آلبومها          گالری عکس        گالری ویدئو       زندگینامه        متن ترانه ها        پوستر        آثار کمیاب
افسانه کلاب میکس

Booseye Bad - ClubMix . « آن کس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند ، و آن کس که نداند و بداند که نداند لنگان خرک خویش به منزل برساند » گرچه بیش از یک سال و نیم از زمان انتشار آلبوم روزهای بی خاطره می گذرد و اکنون نیز آلبوم جدید سیاوش قمیشی یعنی غروب تا طلوع sunset to sunrise منتشر شده است اما بی ارتباط ندیدم تا در این فرصت با تکیه بر مطلبی که در مورد کلاب میکس بوسه باد نوشته ام با زوایه ی دید تحلیلی و انهضامی به یکی از دلایلی بپردازم که باعث انتقاد روی آلبوم روزهای بی خاطره شده بود که توجه به تاریخ و اتفاقات گذشته و داشتن History قوی ، تا حدودی آینده را برای ما تصویر خواهد کرد . باید در نظر داشت که نگاه از دید سوم شخص ( از بالا و نه از درون ) همراه با چهارچوب های تعیین شده ی برهانی ( منطق ) بهترین اسلوب برای پرداختن به یک موضوع است . برخورد متعصبانه و انفعالی در بررسی یک مسئله هیچ نتیجه ای در برنخواهد داشت . همین طور که مواجهه ی قهری نیز هیچ توفیقی حاصل نخواهد کرد . در نهایت به این جهت ، به نوشتن این مقال پرداختم زیرا که خود سیاوش نیز در یکی از مصاحبه های گذشته اش با مصنور سپهربند ( مجری کانال جام جم ) در هنگام انتشار آلبوم روزهای بی خاطره گفت : « به من بگوئید که شما در مورد آلبوم روزهای بی خاطره چه فکر می کنید » و بی پرده از ما خواست که نظر خود را در این زمینه بازگو نمائیم . نکته ی مهمی که هیچگاه نباید از خاطر برد این است که علاوه بر اینکه هنرمند ، وقت و انرژی خویش را برای ساخت و شکل دهی آثار بهتر ( برای طرفدارانش ) صرف می کند و حس مطبوع خود را در لوای کارهایش به حامیانش هدیه می نماید ، باید پذیرفت که هنر هنرمند بدون مخاطب ارزش خاصی ندارد و این تجامع نظر ها نسبت به یک اثر است که معیار استحقاق زیبائی آن را تعیین می کند . پس متقابلا شنونده و طرفدار نیز باید علاوه بر پشتیبانی خردمندانه از هنرمند مورد علاقه اش ، دیدگاهش را در مورد آثار وی بازگو نماید تا یک رابطه ی دو طرفه و متقابل ، همراه با توازن برقرار گردد و مسیر حرکت بدرستی طی شود . اگر کسی موافق مسائل مطروحه ی فوق نیست و همخوانی فکری با آن ندارد ، باید بداند ک خود سیاوش قمیشی نیز همین موضوع را از طرفدارانش می خواهد . حتما فایل زیر را دانلود کرده و به آن گوش فرا دهد ، قبل زا اینکه به ادامه ی بحث بپردازیم ذکر این مورد لازم است که برای دانلود هر یک از فایل های زیر روی آن کلیک کنید و سپس در صفحه ای که باز خواهد شد روی کلمه ی Download file کلیک نمائید :

صحبت های سیاوش قمیشی و درخواست او از ما ( دانلود کنید ، تصویری ، 340 Kb )

