آلبومها          گالری عکس        گالری ویدئو       زندگینامه        متن ترانه ها        پوستر        آثار کمیاب
دانلود آلبوم جدید سیاوش رگبار

Interview With BebinTv . شاهکار جدید سیاوش قمیشی رگبار وارد بازار شده و این روزها روزهای سیاوش قمیشی ست و هر روز مصاحبه ی جدیدی از او با شبکه های مختلف تلویزیونی به نمایش گذاشته می شود . سیاوش با رگبار به کانون توجه بازار موسیقی تبدیل شده است . اینک شما می توانید مصاحبه ی وی با شبکه ی benin.Tv را از این وبلاگ دانلود و مشاهده کنید :

مادرم یه معلم پیانوی روس داشت به اسم مادام الگا میامد هفته ای یه دفعه تو خونه درس میداد و وقتی میرفتن تموم میشد ساعت درسشون . می رفتم منم میزدم پام به پدال پیانو نمیرسید خیلی بچه بودم اما میزدم . یه دونه نت میزدم نگه میداشتم . خیلی دوست داشتم این صدای ادامه ی نتارو اینا رو . از همون وفتا خیلی دیگه می فهمیدم که خیلی دیگه دوست دارم موسیقی و اینهارو تا اینکه اولین گیتارمو خریدم . تقریبا 12 سالگی و دیگه انقدر این گیتاررو زدم و از مدرسه در رفتم و نرفتم که بابام فهمید . گیتاررو قفل کرد و بعد قرار شد که مدرسه مو برم و گیتارو هم بزنم . خیلی دوست داشتم ، خیلی خیلی . معلم گیتار هم نبود اون زمان برای اینکه من صحبت دارم 50 سال پیش رو می کنم . دیگه از اون وقت به بعد به طور حرفه ای همون 12 سالگی تو موزیک بودم و بعد رفتم لندن . رفتم یه جائی به اسم رویال سوسایتی آف آرت برای تحصیل و جز کلسیکال و کامپوزیشن دارم از اونجا بعد سال هفتاد و یک برگشتم ایران . بعد دیدم که نه مثل اینکه لندن خیلی دلم تنگ میشه برگشتم باز دیدم نه دیگه فایده نداره گیج و گنگ بودم برگشتم ایران که یه فکر اساسی بکنم که داشت انقلاب میشد و من چون شنیدم که مسئله مذهبیه فکر کردم نکنه که موزیک جائی نداشته و منم به جز موزیک کار دیگه ای بلد نبودم . آمدم بیرون ، اومدم لس آنجلس . اول سانفرانسیسکو بعد لس آنجلس که بمونم ببینم چی میشه که هنوز دارم می بینم چی میشه و هیچی نمیشه !
فرنگیس مربوط میشه به آدمی که به اسم فریدون که بچه ی س.. تهران بود و راجب یه دختری به اسم فرنگیس شعر نوشته بود . ترجیح بندش بود : « آخ که دیگه فرنگیس چجوری فراموشت کنم » و بعد اون زمان دوستی داشتم که شاعر خیلی خوبیه و هنوزم هست به اسم سعید دبیری . همدیگرو دیدیم گفتم آقا تو بیا بشین یه شعری بگو که این آخ که فرنگیس توش باشه و بعدم نشستم با گیتار ملودی ها ساخته شد . بعد من ملودی ها رو با چیزی که بهش میگن مر ، آدمائی که دست اندر کارن ؛ مر شعریه که هنوز شعر نیست . بعد اون مرُ میدی شاعر روش شعر میگه و گفتم آخ دیگه فرنگیسشو نگه دار . باقیش دیگه خودت می دونی چی بگی و شعرو سعید گفت . در حقیقت من هیچ وقت فرنگیس نامی رو نمی شناسم و نشناختم ولی این اولین کار ساخته شد .
همکاری با ابی خوب بود زیاد راحت نبود . ما کلی مسائل داشتیم همیشه . ولی کردیم و دیگه بعد اختلاف نظر پیش اومد و این حرفا من اوائل کار شب نیلوفری دیگه استودیو نرفتم و اومدم بیرون در نتیجه من پرودوس نکردم آلبوم ُ فقط آهنگسازشم و بعد از اون دیگه فکر کردیم که یه خورده استراحت بدیم با ابی . ابی یه خورده با بقیه کار کنه منم با خودم کار کنم و...
من از 78 تا حالا لس آنجلسم . سی ساله ، فشار زیاده ؛ استرس خیلی زیاده . شهر 20 میلیونی ، پره ترافیک ، پر هوای بعد ، دود ، مردم بی حوصله و تا حدی بی تربیت . سعی کردم برم ، دیدم نمیشه . خیلی عادت کردم اینجا مثل خونم شده و برگشتم . یه هشت ماه نبودم می گشتم جنوب اسپانیا ، جنوب فرانسه ، لندن که دیگه نشد . ولی ایندفعه دیگه می دونم که باید بمونم و کارمو انجام بدم و غر نزنم .
همه رو گوش میدم ، آلبوم می بینم ، اینترنت میرم بیبنم چی به چیه . مثل تلویزیون شما رو نگاه می کنم . sarzamin.org و تمام اینائی که چیزای جدید دارن میرم نگاه میکنم . من شخصا ، توی تلویزیون دیگه توی مصاحبه ی دیگه گفتم من کار هیچکسُ خیلی دوست دارم . خیلی خیلی ... یعنی اینجوریم گوش نمیدم که ببینم هیچ کس چکار می کنه . گوش میدم over گوش میدم . با یه چیزائیش که خیلی دوست دارم . شش تا هفت دفعه گوش میدم . هیچ کس میدونه که رپ چیه ! و می دونه که باید با ریتم ها و میزان ها با این ها چجوری بازی کرد که بشه رپ . چون اگه مثل بقیه که بلد نیستن رپ کنن سر داون ویت رپ کنی بگی .. .. .. این رپ نیست ، رپ باید بین ضرب ها گفته بشه و هیچ کس این کارو خیلی خوب می کنه .

