تونم لپ تاپمو باز کنم کیبوردمو بذارم کارمو بکنم و کارم می کردم . این طول کشید به خاطر اینکه من می خواستم سبکمو عوض کنم تو این آلبوم و یه مقداری طول کشید که میخوام عوض کنم آره، ولی چکار میخوام بکنم ولی عوضش بکنم به چی! یه مقداری اون وقت منو گرفت یه مقداری شعرام کم بود هنوز ، 5 تا شعر داشتم 3 تا کم داشتم باز یغما گلروئی تو این آلبوم زیاد هست تعداد شعرش و با یغما کار میکردم با یغما تماس می گرفتم . ایده می دادیم با هم صحبت میکردیم . یه شب با هم صحبت میکردیم من جنوب اسپانیا بودم اون تهران بود. ناراحت و دلخور و اینا گفت چیه؟ گفتم آقا عجیبه واقعا با میریم با پاسپورت آمریکائی مثلا فکر کن میریم فرانسه یارو وقتی پاسپورت آمریکائی رو می بینه وا می کنه می بینه متولد ایرانه بعد سر به سر میذاره ، نه اون چنانی ... شما کی ایران بودین؟ تازگیا ایران نرفتین؟ من برای یغما ... می گفت چرا دلخوری حدودا یک سال و نیم پیش گفتم برای اینکه با پاسپورت آمریکائی میرم فرانسه باز می کنه می بینه متولد ایرانم سوالهای پرت و پلای بیجا که نباید بکنه نتیجه ای هم نمی گیره چون بالاخره مجبوره مهر بزنه من برم تو. از این اتفاقات که می افته حال آدم گرفته میشه و اینا. وقتی این صحبت ها رو می کردیم با هم دیگه بعد یغما این شعر جنگل بدون ریشه رو سرود.
رادیو جوان: سیاوش جان خیلی جالبه برای اینکه سوال بعدی من در مورد همین آهنگه، توی آهنگ اول آلبوم رگبارت که همون جنگل بدون ریشه عنوانش هست شما می خونین که توی که خونمون به ما میگن فراری توی غربت دم به دم انگشت نگاری ، دیگه حتی صاحب اون خونه نیستیم ، بیرون خونه میگن ما تروریستیم.
این آهنگ و ترانه حتما به خیلی از مخاطبین شما مخصوصا در خارج از ایران احساس های مختلفی میده که احساس دور بودن از وطن احساس از اینجا موندگی از اونجا روندگی ، خاطرات تبعیض ، اهانت و تازگی هم تهمت تروریست بودن، من میخواستم همینُ بدونم. یک مقداری جواب این سوالُ دادی که انگیزه ی این آهنگ چی بود؟ آیا شما سیاست داخلی و خارجی هم دنبال می کنید و راه حل بیرون اومدن همونطوری که تو آهنگاتون میگین از این برزخ بدبینی چیه ؟ چگونه می تونیم ریشه مونو پس بگیریم؟
سیاوش قمیشی : متاسفانه تا الان که راه حل و چاره ای من به شخصه پیدا نکردم به خاطر اینکه مسائل اینقدر حادن و مشکلات پیچیده تو همن که یعنی مثل ... قدیما یادته که مامان بزرگا اینا کاموا می بافتن که مثلا پلوور درست کنن واسه بچه هاشون اما وقتی که نبودن احیانا گربه می اومد با اون گوله ی کاموا بازی میکرد بعد میرفت تو هم جوری گره میخورد که 100 تا سر داشت نمی دونستی کدومشو باید بکشی. اینی که الان من می بینم یه همچین اوضاعیه و واقعیت قضیه همینه که درد دل میکردم من به یغما می گفتم آقا چه تروریستیه که به اونجا به ایرانی های ایران میگن منتها اونها که تو مملکت خودشون هستن و کارشونُ دارن میکنن و به کسی هم کاری ندارن بیرون. ما اینجا شدیم تروریست. بعد ما اونجا نیستیم ، گرفتاری های اونجا هم گردن ماست ( خنده ) و اینا در نتیجه کم کم شد ترانه و بعد گفت اینه ، گفتم اینجاشو عوض کن ... خلاصه اینه دیگه