بر مبنای همین تکلیف و وظیفه ای که سیاوش قمیشی بر دوش نگارنده نهاده ، نظر خود را با اصل به این که همه باید با آزادی نظر خود را عنوان کنند بدون این که به دیگران توهینی نمایند ، با مقدار زیادی تاخیر عنوان می کنم و امیدوارم دوستان بدور از هرگونه « تعصب » و با دیدی باز و واقع بینانه به خواندن این نوشته مشغول شوند زیرا که « تعصب » بی جا یا همان عشق نادرست از منظر منطقی مردود است . اما چرا مردود است ؟! شاید طبق گفته ی یکی از دوستان بسیار عزیزم پرداختن به این سوال بد نباشد که « آیا عشق همیشه درست عمل می کند یا خیر ؟! آیا می توان عشق را زیر سوال برد ؟ » این موضوع را با یک مثال بسیار ساده اما گویا ادامه می دهم : مادری به فرزند خویش عشق می ورزد و این حد نهایت عشق است ( بی چون و چرا و بی قید و شرط ) در این میان فرزند دست به عملی خلاف منافع عمومی ( مثلا سرقت ) میزند و پلیس به دنبال او روان می گردد . فرزند فرار کرده و در مکانی مخفی می شود . مکانی که مادر وی از آنجا با خبر است . پلیس برای بازجوئی نزد مادر این شخص می رود اما مادر به خاطر عشق فراوانی که به فرزند خویش دارد از گفتن مکان اختفای او امتناع ورزیده و فرزند به دست قانون نمیرسد . از نظر عشق مادری این عمل کاملا درست است و مادر هیچ گاه در صحت آن تردید نمی کند ! اما آیا این کار از نظر عقلی و منطقی صحصیح می باشد ؟! اینجاست که نتیجه می گیریم عشق همیشه هم صحیح و منطبق بر منطق نیست . عشق بدون هیچ گونه چون و «چرا» و قید و شرط تعصب نام دارد . « چرائی » مهمترین عامل رشد باطنی انسانهاست پس هر چیزی که فاقد « چرا » باشد از نظر عقلی نامقبول و مردود می باشد . پس باید عشق را با ابزار عقل در مسیر صحیح هدایت کرد و اینگونه می توان زیباترین عشق دنیا را تجربه نمود . با ذکر مقدمات فوق اضافه می کنم که گرچه نوشته هایم را با اسناد و مدارک مربوطه ارائه داده ام اما ماحصل آنها ، تماما نظر شخصی نگارنده است و ممکن است اشتباه باشد . انسان به عنوان انسان ، موجودیست که همواره در نظر گرفتن مقداری خطا برای او پذیرفته است . هر کس در هر مسیر و کاری که انجام می دهد درصدی خطا داشته و فی النفسه هیچ اکملی در کار بشری وجود ندارد . حتی برای دقیق ترین نتایج بدست آمده ی آزمایشگاهی میزان سهو در نظر گرفته می شود و یا بزرگترین دانشمندان که بیشترین حق را بر گردن انسان ها دارند ، برای کارهای خود مجال اشتباه در نظر می گیرند . انسان کامل روی زمین ! نداریم . انسان مجموعه ای از کمالات و نقوص است و گریزی هم از آن نیست . طبق همین گفته ؛ سیاوش قمیشی هم تا جایی که به ما مربوط می شود یعنی به عنوان یک آهنگساز و خواننده و نه بیشتر ، شامل کمالات و عیوبیست و هیچ کس نمی تواند ادعا کند که سیاوش قمیشی ایرادی در کار هنری اش ندارد ، زیرا که کار او وحی مُـنزل نیست . در عین این که ملودی های او از زیباترین ملودی های ماست ، می توان گفت ایرادات او نسبت دیگران کمتر است . تاکید می کنم که بحث ما تنها روی مسائل هنری سیاوش قمیشی است ، نه در مورد مسائل شخصی . همیشه می بایست هنر یک هنرمند را جدای از شخصیت وی مورد بررسی قرار داد . همان طور که بارها اعلام کرده ام باز هم تاکید می کنم که به هیچ وجه من الوجوه نباید وارد مسائل شخصی و زندگی خصوصی یک هنرمند شد . هر کس نیز بخواهد چنین عملی انجام دهد بنده همان طور که در یکی از پست های قبلی وبلاگ با عنوان سیاوش