کی ؟ فکر می کنم خیلی زود ولی فکر بازنشستگی از نظر مالی اصلا نیستم . من هر چی دارم خرج می کنم . هر چی دارم . شاید تو بانکم هفده هجده هزار دلار پول باشه ! این تمام پولیه که دارم . خرجمم خیلی زیاده . می خونم دیگه هر چی که بشه . کم می خونم . انقدری که... نمیخوام که خیلی پول درآرم به خاطر اینکه پول کنار بذارم و هر جا که بهم پیشنهاد میکنن بخونم چون نمیخوام که همه جا بخونم و مهم تر از اون نمیخوام با هر کسی بخونم . آدمائی که نمیخواد همشون گنده باشن ! من بیشتر با کوچیکا کار می کنم . من تورنتو بودم با پویا و افشین . البته زیاد هم کوچیک نیستن ولی کوچیکا یعنی جوون تر از من و اینها نه اینه که حتما بخوام من و داریوش و ابی باشیم ، نه ! فقط بچه هائی که متعهد باشن . خوانندگی رو فقط به خاطر این نکنن که دخترا جیغ بزنن و عکسشون اینور اونور بیافته و لذت ببرن از موقعیت شون . یخوره هم اهل موزیکش باشن و موزیک و توجه کنن که چی می خونن و چکار می کنن . هی بهتر شن و یه جا واینسن و سرپائینی نرن
من خودم احساس می کنم که چون وقتی انجام میدم کاری رو و آلبوم جدید میاد می بینم که خواننده ها و موزیسین ها و اینها میان طرف این سبک که یه خورده فرق کرده . پس اگر تاثیر گذار هستم روی جامعه ای که دارن کار موسیقی می کنن بیشتر احساس مسئولیت می کنم بنابراین سعی میکنم ملودی ها بهتر ، تنظیم ها بهتر ، شعر ها بهتر ، خیلی مسئول احساس می کنم خودم رو در مورد آهنگسازیم . با کی ؟ هر روز ، چقدر زیاد . همه ی جزئیات اینها . دلم میخواد بدونن که من اثر داشتم روی موسیقی ایرون از 45 سال پیش تا حالا . اینجوری یادشون بیاد .


دانلود مصاحبه با ببین تی وی ( تصویری ، حجم 5.6 مگابایت )


دانلود موزیک ویدئوی دنبال خودت نگرد ( تصویری ، حجم 5.48 مگابایت )


Ragbar For Download . بالاخره آلبوم جدید سیاوش قمیشی با نام رگبار بعد از انتظار بسیار فراوان و حدیث های مختلف وارد بازار شد و به دست علاقمندان به این هنرمند رسید . برای حفظ حقوق این هنرمند و طبق خواسته ی خود سیاوش قمیشی ما از گذاشتن این آلبوم با کیفیت بالا در این وبلاگ به عنوان وبلاگ رسمی طرفداران سیاوش قمیشی خودداری می کنیم و از تمامی طرفداران واقعی سیاوش و آنها که برای هنر وی ارزش قائل اند خواهانیم که از گذاشتن این آلبوم با کیفیت بالا به شدت خودداری کنند . و به تمام کسانی که خارج از ایران حضور دارند پیشنهاد می کنیم آلبوم را به طور اورجینال تهیه کنند . برای این کار می توانند به فروشگاه های مربوطه و یا با وب سایت CaltexRecords.com مراجعه نمایند .

برای حفظ حقوق این هنرمند امروز آلبوم جدید سیاوش قمیشی با کیفیت بسیار پائین برای دانلود در این وبلاگ قرار خواهد گرفت . اما تا چند روز آینده مصاحبه ی جدید سیاوش همراه با موزیک ویدئوهای آلبوم رگبار و همچنین سورپرایزی ویژه و باور نکردنی در وبلاگ قرار خواهد گرفت که همگی شما را به معنی واقعی شگفت زده خواهد کرد . لازم به ذکر است که این آهنگ ها به کیفیت بسیار پائین در وبلاگ قرار داده شده است . شاید تعدادی از دوستان به این موضوع معترض باشند که چرا آلبوم جدید سیاوش قمیشی را با کیفیت بالا برای دانلود بر روی وبلاگ قرار نداده ایم . باید خدمت شما عرض کنیم که علت عدم انجام این کار درخواست خود سیاوش قمیشی از ماست . پس ما به عنوان طرفدار سیاوش قمیشی و احترام به خواست وی از گذاشتن آلبوم با کیفیت بالا روی اینترنت خودداری کردیم و دیگران را نیز از انجام این کار نهی می کنیم و از طرفداران واقعی سیاوش قمیشی نیز خواستاریم که این کار را انجام ندهند زیرا که بزرگترین خیانت را به سیاوش قمیشی کرده اند . دیگر همه ی شما با قانون کپی رایت آشنا شده و می دانید که چه ضربه ی بزرگی به هنرمند خواهد زد . کسانی که آلبوم جدید سیاوش را با کیفیت بالا روی اینترنت قرار می دهند و یا آن کسانی که آلبوم های گذشته ی وی را با کیفیت بالا در اینترنت قرار داده اند و در فکر محدود خویش در حمایت از او این کار را کرده اند ( که بیشتر آنها نیز از روی نادانی دست به این کار زده اند ) خواسته یا ناخواسته بزرگترین دشمنان وی به شمار می روند و او را نابود می کنند . برای پی بردن با واقعیت این موضوع لازم است که به صحبت های خود سیاوش قیمشی گوش فرا دهیم ، سیاوش قمیشی در یکی از مصاحبه هایش گفت : « یادآوری کنم که تعدادی از آلبوم ها رو که چه غیر قانونی بزنن و بفروشن ، اونهائی که این کارو می کنن . یا احیانا بدون استفاده ای بقیه بذارن روی اینترنت برای اینکه سایر دوستان بتونن دانلود کنن ، مستقیما صدمه ی مالی به کمپانی ها زده میشه و کمپانی ها وقتی که در آمدشون به اندازه ی کافی نباشه از یک آلبوم ، آلبوم بعدی رو نمی تونن به اون خوبی که می تونستن تهیه کنن در نتیجه در آینده خدای نکرده شاهد این خواهیم بود که آلبوم ها با کیفیت های خیلی پائین و بدی انجام بشن و تولید بشن . در نتیجه خواهش می کنم از جوان ها که بیشتر توی اینترنت هستن و با اینترنت کار می کنن سعی کنید که از روی همدیگه کپی نکنید . یا اصلا اگه سی دی دارید به هم دیگه کپی ندید که کمپانی ها بتونن بیشتر این آلبوم ها رو بفروشن و بتونن آلبوم های بهتری تهیه کنن »


صحبت سیاوش در مورد عدم پخش آلبوم در اینترنت ( تصویری ، 1.8 مگابایت )

حتما دوستان در جریان هستند که وبلاگ با تاخیر فراوان آپدیت می شود اما به ازای این تاخیر به شما نوید خبرهای بسیار خوش و جالب را خواهیم داد که طرفداران سیاوش را دچار شادی و نشاط بسیار بسیار فراوانی خواهد نمود .


و مصاحبه ای قبل از انتشار آلبوم رگبار ، توسط مجله ی ایران جوان چاپ تورنتو :

س: آقای قمیشی دوست دارم بدون اتلاف وقت شما، سر اصل مطلب برویم. در مورد کار آخرتان بگویید.
ج: کار آخر منتشر شده یا منتشر نشده؟

س: منتشر نشده!
ج: کار آخرم آلبومی است به نام رگبار، که اواخر ماه ژانویه 2008 تمام شد. تا کارهای جنبیش هم تمام شود، ماه فوریه از راه رسیده بود که من آن را به طپش دادم. ولی به دلایلی مثلا اینکه روی جلد آلبوم خراب شده و دوباره چاپ کردند، پخش آن به تعویق افتاد. بعد از ماه فوریه آقای امیرقاسمی و جمالی برای یک ماه و نیم به "جشنواره کن" رفته بودند. وقتی که برگشتند فکر می کردیم برای ماه آپریل آلبوم دارد به بازار می آید. چون دوازدهم این ماه سومین تاریخی بود، که طپش برای بیرون دادن این آلبوم تعیین کرده بود. باز من بررسی کردم و آنها گفتند از بابت تکثیر اشکال فنی داریم. زیرا اشتباه شده بود و آن را به جایی داده بودند که اینها وارد نبودند. البته خوب تا حدی می تواند قابل قبول باشد. چون اینها تازه کارشان را به عنوان انتشاراتی آلبوم موسیقی شروع کرده اند. آخرین تاریخی که به ما دادند دهم جولای است، که گفته اند دیگر صددرصد این کارعملی است و بحثی هم ندارد. ما هم یک مقدار "کانت دان" روی سایتمان گذاشته ایم. تعداد زیادی از وبلاگ ها هم دارند "کانت دان" را با سایت ما ادامه می دهند. دیگر انشاءالله این بار دروغگو از آب درنیایند.

