به این جهت که تفاوت بین تنظیم کننده ، آهنگساز و نوازنده در بین عموم بطور کامل جا نیافتاده است و همچنین بحث هائی که قبل از انتشار آلبوم رگبار در مورد تنظیم کنندگان سیاوش قمیشی پیش آمده و تاکنون نیز ادامه داشته است پس این نوشتار به جهت آشنائی ذهن مخاطبان ، به خصوص طرفداران سیاوش قمیشی با مسئله ی تنظیم و تنظیم کننده آماده شد و در آن به ابعاد مختلف این موضوع پرداخته خواهد شد. با تشکر از « محمدرضا طوماری » عزیز که زحمت تهیه ی این مقاله را به عهده گرفتند :
بر خلاف آنچه عامه میپندارند، تنظیم در موسیقی بیش از آنكه عملی فنی تلقی گردد، فرآیندی هنری است. در ساخت موسیقی، آهنگساز كسی است كه آهنگ را تصنیف میكند. به عبارت دیگر همان گونه كه شاعر، شعر را تصنیف میكند (یعنی از ذهنش به روی كاغذ میآورد)؛ آهنگساز نیز آهنگ را از ذهن خود به روی كاغذ میآورد. ابزار شاعر حروفی بی معنی هستند كه كلمات و عبارات و در نهایت شعر و ترانه را میسازند و ابزار آهنگساز هفت نت موسیقی هستند كه با تركیبشان در گامهایی متفاوت، آكورد، هارمونی، ملودی و در نهایت آهنگ ساخته میشود. در این میان كسی باید آهنگ خام را به سلیقهی خود به گوش شنونده برساند. فرض كنید آهنگی از بتهوون یا باخ روی برگهای از كاغذ نوشته شده و ما در دورهای زندگی میكنیم كه فنآوری، لوازم ضبط و پخش آهنگ را به ما ارزانی نداشته. كسی كه باید آهنگ را از روی كاغذ برداشته و آن را درك كند و با حس خود به نوازندگان و سپس به شنوندگان هدیه كند، كسی نیست جز تنظیم كننده. هر چند آهنگ را او نساخته، اما بدون او نیز آهنگ از ملودیهای خام روی پیانو یا كاغذ، به آهنگی كامل برای شنیدن تبدیل نمیشد. بنابراین : تنظیم كننده كسیست كه وظیفهی شنیداری نمودن موسیقی را بر عهده دارد. در این میان او از هر ایده و وسیلهای در درجهی اول، برای ارائه آهنگ و در درجهی دوم زینت بخشیدن به آن تا جایی كه به ملودی، ضرب آهنگ و ریتم مورد نظر آهنگساز لطمهای وارد نشود؛ بهره میگیرد.

تنظیم موسیقی بر سه نوع است:
• تنظیم برای اركستر ( Orchestration ) :
تنظیم كننده در این نوع تنظیم، وظیفهی تشریح جزئیات كار تمام آلات موسیقی، میزان آنها و تعیین ساز را بر عهده دارد. وی میتواند یك برگه ملودی را ضمن رعایت جزء به جزء تمامی اثر آهنگساز، به دهها و بلكه صدها صورت ممكن اجرا سازد. او باید با دانش و سلیقهی خود، كاری كند كه اصوات اجرا شده گوشنواز باشند و سازهایی همگون را انتخاب كند كه حس خوبی از آن به شنونده انتقال یابد و در عین حال مفهوم هر آهنگ را بیان كند. بی شك سازبندی درست و مناسب، یك اثر عاشقانه، یك اثر فعال، یك اثر ترسناك و یا مبهم، شاد یا غمگین، حماسی یا اعتراضی را روشنتر نشان میدهد. این مسئله در تنظیم اركسترال قدم اول است. تعیین گام و اكتاو نیز تا حدی كه به بدنه موسیقی مورد نظر آهنگساز لطمه نزند؛ میتواند طبق نظر وی انجام شود. برای مثال در تظیم یك ملودی یا قسمتی از آن، برای ساز ویولن؛ قدم اول كه انتخاب ساز است، انجام شده. سپس تعیین اینكه موسیقی مورد نظر، روی كدام یك از چهار سیم مناسبتر است، آرشه در چه جهتی حركت كند؛ بالا، پائین، پرش دار ( Spiccato ) یا متصل ( Legato ) و یا حتی