قمیشی و موسیقی سنتی نیز این کار را انجام دادم او را تقبیح خواهم نمود . با در نظر داشتن این پیش فرض باید گفت آلبوم روزهای بی خاطره یک آلبوم خوب بود ، اما چند ضعف مانع از آن شد که خوبی این آلبوم برای عده ای درک شود و همان طور که عده ای ضعف های چه بسا بزرگِ موجود در این آلبوم را نمی بینند و به هیچ وجه نمی خواهند آن را بپذیرند ، همین ضعف ها طوری آلبوم را تحت تاثیر قرار داد که چشمان عده ای از زیبائی آلبوم غافل مانده است . در این آلبوم شاهکاری به نام تصور کن وجود داشت که از نظر من هیچ رغیبی برای آن وجود نداشته ، ندارد و نخواهد داشت . تصور کنی که حتی اگر سیاوش در این آلبوم به جای باقی هفت آهنگ ، فقط آن را قرار میداد ارزشش را داشت . تصور کنی که در میان ابیاتش گفته ها نهفته دارد . تصور کنی که فلسفه ی فکری بزرگی در پشت آن وجود دارد . تفکری که گوشه ای از آن را حدود یک سال پیش در تحلیلی که از ترانه ی آن داشتم به همراه ویژگی آهنگ های سیاوش قمیشی شرح دادم . تحلیلی که به دست ترانه سرای این ترانه یعنی یغما گلرویی رسید و او نیز درستی و صحت این تحلیل را که از ترانه اش انجام داده بودم تائید نمود . از شما نیز دعوت می کنم نگاهی به آن بیاندازید :

تحلیل و بررسی موزیک و ترانه ی تصور کن ( کلیک کنید )


در آلبوم روزهای بی خاطره اثری به نام بوسه باد قرار گرفته که با ملودی زیبای سیاوش قمیشی رنگ و جلای خاصی به همراه دارد . به ترانه اش بنگرید ؛ عاشقانه نیست ! اما داستان جالب و قدرتمندی به همراه خود دارد . بوسه ی باد ! گرچه به قول یکی از دوستان بسیار عزیزم نباید باد را مقصر دانست یا بهتر است از خودمان سوال کنیم که چرا همیشه باد را محکوم می کنیم با اینکه شاید طبیعتِ باد ، برگ را برای سفر بزرگتری آماده می نماید و او را از ایستائی جدا کرده تا تحول را برای او رقم بزند . بگذریم ...! در آلبوم روزهای بی خاطره غیره و غیره وجود داشت که هر کدام گنجی هستند که در گنجینه ی موسیقی ایرانی قرار می گیرد و تلالو خاصی به آن می بخشند . اما هیچ فکر کرده اید که چرا سیاوش قمیشی در آلبوم روزهای بی خاطره ، در کنار شاهکاری چون تصور کن و یا آهنگ فوق العاده ای هم چون گریه کن ، چیزی ! قرار می دهد که غیر حرفه ای و فاقد لزوم است ؟ در آلبوم روزهای بی خاطره آهنگی به نام ClubMix بوسه باد قرار می گیرد که هر چه در وجود آن اندیشیدم علتی برای تولیدش نیافتم جز این که به احتمال زیاد این آهنگ جبرانیست برای کوتاهی بیش از حد آلبوم روزهای بی خاطره ، آلبومی که در بررسی انجام شده در مورد زمان آلبوم های سیاوش قمیشی فهمیدیم بدون وجود کلاب میکس بوسه باد ، با مجموع زمانی حدود 25 دقیقه ( از نظر Time ) کوتاه ترین آلبوم سیاوش قمیشی خواهد شد . اما شاید هدف سیاوش از قرار دادن کلاب میکس بوسه باد در آلبوم روزهای بی خاطره جدا از افزایش زمان آلبوم ، محک و آزمایشی برای فهمیدن میزان علاقه مندی جامعه با سبک و سیاق و ریتم و بلاغ این نوع موزیک بود تا شاید آلبوم بعدی اش را بر مبنای آن تنظیم نماید که در ادامه ی همین نوشته مفصلا به نتایج علمی و عملی این آزمایش خواهیم