س: شما گفتید این تأخیر تا حدی قابل قبول است. معنی دیگر این حرف می تواند این باشد که تا حدی هم قابل قبول نیست. آن مقداری که قابل قبول نیست، از نظر شما چیست.
ج: والله اینکه به طور کلی یک روجلدی و یک تکثیر هر قدر هم که اشکال داشته باشد، نباید اینقدر طول بکشد. من در مدتی که آمریکا بودم و تکثیر کنندگان و تولید کنندگان آمریکایی هستند، خلاف وعده عمل نمی کنند، دیر نمی کنند. زمانشان هم برای تکثیر بین یک تا دوهفته و حداکثر سه هفته یا اگر خیلی طول بکشد، برای روجلدی تهیه کردن یک ماهست. البته طراحی روی جلد آلبوم من قشنگست، بیشتر کار می برد. اما دیگر همان یک ماه حداکثرست. البته من دیدم که رو جلدی خراب بود و کج چاپ شده بود. یعنی به جای اینکه افقی باشد، عمودی بود. در نتیجه خوب اشتباه پیش می آید. بنابراین این هم تا حدودی قابل قبول بود. اینها تا حدودی قابل قبول بودنش است.

س: حالا اگر احیانا تا تاریخی هم که قول داده اند آماده نشود -که امیدوارم بشود-، آن وقت فکر می کنید داستان می تواند چه چیز دیگری باشد؟ (1)
ج: والله من نمی دانم. چون آنقدر سیستم ارتباطی طپش غامض و پیچیده است، که نمی دانم چه می تواند باشد. اگر پولم را نداده بودند، فکر می کردم خوب شاید پول ندارند بهانه می آورند. ولی پولم را همان اوائل داده اند. نمی دانم دلیلش چه می تواند باشد. آنقدر طول کشیده که راستش دیگر حدس زدنش نمی تواند ساده باشد.

س: پس می توان امیدوار بود که دهم جولای هوادارانتان بتوانند به آلبوم جدیدتان گوش کنند.
ج: انشاء الله!

س: شما متولد اهواز هستید. نظرتان راجع به موسیقی های محلی ایرانی چیست؟
ج: والله موسیقی محلی ایرانی اگر شامل قسمت فولکلوریک باشد، که خوب بوده و من همیشه آنها را دوست داشته ام. یادم هست که بچگی ها همیشه گلی گوشه چمن تازه شکفته و.. زمزمه می کردم. اما موسیقی محلی الان، من درش ترقی و تکاملی نمی بینم. مثل اینکه یا درش خبری نیست و یا من نمی شنوم. چون به هر صورت منهم از 14 تا 25 سالگی در ایران نبودم. زیرا در انگلستان مشغول درس خواندن بودم. تا خواستم خودم را جمع و جور کنم و دوباره مقیم ایران شوم، انقلاب شد و دوباره 30 سال پیش از ایران بیرون زدم.

س: ممکنست نظرتان را در مورد موسیقی داخل و خارج از کشور بیان کنید؟
ج: والله یک 17، 18 سالی که موسیقی در ایران ممنوع بود، به آن صورت وزارت ارشادی هم نبود، موسیقی هم تهیه نمی شد. یواش یواش وزارت ارشاد فعال شده، و شورای شعر و موسیقی درست کرده که تا حدی با آن موافقم. چون دیگر مثل لس آنجلس ما نیست که هر کس دلش بخواهد بخواند و دور و بری ها و دوستان و فامیلش بگویند به چه صدای قشنگی داری، نمی خواند. بعد به دلیل اینکه اینهمه سال خبری نبوده و به یکباره راه را باز کرده اند و اجازه داده اند مردم کار کنند، این بیچاره ها شگفت زده و هول شدند و کار بسیار بسیار زیاد تهیه و تولید کرده اند. از این تولیدات 30 درصدش خیلی خوبست، 30 تا 40 درصدش بدست، و 30 درصد باقیمانده افتضاح می باشد. ولی بهترین مشخصه موسیقی داخلی که من می بینم، تنظیم کننده ها هستند. آنها درصد بسیار خوبی از موسیقی ایران را اداره می کنند و از همه چشمگیر ترهستند. ایمان مطلقی داریم که تنظیم کننده خیلی خوبیست، معلوماتش به روز می باشد و کارش را خیلی خوب انجام می دهد. فؤاد حجازی داریم که خیلی خوبست. دوستان دیگر هم هستند که کارشان را به گوش می شناسم، ولی اسمشان را نمی دانم. چون اینجا آلبوم مستقیما از ایران نمی رسد. بنابراین یا از کامپیوتر نسخه برداری می کنند، و یا دوستان کپی می کنند و به هم می دهند. بنابراین اسمشان روی آلبوم ها نوشته نشده، که من نامشان را بدانم. اما کارشان خیلی خوبست.
اما در خارج لس آنجلس است که وضعش از آن 30 درصد افتضاح هم، بدتر می باشد. زیرا اینجا وزارتی و حساب و کتابی هم نیست، و کمپانی ها تصمیم گرنده هستند که بگویند کی خوب و کی بدست. کمپانی ها هم به فکر این هستند که از این آلبومی که می زنند، چی گیرشان می آید. قدیم ها این بود که این آلبوم چقدر خوبست و کمپانی ها چی گیرشان می آید. ولی الان اینطور نیست. آنها می روند یک آلبوم را تهیه می کنند. چون آلبوم دیگر مانند قدیم ها این خرج را ندارد. ضبط دیجیتال کارها را آسان کرده، و می توان با هزینه کردن 10 هزار دلار گاراژ خانه را به استودیوی ضبط تبدیل کرد. جوانها هم می روند شعری، آهنگی را پیدا می کنند و ضبط می کنند. بعد هم می برند به کمپانی ها و آنها هم می دانند که چقدر خرج این آلبوم ها شده است. بنابراین می گویند چقدر می دهی تا این را بزنیم؟ اینها که می خواهند آلبومشان را بزنند بین 10 تا 30 هزار دلار می دهند. کمپانی ها هم نه شعورشان می رسد که این شعر و آهنگ و آن تنظیم درست است یا نه، اگر هم کمی شعور داشته باشند، شرافتش را ندارند. پول را از اینها می گیرند و آلبوم را به بازار می دهند. بنابراین وضع موسیقی اینجا بسیار بسیار افتضاحست. گاهی هم همکاران می خوانند، خوب منهم می خوانم. بنابراین من احساس شرمساری می کنم.