همه ی این سه سال صرف این مسائل شد که یعنی من فکر این نبودم که آهنگ مد بازار بزنم یا چی مده و این حرفا. بیشتر داشتم فکر می کردم که مسائل مردم و گرفتاری هامونو احساس شخصی خودم رو چطوری می تونم بیارم توی آلبومی که نطق نباشه حوصله ی مردم سر بره یا Fan هام بگن که آقا سیاوش هم کم کم داره دیگه واسه ما حدیث میگه و اینها. سعی کردم چیزی مثل تئاتر موزیکال باشه که هم حرف درست توش باشه چون نمی دونم یه عده ای هستن ... اونائی که منو گوش میدن پنجاه درصدشون خیلی دوست ندارن که منم مثل بقیه بشینم بگم وقتی رفتی دلم تنگ شده قربون شکل چشمت... اینجوری و اینا . البته دوست دارن عاشقانه گاهی بخونم اما نمیخوان من هم فقط عاشقانه بخونم در نتیجه در مجموع وقتی فکر می کنم به روحیات اونا و روحیات خودم که هر دو آینه ی همدیگه هستیم. یعنی هر چی Fan ها در من دوست دارن بلافاصله بازتابش اینه که من چی در اونها دوست دارم. این یه چیزیه که همین طوری بده بستونیه بین من و طرفدارهام. نتیجتا این شد طول کشید ولی آخر سوالت گفتی بعدی هم قراره اینقدر طول بکشه، نه ! من سعی می کنم که اگر بتونم ایشالله برای عید خودمون آلبوم بعدی رو بدم برای بازار
رادیو جوان : ان شالله ما که خیلی مشتاقیم. میخواستم یه ذره درباره ی آهنگ دلتنگی صحبت کنم. آهنگ دلتنگی در آلبوم رگبار یکی از محبوب ترین آهنگ هائی هست که به نظر میاد همونجوری که ما در رادیو جوان متوجه هستیم. میشه کمی درباره ی این آهنگ صحبت کنی؟
سیاوش قمیشی: راجب چیش؟
رادیو جوان : این آهنگ به یکی از پر طرفدار ترین و محبوب ترین آهنگها تبدیل شده ، چه برنامه هائی پشت آهنگ بوده؟ چجوری به این آهنگ رسیدی ؟ ویدئوی بسیار قشنگی داره و واقعا انگار یه جور خاصی با شنونده ها یه رابطه ای رو برقرار می کنه، میخواستم بدونم که اونجوری که واسه آهنگ جنگل بدون ریشه داستان قشنگی داشتی آیا داستانی هم پشت این آهنگ بود؟ چه احساساتی پشتش بود؟
سیاوش قمیشی : داستان آنچنانی پشت دلتنگی نیست. دلتنگی حاصل دل خیلی تنگه منه تو اون زمانی که من هر یه دونه شعری که برمیدارم و فکر می کنم که این رو خواهم ساخت اون شعررو اینقدر میخونم و انقدر باهاش هستم که حفظ میشم. دیگه کاغذمو میذارم کنار شعرُ حفظ میشم. برای اینکه بره تو کلم حسابی، برو تو وجودم بعد دلتنگی رو وقتی برداشتم و شعرشُ خوندم و اینها خودمم در زمانی بودم که دلم تنگ بود از روزگار که البته این 31 ساله که بیرون از ایران بودم همیشه هست تقریبا. دلتنگ بودم و ملودیشم با اون دلتنگی بخصوص شعرش قاطی شد و بعد .وقتی که تو استودیو می خوندمش بازم یاد دلتنگی هائی که داشتم اون زمان و اینا رو ساختم می افتادم و بازم اگر حتی دلتنگ نبودم دلتنگ میشدم و بعد اونجا بودیم و الکس فرا هم که نزدیکم بود و تو استودیو که میرفتم نزدیک محل کار الکس فرا بود و علی هم می اومد و گاهی گوش میکرد و اون قول گرفت که این ویدئو رو من بسازم من عاشق این آهنگم . گفتم البته و کار کردیم و خوب هم در اومد می دونم اتفاقا یکی دیروز بهم می گفتش که رفته بوده iTune خرید کنه و از تو آلبوم رگبار دلتنگی محبوب ترین بوده از بابت رکوردی که آورده.