پرداخت . بی ارفاق و بی اغراق ، تنظیم و باسازی آهنگ بوسه باد در قالب آهنگی به نام کلاب میکس بوسه باد به قدری ضعیف و سطحی انجام شده است که اکثریت آن را به عنوان آهنگی از آهنگ های این آلبوم حساب نمی کنند و دوستان به راحتی هر چه تمام تر آن را فراموش کردند . شاید بیشتر هواداران به دید یک قطعه ی زائد و مزاحم به کلاب میکس بوسه ی باد می نگرند که باید در هنگام انتخاب آلبوم ، برای عدم پخش جدایش کرده و به گوشه ای انداخت ! این که کسی آن را به عنوان آهنگ حساب نمی کند ( نظر شخصی نگارنده نیست ! ) بلکه یک نظر کاملا مستند و مستدل ، تئوریزه و مدلل می باشد که به راحتی با نگاهی به نظر سنجی آلبوم روزهای بی خاطره که در همین وبلاگ گذاشته شده ( و با شرکت 550 نفر برای برداشت و استفاده ی آماری کاملا مقبول است ) درک می گردد . در نظر سنجی آلبوم روزهای بی خاطره ، تنها 4 نفر ! به کلاب میکس بوسه باد رای داده اند . در واقع کلاب میکس بوسه باد تقریبا با %0 ! از تمام رای های داده شده ! آمار ضعیف ترین آهنگ ! این آلبوم را به خود اختصاص داده است . به شفافیت روز مشخص است که این آزمایش در مورد کلاب میکس به نتیجه ی قابل قبولی دست نیافت و شکست خورد . ارزش موسیقیائی کلاب میکس بوسه باد ( با توجه به تنظیم اصلی و زیبای آهنگ بوسه ی باد ) بسیار ضعیف است و بود و نبود آن فاقد تاثیر گذاری بر کل آلبوم می باشد . Alen G. Nazarain ( تنظیم کننده ی آلبوم روزهای بی خاطره ) آهنگ و ترانه ی بسیار زیبای بوسه باد را برای کاری که ارزش چندانی نداشته و زود گذر می باشد به سطحی بسیار پائین می رساند و این کار را مثابه ی یک آماتور انجام می دهد که تازه وارد بازار ! موسیقی شده است . با این حال سیاوش قمیشی در آلبوم غروب تا طلوع نیز رویه ی میکس سازی را به عنوان محور اصلی آلبومش در نظر گرفت که این نوع حرکت با توجه به نتیجه ی آزمایشی که در آلبوم روزهای بی خاطره روی آهنگ بوسه باد انجام شد عجیب به نظر می رسد و اگر واقعا دلیلی برای این کار وجود دارد هنوز برایمان عیان نگردیده است . می دانیم که آهنگ تصور کن با قدرت فراوان و نفوذ بالای خود ، در نظر سنجی آلبوم روزهای بی خاطره با اختلافی فاحش مقام اول را کسب نمود و قاعدتا می بایست خط و مبنای ساخت آلبوم بعدی سیاوش قمیشی قرار می گرفت اما در یک اقدام حیرت انگیز چیزی کاملا متفاوت در آلبوم غروب تا طلوع عرضه شد . با این تفاصیل می دانیم که تنظیم « کلاب میکس » از نظر رتبه بندی موسیقیائی کم ارزش و فاقد اهمیت می باشد ، البته با شرح و توضیح ، منظورم را از صفت « کم ارزش » در مورد کلاب میکس توضیح خواهم داد ، توجه کنید ؛
« کلاب » یعنی : « مکانی برای تجمع جهت خوردن ، تفریح کردن و رقصیدن »
« میکس » یعنی : « مخلوط کردن و بازسازی نمودن »
« کلاب میکس » یعنی : « تغییر و بازسازی یک اثر موسیقیایی برای رقصیدن در کلاب ! »