از آرشه استفاده نشود و سیمها با نوك انگشتان نوازنده به صورت Pizzicato نواخته شوند. دو یا چند نت در زمان واحد به صورت دابل نت باشد. بنابراین میبینیم تنها برای یكی از سازهای اركستر، دهها انتخاب وجود دارد. این گزینشها برای تمام سازهای دیگر باید انجام شود، كه شامل سازهای زهی، بادی، برنجی، كوبهای و... هستند. این انتخابها ممكن است بی اهمیت جلوه كند ولی همهی آنها در اركستراسیون بینهایت اهمیت دارد. برای مثال اگر تنظیم یك ملودی برای ویولن روی سیم Re باشد، صدا كاملاً شیرین و پوشیده به گوش میرسد؛ ولی اگر همان نت بدون تغییر روی سیم Sol نواخته شود، همان موسیقی ولی این بار با صدایی چاقتر و آبدارتر به گوش میرسد. همان طور كه گفتیم همهی این گزینشها برای تمامی سازها از تمامی خانوادهها باید صورت گیرد و چنانچه چند ساز در یك گروه خانوادگی جمع شوند – مانند یك كوارتت زهی- انتخابها بیش از حد زیاد خواهد شد. تنها یك دست استادانه میتواند برای این سازها طوری تنظیم كند كه تعداد حیرت آوری از رنگهای صوتی ایجاد شوند. اركستراسیون قابل قبول، فقط آرایش كردن اصوات موسیقی نیست. همان طور كه پیشتر گفتیم؛ تنظیم اركستر خوب آن است كه دقیقاً به موسیقی بخورد و به شنونده اجازه دهد آن را به واضحترین و موثرترین وجه بشنود. البته این كار بسیار مشكلی است. او باید این فهم را داشته باشد كه چگونه و كجا هر ساز را به كار گیرد، توانائی هر ساز را بشناسد، زیرترین و بمترین صداهایی را كه هر ساز قادر به اجرای آنهاست بشناسد. ضمناً باید آگاهی داشته باشد كه چگونه سازهای مختلف را با هم به كار گیرد و آنها را بیامیزد و چگونه در میان آنها توازن ایجاد كند. مواظب باشد بعضی از سازهای بزرگتر كه صدای قویتری دارند (مانند درام یا ترومبون) صدای سازهای كمصداتر (مانند فلوت یا ویولنسل) را نپوشاند. هنگام آمیختن اصوات (چه به صورت زنده و چه در میكس استودیویی) مراقب باشد كه صداها درهم و برهم نشوند و بافت موسیقی را خراب نكنند و شنونده را خسته و عصبی نكنند. در نهایت بزرگترین مشكل او انتخاب است : تصور كنید میخواهید قطعهای موسیقی را برای اركستر فیلارمونیك آلمان تنظیم كنید. باید بدانید كه یكصد و هفت ساز از انواع گوناگون منتظر تصمیم شما هستند! ممكن است تصور كنید كه سازهای مجازی امروزی و امكانات میدی دشواری این شاخه از تنظیم را در كارهای استودیویی رفع كردهاند؛ تا حدی درست فكر میكنید، اما واقعیت اینجاست كه اصل كار و دشواریهای این تنظیم همیشه در موسیقی وجود خواهد داشت و به عنوان بخش هنری تنظیم، جزء جدایی ناپذیر آن خواهد بود و تنها شیوههای كار عوض خواهد شد. نا گفته نماند در تنظیم اركسترهای زنده، سازهای زنده وجود دارند و فنآوریهای ذكر شده كاربردی ندارند. این تنظیم كننده را اركستراتور (Orchestrator) نیز مینامند. لازم به ذكر است كه كلیه آهنگسازان اركستراسیون میدانند و این تنظیم، موضوعی جدا از آهنگسازی نیست. ریمسكی كرساكف، آهنگساز سالهای دور روسیه، استاد و به عقیدهی برخی، پدر اركستراسیون لقب گرفته است. وی معروفترین كتاب را در بارهی این موضوع تالیف كرده است كه هم اكنون نیز در بسیاری از دانشكدههای موسیقی جهان تدریس و یا معرفی میشود.