رادیو جوان : خوب سیاوش جون دوباره میخوام ازت تشکر کنم که وقتتو به ما دادی . حالا میخوام یکم دربازه نظرت نسبت به وضع کنونی صنعت موسیقی در داخل ایران و خارج از ایران مخصوصا لس آنجلس آشنا بشم. میخوام بدونم شما موقعیت کنونی موسیقی ایران رو چگونه برانداز می کنید؟
سیاوش قمیشی : والا یه کلمه جواب موسیقی لس آنجلس الان دیگه با یه کلمه حله! قدیما من دفاع میکردم و می گفتم نه آقاو... الان توضیحی زیادی نداره، موسیقی لس آنجلس مساوی ست با « ول بشو » یعنی مثلا توی آمریکا و اروپا و اینا شعرای تصویب شعر و موسیقی ندارن یعنی کسی نمی تونه تصمیم بگیره آقا تو نخون تو بخون میگن آقا بخونن هر کی که خوبه مردم میخرن وقتی هم که نباشه خوب نمیشه و آلبوم یک و دو و سه و بعدم یارو ول می کنه میره دیگه، فکر می کنه که دیگه فایده نداره . در مورد ما نه! وقتی که میشه هر کی دلش میخواد یه آلبوم بده بیرون اینا یعنی این آزادی این مسئله به ضرر مارکت به ضرر جامعه به ضرر همه چی شده چون واقعا دیگه ما تمام مرزا رو دوستان ما شکستن آقا. ببین یک شعرائی و یه یعنی من می دونم از وقتی که این مسائل ضبط موسیقی و این استودیو و اینها و همه چی آنالوگ بود شد دیجیتال. از وقتی دیجیتال شد ساده تر شد دیگه کم کم اون محیط بزرگ رو برای استودیو ها نمیخواستی و دیگه کم کم نمی خواستی جازیست بیاد جازشو بچینه بزنه، ویالون ها هشت نفره ده نفره بیان ویالون بزنن پس در نتیجه هر کسی می تونست تو یه محیط کوچیک تری با بیست سی هزار دلاری یه استودیوی خوبی داشته باشه، خوب! ولی اینجا به دلیل اینکه هر کی نشسته تو گاراژ خونش و تو اتاق خودش داره موسیقی ضبط می کنه و موزیک درست می کنه دلیلش این نیست که هر کی هر کاری می کنه تو خونش برداره بیاره سی دیش کنه و بده به یه کمپانی لس آنجلسی و اینا بیاد بیرون. آقا اینائی که داره میاد بیرون پوریا هفتاد درصد دیگش چیزائیه که مردم دیگه هم بلدن بکنن ولی روشون نمیشه بکنن. من نمی فهمم. این شعر ها ... شعر هیچ ربطی به ... من نگاه می کنم می بینم گاهی اوقات اون آدمی که این ملودی رو ساخته انقدر شعور نداشته که آقا ریتم این شعره این نیست که تو ساختی... واسه همینه که نصفش می افته اینور نصفش ... مثلا می شنوم فرضا : میگه که ، میخواد بگه « توفیقی نداشتم » ... توش می افته اون ور خط ، فیقیش می افته اینور خط یعنی میگه: .... ل ل ل تو ...! بعد مکث ... فیقی فلان... ! نمی فهمه که آقا این توفیق یک کلمه ست باید تموم کنی توی این خط اینو! یعنی دیگه این شعور دو دو تا چهار تا رو هم ندارن دوستانی که دارن می کنن. به خودشونم حق و اجازه میدن که دارن این کارُ می کنن و این ول بشو دقیقا یعنی همین که اتفاق افتاده. در مورد داخل ایران هم که گفتم ایران سه چهار سال خیلی خوب شد یعنی از وقتی که موزیک رو گذاشتن آزاد شه جوونا بیان سی دی بزنن و موزیک بزنن و اینها اولش که سه چهار سال خبری نبود... جالب نبود! خبری بود ولی جالب نبود بعد سه چهار سال پنج سال خوب شد