و هیچ تعریفی جز این نداشته ، ندارد و نخواهد داشت . می دانیم آن نوع از موسیقی دارای ارزش بیشتریست که کفه ی ترازوی آن در سمت « شنیدن » نسبت به عوامل دیگر ( مانند رقصیدن ) سنگینی کند . به عبارتی ؛ هر چه میزان توجه شنونده برای شنیدن آهنگ بیشتر باشد ارزش آن آهنگ نیز بالاتر می رود تا آن جا که در بهترین سبک های موسیقی از نظر ارزش موسیقیائی ( مثل : سبک کلاسیک ) شنوندگان در هنگام شنیدن آهنگ کوچکترین صدائی تولید نمی کنند تا بتوانند زیر و بم موسیقی را تمام و کمال بشنوند و روی تک تک ملودی ها ، ساز ها ، تنظیم ها و جایگیری نت ها قضاوت کنند و از آن لذت ببرند ، بدون اینکه هیچ عامل ثانوی ( مانند رقصیدن ) روی شنیدن و لذت بردن آنها تاثیر بگذارد . نگارنده می پندارد که نتیجه گیری از تعریف بالا برای شما طرفداران مفهوم گرای سیاوش راحت باشد . سیاوش قمیشی اجازه می دهد آهنگ بوسه ی باد برای رقصیدن تعدادی آدم در یک کلاب چنین تنزل پیدا کند و می گذارد آن را طوری تنظیم نمایند ، تا عده ای با آن بالا و پائین بپرند . شاید حتی در میان این حال و هوائی که افراد در حال رقصیدن ( در کلاب ! ) دارند ، هیچ توجه نکنند که آهنگ سیاوش قمیشی در حال پخش شدن است یا آهنگ شخصی دیگر ! فقط به دنبال کوبشی هستند که با آن بتوانند بدن های خود را حرکت دهند ! یادمان نمیرود جمله ای از سیاوش قمیشی را که سالها پیش در کنسرت کُلن در حالی که آهنگ
پرنده های قفسی ، هدیه و فرنگیس را می خواند به طرفدارانش می گفت . حتما فایل صوتی آن را دانلود کرده ، دقیقا گوش کنید و روی آن فکر کنید تا ببینید بر اساس همین طرز تفکر بود که نگارنده به سیاوش قمیشی روی آورد و سیاوش قمیشی را بر مبنای آن می شناسد . این جملات از زبان سیاوش قمیشی در هنگام خواندن آهنگ هدیه خارج گردیده است : « صورت های شما نشون میده چقدر موزیک خوب رو ، اگر خوب باشه این طوری که من می خونم دوست دارین و این چقدر خوبه ... ما متاسفانه تو لس آنجلس اشکالی داریم که مردُم صَدی ، نود ، گوشاشون توی کمرشونه . قِر میدن بیشتر ! شما ها همتون گوش میدین، و اِی وَلله به همتون ، خیلی ممنون که اومدین جلوم وایسادین »

صحبت سیاوش قمیشی در مورد قِـر دادن ( دانلود کنید ، صوتی ، 258 Kb )


و بعد کسانی که در کنسرت حضور داشتند او را به خاطر این طرز تفکرش تشویق می کنند . با شنیدن این جملاتِ سیاوش قمیشی مو بر بدن انسان راست ! می شود و اُبهت و شکوه سخنانش غروری وصف ناپذیر برای شنونده و طرفدارش تولید می کند . براستی در این جمله ی کوتاه معانی بس عمیقی وجود دارد . همان طور که خود سیاوش در همین فایلی که گوش دادید سال ها پیش گفته بود ، ما نیز نمی خواهیم حرکات موزون انجام دهیم ! ما نمی خواهیم قِــر دهیم ! و ما نمی خواهیم با آهنگ های سیاوش قمیشی برقصیم . ما می خواهیم به موزیک و محتوای کلام او گوش نمائیم و به عمق واژه ها پی ببریم . ما می خواهیم با آهنگ های او زندگی کنیم . ما می خواهیم ساعت ها و ساعت ها خلوت تنهائیمان را با آوای او بگذرانیم . چه بسا که میلیارد ها قطره ی اشک با این آهنگ ها ریخته شده و هر اشکی بار سنگینی به دوش این آهنگ ها گذاشته است . آن چیزی که به سختی به دست می آید و باید برای آمدنش مدت ها انتظار کشید و در میان هزاران هزار ، تعداد اندکی از آن را ورچین کرد ، آثاری قدرتمند با ترانه هایی متفکرانه و ارزشمند مانند