س: اتفاقا می خواستم همین پرسش را مطرح کنم. چون هنرمندان به طور کلی، و نه تنها دست اندرکاران موسیقی، می گویند که در داخل سانسور هست. این سانسور تا حدی دست و پای آنها را می بندد. خوب در خارج از کشور که اینگونه نیست، چرا عرضه کار خوب تا این اندازه کم است؟ شما گفتید یکی از این علل کمپانی ها هستند. به نظرم از دیدگاه شما این یکی از دلایل اساسی به شمار می رود. درست متوجه شدم؟

ج: بله بله! کمپانی ها مسئول این افتضاح هستند. در عین حال این قدری که من می شنوم، سانسور وزارت ارشاد هست. می دانید که من به سبب ضعف شعرای اینجا ترانه هایم را از داخل از یغما گلرویی و دیگر ترانه سرایان و شاعران ایران می گیرم. این به سبب قدیمی شدن سبک شاعرانی مانند ایرج جنتی عطایی و شهریار قنبری برمی گردد، که اول انقلاب از ایران بیرون آمدند. البته قنبری خیلی کم کار شده است. در داخل از کشور غرض و مرض در وزارت ارشاد هست، که این نخواند آن نخواند. ولی در مجموع کارسازترست. یعنی باید حساب و کتابی در کار باشد. زیرا وقتی بشود شرکت خصوصی و کمپانی و منافعش، نتیجه همین می شود. اما وقتی یک دستگاه دیگر باشد که قبل از اینکه کمپانی بخواهد این کارها را بزند یک بررسی داشته باشد، آن وقت کار حساب و کتاب پیدا می کند. البته ما همه ایرانی هستیم و هیچوقت کارهایمان در هیچ موردی کاملا درست و صددرصد منطقی نبوده است. ولی همانقدر که یک تشکیلاتی باشد که بگوید این شعر غلط است، این خواننده دارد خارج می خواند، و این تنظیم به درد این کار نمی خورد، باز به نظر من بهترست.

س: می دانیم که در هر هنری یک بخشش همین پول و بازار است. مثلا در سینما یک تهیه کننده پول می گذارد. بنابراین با اینکه کار اصلی به عهده هنرمندان اعم از کارگران، هنرپیشه ها و غیره است، اما او هم پول خودش را می گذارد و مبلغ خوبی هم بر می دارد. لذا قبول داریم نقش پول قابل اغماض نیست.
اما شما که خودتان هنرمندی هستید که بسیاری در زمینه کاری قبولتان دارند، فکر نمی کنید بهترست هنرمندان بنشینند و شورایی تشکیل بدهند که هر صدای گوشخراشی نیاید خودش را به عنوان هنرمند معرفی کند. بعد اگر انسان خواست موسیقی خارج از کشور بشنود، تنها بتواند به صدای دو خواننده گوش کند، و سرانجام ناچار شود عطایشان را به لقایشان ببخشد. نظر شما در مورد تشکیل چنین شورایی چیست؟

ج: نمی دانم شما تا چه حد در جریان هستید. اما چهار بار دوستان و همکاران خیلی رسمی چنین تصمیمی گرفتند. البته هفت هشت بار بود، اما این چهار بار حتی دفتری و منشی ای و این جور چیزها هم در کار بود. حالا یک بار اسمش خانه هنرمندان، بار دیگر مرکز هنرمندان، و دفعه بعد مرکز منافع هنرمندان بود. به هر تقدیر همیشه یک درصد بالایی مثل 30 تا 35 درصد از هنرمندان شرکت نکردند، و نرفتند. استدلالشان هم این بود که آقا بازهم جمع می شوند، و کاری انجام نمی گیرد. چون در آن غرض و مرض هست. فلانی به خاطر این انتخاب شده، که پول ها را بخورد و از این جور داستان ها! اما نتیجه کلی این شده که ما چنین مرکزی نداریم.
می دانید که ما ایرانی هستیم و ایرانی کار گروهیش خیلی بد است. اگر هم کسی در زمینه ای پیشرفت داشته، به طور فردی وارد شده است. ما وقتی می خواهیم دور هم جمع شویم، اولا همه جمع نمی شوند. دوما همه با هم اختلاف داریم. هیچکس به کسی اعتماد نمی کند. هنوز که هنوزست اگر از خواننده ناموفقی که نخستین آلبومش 6 ماه پیش درآمده، بپرسید معین، ابی، داریوش و یا گوگوش خوب می خوانند، می گوید هیچکس خوب نمی خواند. من خوب می خوانم. بنابراین مجموعه این عوامل باعث شده، که هیچ وقت تشکیلاتی به وجود نیاید که حامی و پشتیبان باشد. این امر همیشه هم به ضرر صددرصد تمام هنرمندان ایرانی مقیم خارج از کشور و حتی داخل کشور می باشد. بنابراین همیشه به نفع کسانی مانند کمپانی ها و تبلیغات چی هاست، که با هنر تجارت می کنند. در اروپا مثلا سه چهارتا هستن، که با هم یکی می شوند. یا مثل لس آنجلس که دو سال پیش کلتکس، ترانه، آونگ و پارس ویدئو، احیانا نشستند و با هم صحبت کردند که قیمت ها دارد بدجوری بالا می رود. بیایید باهم باشیم. وگرنه من می گویم 60 تا تو می گویی 70 تا اون می گوید 80 تا، و در نتیجه به نفع هنرمند می شود. آنها خودشان این کار را هم در لس آنجلس انجام دادند، و هم به برنامه گذاران در اروپا یاد دادند. آنها هم چهار تا بودند و اینک یکی شده اند. حالا این قدر قیمت پایین آمده، که نمی شود و نباید کار کرد. و یا باید با بخور و نمیر و قیمت های مسخره کار کرد. این نتیجه آنست که هنرمندان به طور کلی، و نه فقط در زمینه موسیقی، با هم یکی نیستند و به یکدیگر اعتماد نمی کنند. لذا این وضع افتضاح به وجود آمده، که شاهدش هستیم.

س: شما در پاسخ به پرسش من به اسم چند هنرمند اشاره کردید. آیا می توانم نتیجه گیری کنم که اینها از نظر شما خواننده های خوب محسوب می شوند؟ اگر این برداشت درست است، آیا از دید شما کسانی دیگری هم هستند که می توان آنها را خواننده خوب نامید؟
ج: بله! البته آنقدر کم هستند که سریع می شود گفت داریوش، ابی، گوگوش، معین، امید، منصور و حتی کامران و هومن! البته این دو با اینکه سبک تر می خوانند و زیاد شعرهایشان سنگین نیست، اما خیلی خوبند. چون شعرهای اینها قابل هضم می باشد. چراکه کارهای مریم حیدرزاده است و گاهی هم سروده های رامین زمانی را می خوانند، که خوبست. ولی تمام این دوستان به نسبت تمام این میزان وسیع خوانندهایی که دارند می آیند، به زور به 5 یا 6 درصد می رسند.