همون زمانی که بنیامین می خوند و یگانه می خوند و چاووشی می خوند و اینا می خوندن من احساس میکردم که قضیه جدی شده و تنظیم کننده های خیلی خوب داشتیم. سیروان داشتیم ، فواد حجازی داشتیم ، بهروز صفاریان داشتیم. اینا خیلی خوب داشتن کار می کردن و خیلی امیدوار کننده ، منم واقعا خلی خوشحال بودم و گوش می کردم کارهای توی ایرانُ. این اواخر مثل اینکه وزارت ارشاد در ایران اون قسمت شعر و موسیقی اینها رو یا تعطیله یا نیمه تعطیله به طور کلی یا خبری نیست یعنی من با توی ایران یا یغما صحبت میکردم اصلا دیگه اون اداره بسته شده مثل اینکه تبدیل شده به یه چیزه دیگه ای . غیر مستقیم گفتن آقا تموم شه ، ما یه تجربه ای کردیم و واسم خوشایند نبوده و دیگه آلبومی بیرون نیاد و من می شنوم بچه های توی ایران که دارن کار می کنن، حرفه ای هاشون میخوان بزنن بیرون برای اینکه مجوز به هیچ کس نمیدن. پس اونم راجبش صحبت کردن فایده ای نداره یعنی دیگه چیزی نیست که وجود داشته باشه ولی برای اون 4- 5 سالی که خوب بود ، خیلی خوب بود.
رادیو جوان : سیاوش جان به یکی از مصاحبه های قدیمیتون گوش می کردم برام خیلی جالب بود که گفتی توی اون مصاحبه به موسیقی هیچ کس که یه رپر فارسی داخل ایرانه خیلی علاقه داری . خیلی از اشخاص اهل موسیقی رپ فارسی رو تهدیدی به موسیقی ایرانی می دونن. میخوام نظر شخصی تو رو درباره این سبک موسیقی که تازگی خیلی محبوب شده و هر روز داره محبوبیتش بین جونا بیشتر میشه چیه؟ و دلیل علاقه ی تو به هیچ کس مخصوصا چیه ؟ اگه بتونی یکم درباره ی رپ فارسی صحبت کنی برامون.
سیاوش قمیشی : من هیچ کس گوش میدم ، عرفان گوش میدم، یاس گوش میدم ، زد با زی گوش میدم، آدمائی که خوب رپ میکنن گوش میدم. رپ کردن پوریا جون کار ساده ای نیست برای اینکه رپ خوب بکنی باید ریتمتو خوب بشناسی برای اینکه کلماتت رو دقیق روی ریتم ها نگی بلکه وسط ریتم ها بگی . مثل وسط خط خوندن ها. باید خیلی ریتمت خوب باشه که بتونی این کارُ بکنی و خیلی با سلیقه این کار ُ بکنی وگرنه میشه شبیه بحرطویل میشه شبیه یه نفر که داره اراجیف میگه. هیچ کس این کارُ خیلی خوب می کنه . من خودم باور نمی کردم یک روزی این مسئله ی رپ یعنی این پدیده ی رپ که دقیقا آنچنان موسیقی نیست یعنی ممکنه در بکگراندش یه چیزائی بزنن اما خواننده عملا آواز نمیخونه . اینجا وقتی که رپ اومد من خیلی زیاد ... رو دوست داشتم، خیلی زیاد و گوش میکردم و بعدها بقیه رو گوش کردم دیدم نه بقیه نیستن اون خوب میدونه که چجوری بگه، تو رپ صدای رپر باید بالا و پائین بره باید خیلی جدی تر مسئله ی گفتار رو دنبال کنه. رپ این نیست که همین طوری بگی و بگی و بگی... در نتیجه وقتی نگاه کردم دیدم عجب جالبه که اینا این رپ رو از آمریکا برداشتن بردن تو ایران و چقدر خوب این کارُ می کنن. همشون ولی 3-4 تاشونو که من گوش میدم خیلی خوبن. هیچ کس خیلی خوبه. من تو ماشین گوش میدم، تو خونه گوش میدم، با هدفون گاهی گوش میدم و خیلی دوسشون دارم و ...