تصور کن ، تاک ، هوای خونه ، بارون ، پرنده های قفسی ، نقاب ، غرقابه درد ، حکایت ، زندگی ، سایه ، قصه گل و تگرگ ، قصه امیر ، قاب شیشه ای ، جزیره و آخرین نامه است . اما سیاوش قمیشی آهنگی به نام کلاب میکس بوسه باد در آلبومش قرار می دهد که به رقصیدن در کلاب اختصاص دارد و برای گوش دادن نیست ! و اکنون که یک سال و نیم از انتشار آلبوم می گذرد نمایان گردیده که ماندگار نبوده است . البته حرکات موزون ! بد نیست . اینجا هم بحث معیار گرائی و یا مخالفت با آن چه به تعابیر بدی یا خوبی می پردازد نیست ، اما موضوع این است که ترانه ی بوسه باد و همین طور موزیک سیاوش قمیشی برای رقصیدن در کلاب یا دیسکو نیست یا حداقل نظر نگارنده این چنین است . اما سیاوش قمیشی بدون فحص و غوررسی در یکی از مصاحبه های جدیدش عنوان می کند که « جوان انرژی داشته » و « نیاز به ریتم دارد » و آهنگ برای این است که موقع « شمال رفتن » ! با آن « حال کرد » ! پس دیگر نیازی به مفهوم گرائی و القای معانی به شنونده نیست .

گفته های جدید سیاوش قمیشی در مورد حال کردن با آهنگ ( دانلود کنید ، تصویری ، 127 kb )


بوسه ی باد به صورت کلاب میکس تنظیم شده است . ولی آیا در کشور ایران چیزی به نام کلاب وجود دارد ؟ حال به نظر شما این آهنگ برای چه کسانی ساخته شده است ؟ برای کسانی که در ایران هستند یا برای ایرانیان مقیم خارج از کشور ؟ بهتر است کامل تر عنوان کنم ؛ به نظر شما سیاوش قمیشی آهنگ های خود را برای شنوندگان درون ایران می سازد یا برای کسانی که خارج زندگی می کنند ؟ شاید تعجب کنید اما جواب شما به این پرسش دارای اهمیت زیادی نیست چون خود سیاوش قمیشی در یکی از مصاحبه هایش به این سوال پاسخ داده و گفت : « من خیلی در صحبت هائی که با خواننده ها و با شاعرهای خوب قدیمیمون می کردم ، هی ! تاکید می کردم یه چیزی بگیم که بچه های ایرونی که ( بخصوص ) دارن بیرون بزرگ میشن ، بفهمن و دوستان گوش نکردن و من هم دیگه باهاشون کار نکردم . الان اگر یک مصرع شعر بگیم که چهار تا کلمه ی هضم نشده و قُلمه سلمبه ! توش باشه ، نمی فهمن ! نمی فهمن دیگه ! اینها خدا پدرشون رو بیامرزه که دارن فارسی رو حرف میزنن یه جوری . دیگه ما نمی تونیم انتظار داشته باشیم کلمات سنگین رو ... » بله ! این صحبت های سیاوش قمیشی در هنگام انتخاب شعر هست . در واقع سیاوش قمیشی می گوید که اولویت وی برای ساخت آهنگش تعداد معدودی هستند که در آن سوی مرزهای کشور آثارش را گوش می دهند . اما آیا جوانان فارسی زبان درون ایران هم از درک ترانه های عمیق و پر معنی عاجزند ؟ آیا من و شما نمی فهمیم ؟ آیا فقط کسانی که در خارج از ایران زندگی می کنند طرفدار سیاوش قمیشی هستند ؟ آیا سیاوش قمیشی فقط باید آن ها را ملاک انتخاب ترانه ها و ریتم آهنگ هایش قرار دهد ؟ به جرات و با صراحت می توانم بازگو کنم که بیش از هشتاد درصد طرفداران سیاوش قمیشی درون ایران هستند و برای اثبات این مدعا آمار همین وبلاگ را برای شما نمایش خواهم داد :
آمار بازدید وبلاگ از کشور ایران : 88%
آمار بازدید وبلاگ از کشور آمریکا : 3%
آمار بازدید وبلاگ از کشور انگلیس : 2%