س: اگر بخواهید از خواننده های پیش از انقلاب چند نفری را نام ببرید، از چه کسانی یاد می کنید که از نظر شما کارهای خوب ارائه می دادند؟
ج: والله آنگونه که من یادم می آید، بازهم گوگوش، داریوش و ابی بودند. زیرا معین و امید که بعد از انقلابی هستند.

س: مثلا نظرتان در مورد ویگن به عنوان پیشکسوت موسیقی مدرن ایران چیست؟
ج: ویگن تمام خاطرات زندگی منست. من خود این مرد را و کارش را بسیار دوست داشتم و هنوز هم دارم. به نظر من ویگن بهترین اتفاق موسیقی پاپ ایرانست. ویگن با در دست نداشتن وسائل خواند. مثلا ما استودیوی درست و حسابی نداشتیم، و وسائل کار استودیوها مانند ضبط خانگی بود. اما او از همان موقع با گیتاری که خودش کوک می کرد و می زد، می خواند. معلم هم نداشت. به نظر من تا آخرسر هم که در لس آنجلس می خواند، خوب و عالی بود. البته آنقدر پیر شده بود، که دیگر تارهای صوتی و ماهیچه های حنجره اش اجازه نمی داد. ولی ویگن همیشه خوب بود. گاهی اوقات که مثلا حدود یک و نیم به بستر می روم که برایم زود است، با ترانه های او می خوابم. دست کم هفته ای دو یا سه بار نیم ساعت یا 40 دقیقه به آهنگ هایش گوش می کنم. ویگن فوق العاده خوب بود. عارف، مرحوم روانبخش، مرضیه، دلکش و پروین خوب بودند. فقط هم به خاطر اینکه هنوز ملت کشف نکرده بودند، که آقا این تجارتی نان و آب دار است. اما از وقتی که این را کشف کردند که خوب پول در می آید، مردم خواننده ها را دوست دارند، طبق معمول دست زیاد شد و تجارت زیاد شد و به اینجا کشید که می بینید.

س: شما به دلکش و مرضیه هم اشاره کردید. پس لطف بفرمایید و نظرتان را در مورد خواننده های موسیقی سنتی نیز بگویید.
ج: ممکنست به من ایراد وارد باشد. اما وقتی 13 سال و 8 ماه داشتم، از ایران خارج شدم. بنابراین فرصتی نبود که به موسیقی سنتی علاقمند شوم، البته اگر می شدم. چون بعدش هم انگلستان بودم، درس می خواندم، موسیقی کار می کردم، می خواندم و پول تحصیلم را در می آوردم. بنابراین نشد که بشنوم. لذا موسیقی سنتی را گوش نمی دهم، چون به دلم نمی نشیند. نمی دانم اگر هم ایران بودم همین بود، یا اینکه چون نبودم اینگونه شده است.
من خواننده های موسیقی سنتی را تک و توک به اسم می شناسم، ولی به ترانه هایشان گوش نمی دهم. می دانم آقایانی امثال شحریان هستند. ولی پسر ایرج خواننده دارد به اسم خواجه امیری می خواند، و بسیار خوب می خواند. موسیقی ای که به آن سمت می کشد ولی کاملا سنتی نیست، محمد اصفهانی است که من بسیار بسیار صدایش را دوست دارم. او خواننده ای توانا با شش های بسیار بسیار خدادای بزرگ، عالی و قوی است. آقای حسین علیزاده را که سنتی می زند ولی ارکستراسیون می داند، و موسیقی را خوب می شناسد، کارش را گوش می دهم. ولی در همین حد، و دیگر خواننده های موسیقی سنتی و دستگاه های آن را نمی شناسم.

س: شما چند باری به تورنتو آمده اید. نظرتان در باره اهالی این شهر چیست؟ اگر بخواهید ایرانیان کانادا را در همین حدی که با آنها در تماس بوده اید باایرانیان لس آنجلس مقایسه کنید، شباهت ها و تفاوت هایشان را در چه می دانید؟
ج: ایرانی های تورنتو را بسیار بسیار دوست دارم. اگر در این شهر یک شب بخوانم، گاهی دو سه هفته و حتی یک ماه در آنجا می مانم. چون دوست دارم. البته جاهای دیگر مانند لندن و دوبی هم یک هفته می مانم. اما تورنتو را خیلی دوست دارم، و در آنجا دوستان خیلی زیادی دارم. خود شهر را هم دوست دارم. بنابراین هربار به تورنتو می آیم، بدون اغراق از صمیم قلب خوشحالم. از باقی کانادا مثلا مونترال تجربه ندارم. ونکوور بسیار زیباست. ولی ایرانی های تورنتو را شاید از این نظر که به لس آنجلسی ها نزدیکترترند، می پسندم. بنابراین در تورنتو احساس می کنم، در شهر خودم هستم. ولی می بینم که تورنتو درست با اختلاف حدود ده سال عقب تر لس آنجلس است. اما در طول بیست سال گذشته متوجه شده ام که تورنتو عینا عینا مانند لس آنجلس حرکت می کند. منظورم تنها قسمت ایرانی لس آنجلس نیست. به طور کلی تورنتو لس آنجلسی است، که ده تا دوازده سال عقب ترست.