رادیو جوان : پس می تونم بگم شما سبک موسیقی رپ رو یه تهدیدی برای موسیقی ایرانی نمی دونی؟ فکر نمی کنی داری موسیقی ایران رو خراب می کنه. فکر نمی کنی داره به یه راهی پیش میره که موسیقی ما نباید به اون راه پیش بره. مثل اینکه خیلی از اهالی موسیقی این حرفُ زدن.
سیاوش قمیشی : والا از اون آدمای اهل موسیقی باید پرسید که کدوم موسیقی رو داره تهدید می کنه؟ اگه مسئله ی سنتی و موسیقی تار و سه تار و کمونچه و ویالن و اینا رو تهدید می کنه که به هیچ وجه . چون موسیقی پاپ ما هم نتونست موسیقی اونجوری رو ، سنتی رو تهدید بکنه و هیچ وقت ... از وقتی که ویگن اومد پاپ خوند و ادامه داد تا الان که میشه حدود 55 سال هیچ لطمه ای به موسیقی سنتی نخورده. اگر موسیقی سنتی شنوندش م بینندش و علاقمندش کم شده به دلیل زمانشه . دیگه سن آدمائی که موسیقی سنتی گوش میدن دیگه سنی شده که دیگه حوصلشو ندارن بلند شن برن کنسرت های خواننده های سنتی. پیرن ، پاشون درد می کنه ، حوصله ندارن .پس موسیقی پاپ نتونست این کارُ بکنه، رپ هم نخواهد توانست بکنه. ولی کدوم موسیقی . ما موسیقی پاپمون چیزی ازش باقی نمونده که بهش تهدیدش کرد. ای کاش تهدید بکنه این باقیش هم از بین بره. اینی که من دارم میگم همون ول بشو و افتضاحه ؛ این که موسیقی نیست که!