• تنظیم چینش ( Arrangment ) :
در تنظیمهای استودیویی، احتیاج به چینش ردیفهای صدا، از قبیل ملودی، هارمونی، آكورد و ایجاد افكتهای گوناگون به چشم میخورد. این چینش و ترتیب به عهده تنظیم كننده چینش یا همان Arrangment است. نیاز به دانش موسیقی در این تنظیم هم بسیار چشمگیر است. این چینش احتیاج به درك بالایی از فضای موسیقی و ریتم و ضرب آهنگ آن دارد. به عنوان مثال در یك پروژهی استودیویی، شخص Arranger باید موارد تصمیم گیری شده در تنظیم اركستراسیون را مو به مو اجرا كند؛ بنابراین باید از هر نوازنده، بر حسب تمپو و كسر میزان تعیین شده، ملودیها را دریافت كند تا آمادهی میكس شوند. در این نوع تنظیم هیچ چیز مهمتر از زمانبندی مناسب نیست. قاعدتاً روال كار، زمانی دشوارتر خواهد شد كه میزان تمپو و یا حتی كسر میزان و ریتم به مرور و یا به یكباره تغییر كند. بدیهی است كه كوچكترین اشتباهی در اعمال این محاسبات باعث ناهماهنگی آهنگ خواهد شد! شخص Arranger باید به خوبی به ریتمها، ارزش زمانی نتها و هرگونه مسئلهای مبنی بر زمان بندی، واقف باشد. در غیر این صورت شالودهی چینش و ساختار آهنگ از هم میپاشد. وظیفهی دیگر این تنظیم كننده، ساختن ریتم پایه برای آهنگ است. ریتم شنیداری یك قطعهی موسیقی معمولاً با نظارت كلی آهنگساز و طبق سلیقهی وی ساخته میشود. ریتمسازی زیر آهنگ معمولاً با سازبندی كوبهای و سازهای بیس انجام میپذیرد. (اكثر سازها مانند كیبورد، گیتار، درام، فلوت، ویولن، كلارینت و... ، یا ساز مجزایی از خانوادهی خود برای بیس دارند و یا اكتاوهایی از آنها برای بیس به كار میرود) اگر تنظیم برای موسیقی با كلام اعمال میشود و ملودی ساخته شده توسط آهنگساز تنها برای Vocal (صدای خواننده روی شعر و یا آوا) نوشته شده است، این تنظیم كننده وظیفهی ساخت ملودیهای پیش درآمد، واسطه و پایانی را برعهده دارد؛ زیرا موسیقی كه با آواز شروع شود و بدون هیچ واسطهی Instrumental و بدون كلامی ادامه یابد و به همین ترتیب ختم شود، آهنگ نیست. به این نوع موسیقی فولكلوریك یا آوازی میگویند. آهنگ «زمستون» از ساختههای سیاوش قمیشی چنین حالتی دارد. ملودی Vocal در هر پنج اجرای این آهنگ ثابت است (البته با گامهایی متفاوت) اما ملودی پیش درآمد بنا بر سلیقهی تنظیم كننده در هر اجرا متفاوت ساخته شده است. ذكر این نكته ضروری مینماید كه در ساخت این ملودی، تنظیم كننده اختیار كامل ندارد، زیرا ملودی ساخته شده باید متناسب با ملودی اصلی باشد. گاهی (مانند استیو مك كرام در اجرای «زمستون» در آلبوم City Of The Sun) از یك تم ریتمیك ساده و بدون ملودی خاصی در جهت ساخت این قسمت استفاده میشود و گاهی نیز (مانند كار رامون عبدیشو در اجرای همین آهنگ در آلبوم «زمونه») از یك ملودی نسبتاً پر نت (در اینجا پیانو) استفاده میشود. مهم این است كه این تنظیم با ملودی اصلی همگون باشد. منبع مطالعاتی خاصی به عنوان مرجع این شاخه از تنظیم وجود ندارد. تنظیم كننده در این شاخه باید درحد یك آهنگساز از موسیقی بداند و صد البته روی مباحث مربوط به ریتم شناسی و ضرب آهنگ تمركز بیشتری كند. مطالعه منابع مربوط به تنظیمهای دو شاخهی دیگر نیز مناسب و تا حدی ضروری است. زیرا این شاخه از تنظیم به نوعی پیوند دهندهی تنظیم اركستراسیون و تنظیم فنی میباشد.