س: اشاره کردید که در زمان دانشجویی خود در انگلستان خرج تحصیلتان را از راه موسیقی در می آوردید. ممکنست بفرمایید رشته و مدرک تحصیلیتان چیست؟
ج: من کارشناس ارشد آهنگسازی و تنظیم موسیقی جاز کلاسیک از "جامعه سلطنتی هنر" هستم. سال 1971 که فارغ التحصیل شدم، بین 5200 نفر شاگرد دوم بودم.
در مورد خرج تحصیل که پرسیدید چون پیش از من یک برادر و خواهر بزرگم در انگلستان درس می خواندند، پدرم مقداری پول می فرستاد. بعد قدری به میزان آن افزود، که برادر بزرگم از من هم نگهداری کند. پدرم خیلی دوست داشت ما همه دکتر و مهندس بشویم. برادرم داشت مهندس می شد (و شد). اما من که از 6 سالگی به موسیقی گوش می کردم و آن را می شناختم، در 11 سالگی ارکستر کوچکی داشتم. در دوازده سالگی بهتر هم شد. در 13 سالگی که حتی دیگر رفتم متل قو و برای تابستان برنامه اجرا کردم. البته کسی بود که مواظبم باشد. بنابراین واقعا به این سبب به انگلستان رفتم که ببینم در جهان موسیقی آنجا چه خبرست. یعنی عشق انگلیس بود و اینکه بیتل ها در آنجا هستند. در انگلستان اسمم را در دبیرستان نوشتند. البته مرا زود به مدرسه گذاشته بودند. بنابراین وقتی برادرم برای سر زدن به کشور آمده بود، من سال اول دبیرستان البرز بودم. وقتی تصمیم بر این شد که به همراه او بروم، درسم را وسط سال در کالج البرز رها کردم. پدر پولی می فرستاد. منهم به صورت جنبی موسیقی کار می کردم، و تمام رفت و آمدها و دیدارهایم با اهالی دنیای موسیقی بود. یک شیر پاک خورده ای که احیانا برادرم بود به پدر خبر داد که من درس نمی خوانم، و تنها موسیقی کار می کنم. در صورتی که چنین نبود، و من دیپلمم را با نمرات خیلی خوب گرفته بودم که بتوانم به دانشگاه بروم. به هر صورت مقرری مرا قطع کردند. من از برادرم جدا شدم. بعد با همان اهالی موسیقی که دوست داشتم و در مدرسه آشنا شده بودم و رفت و آمد می کردیم، گروه موسیقی درست کردیم. گروهمان هم خوب بود. چراکه من از 5 یا 6 سال پیش از آن گیتار می نواختم، و می خواندم. آن زمان ویگن و بقیه فارسی می خواندند. اما ما بچه های جوان آهنگ های خارجی مثلا ایتالیایی یا از پل آنکا و خواننده های دهه 1960 مانند پریسلی می خواندیم، که تازه آمده بودند. در نتیجه وقتی ارکستر را تشکیل دادیم، کار ما خوب بود و بعد هم گروه بهتری درست کردیم. خلاصه من از 15 سالگی کار می کردم و خرج تحصیلم را در می آوردم. تا اینکه از "کالج پرینستون" دیپلم گرفتم. بعد برای دیدن به ایران رفتم. پدرم بقیه و از جمله عمو را دعوت کرده بود، که به من نصیحت کنند که حالا که دیپلم دبیرستانت را در انگستان گرفتی بیا برو مهندس شو. تنها کسی که مشوقم بود و می گفت حرف اینها را گوش نکن، مادرم بود. البته من آنقدر به موسیقی علاقه داشتم و غرق آن بودم، که نمی توانستم آن نصایح را گوش کنم. چراکه نبضم با موسیقی می زد. به ویژه اینکه دهه 1960 و دوران گروه هایی مانند بیتل ها و رولینگ استونز بود، و موسیقی بسیار مطرح! الحمدلله هنوز هم همانطور هست. آن موقع دیگر گروه های موسیقی بهتری داشتم، پول بیشتری در می آوردم، ماشینی خریده بودم، ولی باز درس را خواندم. البته نه به خاطر اینکه شاگرد ساعی و خوبی بودم. بلکه از این جهت که به شدت سر کلاس رفتن و به استاد گوش کردن را دوست داشتم. هیچوقت هم قلم و کاغذ نداشتم. چون از شدت علاقه حرف اساتیدم را می بلعیدم. آن سال ها هم گذشت.
در سال 1971 فارغ التحصیل شدم، و به ایران برگشتم. برای دوستانی مانند عارف چند آهنگ ساختم. اما در این مرحله گفتند که رژیم شاه رفته و رژیم اسلامی دارد می آید. منهم فکر کردم که شاید رژیم اسلامی زیاد با موسیقی مناسباتی نداشته باشد. پس بهترست بعد از سه سال که در ایران بودم، بزنم بیرون که هم گشتی بزنم و هم ببینم چه می شود تا برگردم. آمدم که برگردم، اما هنوز هم اینجا هستم.

س: به این ترتیب شما جزء بسیار بسیار معدود خواننده های ایرانی هستید، که موسیقی را هم باعلاقه و هم به صورت آکادمیک یاد گرفته اید. فکر نمی کند بهتر باشد که با توجه به معلوماتی که در مورد موسیقی دارید در کنار ادامه کارتان، شاگردانی هم تربیت کنید؟
ج: والله ده دوازده سالست که فکر می کنم یک جای اختصاصی، ولی نه خیلی بزرگ، را برای آنها که می خواهند بچه هایشان را بگذارند ساز یاد بگیرند و بخوانند دایر کنم. اول به دوستی می گفتم، که آدم بداخلاقی هستم. یعنی روزگار یه جورایی حوصله ام را سر برده است، و صبوری این کار را ندارم. دوستم گفت خوب تو اداره اش کن و بگذار معلمی که تو انتخاب و تأیید می کنی، درس بدهد. از این نظریه خوشم آمد. به هر صورت در فکر این مسئله هستم. اما می دانید که پروازها طولانی هستند. من نمی توانم مانند سایر دوستان پرواز کنم و امشب مثلا در واشنگتن دی سی، و فردا شب در دوبی بخوانم. من وقتی جایی می روم، باید بمانم و اختلاف ساعت ها را درست کنم. بنابراین یکی دوهفته زودتر می روم، و بعد از اجرا هم یک مدت برای استراحت می مانم. خلاصه یکی دو ماهی طول می کشد. بنابراین اگر این اروپا رفتن ها را حساب کنید، چیزی نزدیک به 30 درصد زمان من در لس آنجلس نیست. در عین حال اگر انسان 30 درصد زمان را بالای سر کارش نباشد و آن را به بقیه بسپرد، درست از آب در نمی آید. ولی حالا دارم به تدریج از خواندنم کم می کنم، و از هر ده پیشنهاد سه یا چهار تا را قبول می کنم. البته ممکنست هفت پیشنهاد دیگر از نظر مالی یا جایی بد نباشد. اما راسنش نمی خواهم اینقدر زیاد یعنی گله به گله و شهر به شهر حودم را روی صحنه های گوناگون تکرار کنم. در نتیجه دارم کارم را کم می کنم. اگر کارم خیلی کمتر بشود و در جایی مستقر شوم، ممکنست این کار (تعلیم موسیقی) را بکنم.

س: اصولا علاقه دارید در ایران برنامه اجرا کنید؟ اگر پاسخ این پرسش مثبت است، دوست دارید نخستین اجرایتان در کجا باشد؟
ج: والله دوست دارم در ایران برنامه اجرا کنم. چون پر از ایرانی است، و من اصولا برای ایرانی ها می خوانم. آنها هفتاد میلیون هستند که اگر هفت میلیون هم به من گوش بدهند، رقم قابل توجهی است. من اهواز به دنیا آمدم، ولی یک سالم نشده بود که پدر و مادرم به تهران آمدند. بنابراین چیز مبهمی از زادگاهم به خاطر دارم. البته تمام عیدها را به سبب عشق مادرم، در آبادان و گاهی اهواز بودیم. بعدها دیدم کجا به دنیا آمدم، و چگونه است. اما چون در تهران بزرگ شدم و از همانجا به لندن رفتم، قدر مسلم فکر می کنم دوست دارم اولین باری که در ایران می خوانم در تهران باشد.