رادیو جوان: صد در صد متوجه هستم، سیاوش عزیز اگر اجازه بدی در انتها میخوام چند تا سوال غیر فنی یا Fun بکنیم از شما، خیلی از شنونده های رادیو جوان دوست دارن بدونن که سیاوش قمیشی اوقات فراغت خودشُ ، وقت آزادشو، وقتی که با موسیقی سرش شلوغ نیست چگونه صرف می کنه؟
سیاوش قمیشی : درخت و آب و اینا خیلی دوست دارم. خیلی زیاد. تو خونه ی خودم انقدر تو آپارتمانم گلدون و گل و درخت و اینا زیاد دارم که واقعا وقتی شروع می کنم اینا رو آب دادن یه چیزی مثل یکی دو ساعت طول می کشن. کوچولو هست بزرگ هست ، بعد دوست ندارم زیاد برم از بیرون بخرم بیارم بذارم تو گلدون توی خونم. دوست دارم کوچولو ها رو بگیرم و بزرگ کنم و ازشون شاخه ببرم و بزنم و اونائی که میشه شاخشونو برید و میشه گذاشت دوباره سبز بشن. خیلی دوست دارم. من اصلا سبزی و درخت ُ این زندگی که برگ جدید نازک کوچولوی مغز پسته ای در میاد بعد بزرگ میشه نگاه می کنم . چک می کنم چند تا برگ جدید دارن اینا. اونا هستن ... سوار ماشین میشم راه می افتم میرم ، آبی جائی ... وایمیسم فکر می کنم ، و باور کن که خیلی زیاد فکر برای کردن دارم و اون اینه که چه باید کرد یعنی با تمام اینکه مغزی همیشه آدم سازمان یافته ای هستم و بودم چون 14 سالم بود که از خونه اومدم بیرون رفتم لندن . من حدود 6-7 ماه برادر و خواهرم بودن بعد دیگه خودم بودم و خودم. بعد دیگه روزگار منو مجبور کرد که سازمان داشته باشیم. درست فکر کنم، اشتباه نکنم ، اینها ولی با وجود همه ی اینها این روزها روزهای بلاتکلیفیه برای من. نمیدونم چجوریه! آمریکا و لس آنجلس برای من هیچ وقت اونجوری هیچ وقت اونجوری دلخواه و قشنگ و اون فرمی که آدم راضی باشه بگه به بمونم نبوده ولی این اواخر دیگه هیچ حوصله ی این مردمُ این روزگار ُ این اشکلاتی که وجود میشه و روز به روزم بیشتر میشه رو ندارم و فکر نمی تونم بکنم بلند شم یه چرخ دوباره ای تو تمام دنیا بزنم ببینم کجا باید رفت حالا.
رادیو جوان: سیاوش عزیز سوال من اینه که حالا وقتی که کنار این آب میری و فکر می کنی و اینها هیچ وقت آروزی برگشتن به ایران به سرت میاد ؟ واقعا فکرشو می کنی که شاید روزی دوباره بتونی دوباره توی ایران باشی و برای مردم توی ایرانی بخونی؟ و در کنار آب زاینده رود بری. می دونم اهل جنوب هستی بری اونجاها باشی ؟
سیاوش قمیشی : والا ، ایران هیچ وقت از من بیرون نمیره و نمی تونه بره و من با اینکه کمتر ... الان 63 سالمه یه چیزی مثل 44 – 5 سالش نبودم ولی خیلی دوست دارم... البته که دوست دارم. زاینده رودُ دوست دارم، تمام ایرانُ دوست دارم و دلمم می سوزه که اینقدر کم بودم که همه جاشو نتونستم برم ببینم. دلمم میخواد شمال برم همه جا برم، دماوند برم،کرج برم، با بچه های تو ایران تو تهران در تماسم. خیلی دلم میخواد ولی فکر نمی کنم که پاشدن و رفتن من اونجا دردی رو دوا بکنه. باید برم یه ماه بمونم برگردم حالا اولا یه تصوری که من دارم قدر مسلم عوض میشه ، بعد از 31سال، شکل تهران عوض شده ، خیابون ها عوض شده، مردم شنیدم عوض شدن. در نتیجه نمیخوام این ریسکُ بکنم و بگم که ای بابا کاش نرفته بودم. دوم اینه که راستش با سیستمی هم که اونجا هست من زیاد احساس خاطر جمعی نمی کنم که بلند شم برم اونجا بگم چی ؟ اگر که قرار بشه که روزی روزگاری درست و حسابی و سازمان دار بلند شم برم بخونم صد در صد دلم میخواد این کارُ بکنم برای اینکه باور کن ، باور کن تمام خوشحالی من با تمام خستگی 20 ساعت پرواز تا دوبی اینه که میرم واسه ایرونی هائی که اومدن ایرون بوی ایرون میدن بخونم. همیشه قشنگ ترین کنسرت اون دلپذیر ترین کنسرت که من خیلی علاقه بهش دارم و هیجان پیدا می کنم قبلش دوبی به خاطر ایرانی های توی ایران. اگه یه روی بخوام بخونم و برم تو استودیو 100هزار نفری بیان ملت حال کنیم همه با هم اینها ولی همینجوری پاشم برم سرکی بکشم مثل سایر ایرونی ها و برمیگردن میگم آقا افتضاحه این چه وضعیه بعضی ها میگن آخ چه خوبه انقدر حال کردیم و اینها نه نه فکر نمی کنم.