• تنظیم برنامهریزی و فنی ( Programming ) :
این نوع تنظیم هرچند تا حدی احتیاج به دانش نتوریك موسیقی دارد، اما نسبت به دو شاخهی دیگر تنظیم، وابستگی كمتری به دانش موسیقیایی دارد. این تنظیم بیشتر از یك مهندس صدا خواسته میشود. پیدایش تنظیم فنی و Programming، تقریباً با پیدایش تكنولوژی میكس موسیقی، پردازش آهنگ و آمادهسازی برای ضبط در دههی شصت میلادی همزمان بود. پیش از آن قطعات موسیقی (چه تكنوازی و چه اركسترال؛ چه با كلام و چه بدون كلام) یكجا اجرا شده و روی صفحات گرامافون ضبط و تكثیر میشد. تا اینكه با پیدایش امكانات مناسب، آهنگسازان به تدریج به این نتیجه رسیدند كه ضبط هر قسمت از موسیقی به طور مجزا و ادغام نهایی آنها، مزایای بسیاری نسبت به روش ضبط یكجا دارد. از جمله اینكه: با اشتباه احتمالی یك نوازنده در میان كار، احتیاج به از سرگیری كار تمام گروه و اتلاف وقت نیست. صدای هر ساز و یا آواز اگر جداگانه ضبط شود، تاثیر كمتری بر صدای دیگر سازها گذاشته و این امر بهبود كیفیت را منجر میشود. میتوان هر صدا را جداگانه پردازش و افكت گذاری نمود. میتوان از افكتها و جلوههای صوتی طبیعی و مصنوعی در ساخت آهنگها استفاده كرد و... .این تنظیم، همواره با پیشرفت تكنولوژی و صنعت الكترونیك تكمیل شده و به جایی رسید كه در دههی هشتاد میلادی عملاً آلبومهایی با تكنولوژی الكترونیك به نام موسیقی الكترونیك عرضه شدند. در شیوههای پیشین و آنالوگ، هر صدا در محیط آكوستیك استودیوها كه عایق صدا و انعكاس صدا هستند، روی Tape (چیزی شبیه به رولهای مغناطیسی نوار كاست، اما با قرقرههایی بزرگتر و دورهای قابل تنظیم (كند و تند) ضبط میشد. پس از آماده شدن تمامی صداها، هر خروجی از دستگاه Tape به یك ورودی كانال میكسر آنالوگ سخت افزاری، وصل میشد و هر Tape با دور تعیین شدهای Play میشد و دستگاه میكسر كه اپراتور آن تنظیم كنندهی فنی است، صداها را جمع و تركیب مینمود. ولومها و افكتها نیز به صورت تمام سخت افزاری، روی آهنگ، توسط میكسر اعمال میشد. تنظیم كننده میبایست در طول كل زمان آهنگ این تنظیمها را اعمال و ولومها را به نسبت نیاز هر قسمت از آهنگ تغییر میداد و از طرفی كنترل مینمود كه كانال خروجی كلی كه آهنگ اصلی و میكس شده را تشكیل میداد، صدایی استاندارد داشته باشد. در غیر این صورت با تغییر همزمان ولوم این كانال از خروج آهنگ از حد صدای استاندارد یا به اصطلاح مستر شده، جلوگیری میكرد. در نهایت یك دستگاه Tape دیگر، خروجی این كانال از میكسر را ضبط میكرد كه حاصل آن، آهنگ تكمیل شده بود. در تمامی این مراحل كوچكترین اشتباه و ناهماهنگی، به منزلهی شروع از صفر بود! امروزه این نوع تنظیم هنوز هم به دقت بالایی نیاز دارد. اما به مدد برنامههای كامپیوتری فراوان، از سختی كار كاسته شده است. در سالهای اخیر (سالهای اوایل دههی نود میلادی)، صدای سازها روی كامپیوتر ذخیره میشود و میكسرهای كامپیوتری و مجازی نیز با كانالهایی نامحدود به كمك میكسرهای سخت افزاری آمدهاند. میتوان آهنگ را با كیفیت بالایی میكس كرد و در صورت بروز هرگونه اشتباه و یا تغییر نظر در قسمتی از میكس، تنها