س: مطلبی هست که خودتان مایل به اظهارش باشید؟
ج: فقط اینکه گرچه آرزوی بسیار دوری است، خیلی دلم می خواهد که سیستمی پیاده می شد که یک حساب و کتابی به این تکثیر افتضاح این موسیقی داده بشود، که همینطور دارد در سراشیبی می رود. اینکه موسیقی حصاری، قانونی، و حساب و کتابی داشته باشد، برایم مسئله خیلی مهمی است.
بعد هم باز ای کاش که جمهوری اسلامی فکر نکند آنهایی که سال 1979 از ایران رفتند، همگی دشمنان سرسخت جمهوری اسلامی هستند. من به طور کلی به جمهوری و غیرجمهوری و در زمان شاه هم به این مسائل کار نداشتم. من دوست دارم کار خوب موسیقی بکنم، و کمالگرا هستم. شنوندگانم هم تا الان نشان داده اند که کارم درست است، و مرا دوست دارند. موفقیت هم دارم و موقعیتم هم خوبست. ولی مسئله ای به آن صورت با رژیمی ندارم. اگر هم کمی با جمهوری اسلامی مسئله ای داشته باشم، فقط به سبب اینست که قدری فشار را از روی جوانان بردارد. ولی ای کاش جمهوری اسلامی فکر می کرد، ما هم ایرانیانی هستیم که بیرون از ایران زندگی می کنیم و می گذاشت آلبوم هایمان قانونی فروش برود. زیرا آدم های دست اندر کار حتی در وزارت ارشاد خودشان، می گویند آقا تو بین هفت تا دوازده میلیون کپی از آلبوم هایت در دست مردمست. خوب همین جوری هم که نگاه بکنید هرکس شب در زیر زمینش اینها را تکثیر می کند، و روز در کیفش سر چهار راه می فروشد. مغازه دارها هم (آلبوم) ماها را زیرمیزی می فروشند. خوب جمهوری اسلامی اگر می آمد فکر می کرد که به جای اینکه اینها را طاغوتی و دشمن ایران حساب کنیم، بیاییم آلبوم هایشان را رسما مثل بقیه آلبوم هایی که در ایران تهیه می شود، در مغازه به فروش برسانیم. حتی آنهایی را که دوست نداریم، مجوز ندهیم. اما اگر یک آدمی هست مثل سیاوش قمیشی که هم مردم دوستش دارند، هم شعرهایش مبتذل نیست، هم موسیقیش درست است، بگذاریم به فروش برسد. این ده میلیون چهار پنج هزار تومان (با تأکید زیاد) مجموعش بسیار زیاد می شود، که هم به درد آنها و هم به درد من می خورد. حتی اگر یک درصدش به من برسد. اگر این کار را بکنند عاقلانه است. انشاءالله یک جوری به گوششان برسد و مسئله را نه تنها در مورد من که در مورد خواننده هایی که مردم دوستشان دارند و دارند کارشان را درست انجام می دهند، بررسی بکنند.


جنگل بدون ریشه
ترانه سرا : یغما گلروئی

توی خونمون به ما میگن فراری
توی غربت دم به دم انگشت نگاری
دیگه حتی صاحب اون خونه نیستیم
بیرون خونه میگن ما تروریستیم

وقتی خونه شده بود مثل جهنم
ما با ویزای بهشت بریدیم از هم
حالا تو برزخ بدبینی اسیریم
نمی تونیم ریشمونو پس بگیریم

چاره ای نمونده جز رفتن و رفتن
انگار اینو رو پیشونیمون نوشتن
که سفر تقدیر ماست واسه همیشه
ما همینیم جنگل بدون ریشه


دلتنگی
ترانه سرا : احسان یاورانی

واسه پر کشیدن من خواستی آسمون نباشی
حالا پر پر می زنم تا همیشه آسوده باشی
دیگه نه غروب پائیز رو تن لخت خیابون
نه به یاد تو نشستن زیر قطره های بارون

واسه من فرقی نداره وقتی آخرش همینه
وقتی دلتنگی این خاک توی لحظه هام می شینه
تو میری شاید که فردا رنگ بهتری بیاره
ابر دلگیر گذشته آخرش یه روز بباره

ولی من می مونم اینجا با دلی که دیگه تنگه
می دونم هر جا که باشم آسمون همین یه رنگه

چوب خط
ترانه سرا : یغما گلروئی

خط می کشم رو دیوار همیشه روزی یک بار
تو هم شبیه من باش حسابت و نگه دار
ببین که چند تا قرنه تن به اسیری دادی
دنیات شده شبیه سلول انفرادی

تا چش رو هم میذاری می بینی عمر تموم شد
بین چهارتا دیوار وجود تو حروم شد
چوب خط این اسیری دیوارات پوشونده
همین روزا می بینی که فرصتی نمونده

بیرون بیا خودت باش تو آدمی نه برده
همیشه باخته هرکس شکایتی نکرده
عاشق زندگی باش زندگی شغل پول نیست
تو امتحان بودن برده بودن قبول نیست

گل من
ترانه سرا : احمد احمدی

برقرار باشی و سبز ، گل من تازه بمون
نفسم پیشکش تو ، جای من زنده بمون
باغ دل بی تو خزون ، موندنی باش مهربون
تو که از خود منی ، منو از خودت بدون

غزل و قافیه بی تو همه رنگ انتظاره
این همه شعر و ترانه همه بی عطر و بهاره
موندنی باشی همیشه لب پائیز و نبوسی
نشه پرپر شی عزیزم مهربونم گلم نپوسی

پرنده ی مهاجر
ترانه سرا : احسان یاورانی

ای پرنده ی مهاجر سفرت سلامت اما
به کجا میری عزیزم قفسه تموم دنیا
روی شاخه های دوری چه خوشی داره صبوری
وقتی خورشیدی نباشه تو همیشه سوت و کوری

میگذره روزای عمرت توی جاده ی های خلوت
تا بخوای برگردی خونه گم میشی تو باغ غربت
واسه ما فرقی نداره هر جا باشیم شب نیشی
دلخوشیم به اینکه شاید سحر و یه روز ببینیم

آخرش یه روزی هجرت در خونه تو می کوبه
تازه اون لحظه می فهمی همه آسمون غروبه


خدا جون
ترانه سرا : یغما گلروئی

خداجون ! متشکریم که چشم دادی بهمون
واسه گریه کردن و دیدن این دنیای زشت
مرسی که پا به ما دادی واسه سگ دوزدن
واسه گشتن تو جهنم دنبال راه بهشت

آخ که شکرت ای خدا
واسه جهان به این بدی
حیف میشد اگه تو دست
به ساختنش نمیزدی ؟

خداجون ! ممنون از اینکه دوتا دست دادی به ما
تا اونارو رو به هر مترسکی دراز کنیم
خدا جون مرسی از این دلی که تو سینمونه
می تونیم دل یکی دیگه رو بازیچه کنیم

تو بارون که رفتی
ترانه سرا : یغما گلروئی

تو بارون که رفتی شبم زیر و رو شد
یه بغض شکسته رفیق گلو شد
تو بارون که رفتی دل باغچه پژمرد
تمام وجودم توی آینه خط خورد

هنوز وقتی بارون تو کوچه می باره
دلم غصه داره دلم بی قراره
نه شب عاشقانه س ، نه رویا قشنگه
دلم بی تو خونه دلم بی تو تنگه

یه شب زیر بارون که چشمم به راهه
می بینم که کوچه پر نور ماهه
تو ماه منی که تو بارون رسیدی
امیدی منی تو شب نا امیدی

دنبال خودت نگرد
ترانه سرا : یغما گلروئی
لای برگای کتابا دنبال خودت نگرد !
تو غبارا تو سرابا دنبال خودت نگرد !
گم نکن خودت رو تو دنیای تردید و دروغ !
زیر آوار نقابا دنبال خودت نگرد !