رادیو جوان : سیاوش جان حرف کنسرت زدی حالا غیر از کنسرت دوبی برای این آلبوم جدید برنامه ای برای کنسرت اروپا و داخل آمریکا دارین؟
سیاوش قمیشی : والا داخل آمریکا من نمی دونم من روز به روز هر چی میگذره دارم مشکل تر میشم برای خوندن. به طور کلی من این مسئله ی میکرفون دست گرفتن و خوندن روی استیج های این شهر و اون شهر رو دوست نداشتم از اولشم دوست نداشتم. دوست دارم تو استودیو کارکنم ، تو استودیو بخونم اما اینکه پاشم آهنگا رو بکشم از این شهر به اون شهر نه! اگر هم می کنم برای اینه که تنها درآمد مادیم همین کاره، این روزا دیگه مشکل تر. سه تا پیشنهاد دارم برای توی لس آنجلس خوندن ،دو تاش با خواننده های دیگه ای هست که زیاد نمی خوام اون کارُ بکنم. یکیشم تنهاست ولی شرایط برنامه گذارو دوست ندارم. برنامه گذار های ما در تمام دنیا متاسفانه نمی دونم چرا اینجوریه! ولی برنامه گذار ایرونی برای کنسرت ایرونی نمی دونم چرا توشون آدم حسابی خیلی کمه! یعنی وقتی نگاه می کنی همه ماشالله شغلائی که ربطی به موزیک نداره داشتن و دارن و ضمنا کنسرتی هم میذارن. یعنی یه آدمی که یه خورده شعور sound داشته باشه live داشته باشه ، سلیقه داشته باشه اینها نیست. همش تو فکر اینن که آقا چند نفر میان چقدر پول در میاد! چقدر خواننده می گیره چقدر واسه ما می مونه! و من به خاطر این مسئله الانه زنگ میزنن برای لندن ، آمستردام ، به خصوص از سوئد زیاد زنگ میزنن برای برنامه ولی نمی دونم حالا من یا دارم بد اخلاق و بهانه گیر میشم یا اینکه که واقعا میخوام این کارُ به این سادگی که هر کی تلفن می کنه آقا چند میدی کمه زیاده ... بلند شم برم واسم فرق نکنه چه اتفاقی می افته بگم یه ساعت و نیم قراره بخونم ، میکروفونُ بدین بخونم و بیام پولمو بگیرم من این کاره نیستم و نبودم و الان دیگه بدتر. نمیخوام دیگه این کارُ بکنم به این صورت. در نتیجه ممکنه من رو اینور اونور نبینین ، خیلی تک و توک
رادیو جوان: در انتها میخوام بدونم اگه پیام خاصی داره ممنون میشم بیان کنی.
سیاوش قمیشی : عرض کنم به حضورت که انشالله تمام شنونده های رادیو جوان که رادیو خوب و گوش کردنی هست ان شالله که شنوندگان رادیو همیشه سالم و برقرار و سرحال باشن و رادیو جوان گوش بدن و شما هم که برای رادیو جوان کار می کنین به این خوبی و برقرار باشین و سبز و هستین دیگه.
دانلود مصاحبه رادیو جوان با سیاوش قمیشی ( صوتی ؛ 4,40 Mb )
نویسنده : هومن ، تاریخ : یکشنبه 5 آبان 1387 ، ساعت : 07:52 ب.ظ
ویرایش در تاریخ : دوشنبه 13 آبان 1387 ، ساعت : 03:04 ب.ظ