همان ناحیه را اصلاح نمود. و در نهایت، فورمت كامپیوتری به نام (.mid) برای راحتی هرچه بیشتر تعریف شد. این فورمت بر خلاف آنچه عامه میپندارند، یك فایل صوتی ارائه نمیكند؛ بلكه اطلاعات نتها را مو به مو با كلیه جزئیات، همان طوری كه نواخته شدهاند از ساز میدی به رایانه و بلعكس یا از رایانهای به رایانهای دیگر انتقال میدهد. در صورتی كه فایل میدی را در برنامهای حرفهای و مخصوص آهنگسازی اجرا كنید، میتوانید نتها را مشاهده و آنها را به طور كلی یا جزئی تغییر دهید. به كمك این فنآوری میتوان صدای هر سازی را روی نت مورد نظر اجرا كرد. دیگر احتیاجی به نوازندههای حرفهای ندارید. چون اگر نتی را اشتباه بنوازید یا ضرب آهنگ و فاصله زمانی نتها را در حین نواختن رعایت نكنید و یا ارزش زمانی نتها را رعایت نكنید؛ تماماً توسط كامپیوتر میتوانید ان را اصلاح كنید. جالب به نظر میآید. اما مخالفان سرسختی هم دارد. عدهای معتقدند این مسائل روح را از موسیقی میگیرد وسازهای مجازی را به جای سازهای آكوستیك و واقعی جا میاندازد. تا حدی نیز درست میگویند زیرا اجراهای كامپیوتری موسیقی هرقدر هم به صداهای زنده شباهت داشته باشند، باز هم قابل تشخیص هستند و مجازی بودن آنها پنهان نمیماند. بسیار سعی میشود تا شباهتها بیشتر و بیشتر شوند. كمپانیهای تولید این Patch ها، با اضافه كردن صداهایی طبیعی به محصولاتشان نظیر صدای كشیده شدن انگشت دست روی سیم گیتار و زخمه و نواخته شدن نتهای میدی با تاخیرهایی رندم در حد چند میلی ثانیه تا حالت نوازندگی انسان تقلید شود؛ سعی در پیروزی در این كشاكش دارند و معتقدند كه تكنولوژی برنده نهایی است. عدهای میانهرو تر عمل میكنند و ضمن استفاده از سازهای مجازی، سعی در استفاده از سازهای آكوستیك دارند و با هزینههایی بسیار كه بر خود تحمیل میكنند، با دعوت از نوازندگان باتجربه و ضبط صدای سازها در استودیوهای مجهز، سعی در ارائهی آثاری طبیعی و با كیفیت دارند. از مبحث اصلی خود دور نشویم. علاوه بر موارد بالا كه تفصیلاً توضیح داده شد. صدابرداری، میكس و مسترینگ قطعات موسیقی كه هریك شامل بحثهایی بسیار گسترده میشوند، و به طور كلی مهندسی صدا در پروژهی موسیقی بر عهدهی Programmer است. آشنایی كامل با علم صدابرداری، توانایی به كارگیری سخت افزارهای استودیویی نظیر: میكروفونهای حرفهای، میز صدا (كمپرسور صدا و میكسر) و همچنین سخت افزارهای كامپیوتری مرتبط نظیر كارتهای صدای حرفهای (Sound Card) و سازهای مجازی و الكترونیكی و همچنین نرم افزارهای حرفهای ساخت، ضبط، میكس و مسترینگ موسیقی، نظیر: Nuendo, Cubase, Adobe Audition, Sonar, Sony Sound Forge و... لازم و ضروری است. میبینید كه پیشرفت تكنولوژی باعث شده است تا امروزه تنها یك نفر كلیهی امور مربوط به تنظیم را انجام دهد. بنابراین احتیاج به دانش، دقت و توانایی انتقال بالایی دارد.
نویسنده ی مقاله : محمدرضا طوماری
حق کپی رایت : وبلاگ رسمی طرفداران سیاوش قمیشی
دانلود مقاله به صورت فایل PDF
نویسنده : هومن ، تاریخ : چهارشنبه 20 شهریور 1387 ، ساعت : 02:09 ق.ظ
ویرایش در تاریخ : - ، ساعت : -

