باروش کن من تازه رو ! خودِ خودِ توئه !
اون غریبه که عذاب لحظه هات شده توئه !
صورتت برات نقابه ! خودتُ نشون بده !
اون که تن میده به هر نقابی که مُده توئه !

گاهی وقتا صورتت مال تو نیست
گاهی وقتا آینه هم دروغ میگه
گاهی حتی توی آینه خودتُ
اشتباه می گیری با یکی دیگه


اگر می خواهید از متن کامل ترانه ها بدون حذف مطلع شوید روی لینک زیر کلیک کنید :
متن کامل ترانه های آلبوم رگبار بدون حذف

Album Title: Ragbaar

Artist: Siavash Ghomayshi

Release: 7/14/2008

Genre: Pop

Company: Caltex Records
Another Hit Album by Siavash Ghomayshi

Beautiful Collectible Packaging

My dear friends, please do not download any illegal music and ask your friends to do the same and lets together protect Persian music.

Thanks,
Siavash

کلمات کلیدی : آلبوم جدید سیاوش قمیشی . دانلود آلبوم جدید سیاوش قمیشی . دانلود آلبوم رگبار . دانلود آلبوم کامل سیاوش قمیشی . دانلود آلبوم رگبار سیاوش قمیشی . دانلود . رگبار . سیاوش قمیشی . آلبوم جدید سیاوش قمیشی . دانلود آلبوم جدید سیاوش قمیشی . دانلود آلبوم کامل سیاوش قمیشی . دانلود آلبوم رگبار سیاوش قمیشی . سیاوش قمیشی download . siavash ghomayshi . ragabr . ragbaar . new album . siavash ghomeyshi . siavash ghomeishi



نویسنده : هومن ، تاریخ : دوشنبه 24 تیر 1387 ، ساعت : 07:07 ق.ظ
ویرایش در  تاریخ : جمعه 12 مهر 1387 ، ساعت : 06:10 ق.ظ
گالری موزیک ویدئو های سیاوش

Siavash ghomayshi 's Music video s . پیش از هر چیز سال رو به همه ی دوستان تبریک میگیم و امیدواریم که بهاری خوش و سرزنده و سرسبز و پر از خنده و شادی داشته باشند . مطلب خلاصه اما کاملی از فلسفه ی عید نوروز و مراسم مربوط به آن نیز برای شما آماده کرده ایم که دانستن آن بسیار مفید و البته جالب خواهد بود .

فلسفه عید نوروز ( کلیک کنید )

خبری هم از آلبوم سیاوش نیست . شبکه ی طپش نیمه ی اسفند را به ما وعده داده بود ولی متاسفانه هیچ خبری از آلبوم نیست . به هر منوال اگر آلبوم عید منتشر نشد زیاد تعجب نکنید زیرا که تاخیر در انتشار آلبوم های سیاوش قمیشی به هیچ وجه مسئله ی تازه ای نیست . از این قضیایا که بگذریم به مناسبت سال جدید ، عیدی فوق العاده ویژه ای نیز برای شما آماده کرده ایم . البته همان طور که شما نیز مطلع اید ما هم عیدی خود را دریافت نموده ایم . عیدی ما فــیلتر شدن وبلاگ بود ! مطمئنا برای باز کردن وبلاگ تلاش خود را خواهیم نمود و در غیر این صورت آدرس جدیدی برای وبلاگ در نظر خواهیم گرفت . تا اطلاع ثانوی می توانید از این آدرس که هنوز مورد فـــیلتر شدن قرار نگرفته وارد وبلاگ شوید : ( siavash-music.muslimblog.ir ) بپردازیم به عیدی شما دوستان : بعد از ایجاد بزرگترین گالری عکس های سیاوش قمیشی و استقبال دوستان از راه اندازی این قسمت ، همچنین تلاش برای پیشرفتِ هر چه بیشتر ، تکمیل وبلاگ و سرانجام رسیدن به درجات بالاتر و رضایت دوستان ؛ امروز وبلاگ را بالا بروز نمودیم تا دوستان بتوانند در هنگام شنیدن صدای سیاوش قمیشی تصویر او را نیز نظاره کنند . بزرگترین گالری ویدیو های سیاوش قمیشی بر روی اینترنت : مجموعه ای شامل موزیک ویدئو های سیاوش قمیشی که بالاخره بعد از مدت ها تلاش و تکاپو در این وبلاگ قرار گرفت . در این بخش از وبلاگ طرفداران سیاوش قمیشی ( که به جرات می توانیم بگوئیم یکی از بزرگترین و سخت ترین کارهایی بود که توسط این وبلاگ به انجام رسید ) می توانید تعداد زیادی از موزیک ویدیو های سیاوش قمیشی را دانلود کنید و از آنها لذت ببرید . مدت ها برای آماده سازی ، تنظیم ، دسته بندی و همین طور آپلود این فایلها وقت و انرژی صرف شده تا اینک شما بتوانید تصویر خواننده ی مورد نظر خود را در هنگام خواندن مشاهده نمائید . با توجه به میزان فضای موجود ، سعی شد تا حدالامکان در تبدیل فایل ها و کاهش حجم ، کیفیت نیز تا جای ممکن حفظ شود . متاسفانه علاوه بر موزیک ویدئوهائی که در این آرشیو وجود دارد موزیک ویدیو های دیگر نیز وجود دارند که ما موفق به جمع آوری و بدست آوردن آن نگشتیم . لذا از دوستانی که ویدئو های دیگری علاوه بر ویدئوهای موجود در این گالری در اختیار دارند ، تقاضا می کنیم با ای میل وبلاگ music.siavash@gmail.com تماس حاصل نمایند تا با کمک یکدیگر به تکمیل این گالری اقدام نمائیم. ( با تشکر از دوست عزیزم آقای صبائی که زحمت آپلود این ویدئو ها را متحمل شدند ) برای ورود به بخش گالری موزیک ویدیو های سیاوش قمیشی روی لینک زیر کلیک کنید و لذت ببرید :

گالری ویدئوی های سیاوش قمیشی

گالری موزیک ویدیو های سیاوش قمیشی



نویسنده : هومن ، تاریخ : چهارشنبه 29 اسفند 1386 ، ساعت : 09:03 ق.ظ
ویرایش در  تاریخ : سه شنبه 10 اردیبهشت 1387 ، ساعت : 09:04 ق.ظ
صفحات بعد : 1 2 3 4 5 6 7 ...   تعداد کل صفحات : 16
CopyRight 2008 SiavashGhomayshi.Info ©
Design By Hooman & Farnaz