آمار بازدید وبلاگ از کشور امارات : 1%
آمار بازدید وبلاگ از کشور فرانسه : 0.5%
آمار بازدید وبلاگ از کشور کویت : 0.4%
آمار بازدید وبلاگ از کشور سوئد : 0.3%
آمار بازدید وبلاگ از کشور ترکیه : 0.2%
گرچه قرار بود این نوشته تنها به بررسی کلاب میکس بوسه ی باد بپردازد اما به علت اینکه به موضوع معانی ادبی رسیدیم بد نیست گریزی هم به ترانه « یاد من باش » بزنیم و با توجه به خلاء نوشتاری موجود چند خطی بیشتر با زوایای این اثر آشنا شویم و یکی دیگر از ضعف های آلبوم روزهای بی خاطره را مورد بررسی قرار دهیم : بی شک اگر از دیدی ادیبانه نگاهی به آلبوم روزهای بی خاطره بیاندازیم ، خواهیم دید که یکی از ضعف های این آلبوم استفاده از ترانه های ساده است و این ضعفی نیست که بتوان آن را کتمان کرد . ادله ی مختلفی نیز برای اثبات آن وجود دارد . ترانه ی یاد من باش از نظر لغوی و کــــُنه معانی بسیار ساده و ابتدایست . همان طور که دوستان زیادی به این موضوع تکیه کرده بودند من هم تائید می کنم که هیچ بدعت و یا حرف جدیدی در آن مشاهده نمی شود . حتی اگر هزاران بار نیز آن را بخوانید خواهید دید که هیچ چیز نوینی در آن پیدا نخواهید کرد و هیچ نکته ی قوتی که بخواهید به آن نسبت دهید نخواهید یافت . شاید بی ربط نباشد که این ترانه را بی رمق ترین ترانه ی آلبوم روزهای بی خاطره بنامیم و به سادگی متوجه شویم که یکی از ارکان اصلی آثار قمیشی یعنی عمق و مفهوم که در اکثر کارهایش وجود دارد در آن یافت نمی شود . تمام معنی ترانه در این چند خط خلاصه می شود که ؛ کجا رفتی و من ماندم اینجا ، هر جا هستی یاد من باش و اگر بودی چقدر خوب بود ! سه سال پیش سیاوش قمیشی در مصاحبه ای با شبکه ی طپش عین این جمله را گفت : « ترانه های جدید همش شده حرف های نامعقول و حرف هائی که زدن و نزدنشون فرقی نمیکنه . من می فهمم که رپ هم هست ، راک هم هست ، همش ساده ی سادس، همش ؛ baby I love u , baby I love u ولی در مقابلش چیزهای دیگه ای هم وجود داره . مال ما اینور بارش داره کم میشه و خوشایند نیست که موسیقی یه ممکلتی نود درصد اینطوری باشه » . اما امروز سیاوش قمیشی بدون توجه به آن چه قبلا گفته بود آهنگ یاد من باشش تماما « یاد من باش ، یاد من باش شده » که واقعا گفتن و نگفتنش هیچ فرقی نمی کند . « سعید دبیری » را می شناسید ؟ او ترانه سرای ترانه ی زیبای جزیره و فرنگیس ، است . وی در مورد ترانه و ترانه سرائی می گوید : « یک ترانه سرا نباید از کنار هر چیزی به آسانی رد شود . باید داخل هر قضیه ای برود . ترانه سرا ذهنش مثل یک کارگردان است . مثل یک دوربین فیلمبرداری که لحظه ها را شکار می کند . یک ترانه سرای خوب باید شکارچی باشد . مطلب را بگیرد و آن را در ترانه اش بگنجاند . این بهتر از آن است که همه اش بگوید : من چی ، تو چی و همه اش قصه ی عاشقانه باشد . این من تو ، تو من ، من چیکار ، تو چیکار از روز اول تا به حال آنقدر تکرار شده که اگر کسی هم بخواهد در مورد آنها بگوید باید خیلی کارش خاص باشد » وقتی به صحبت های سعید دبیری توجه کردم دیدم که بر خلاف دیگر ترانه های آلبوم روزهای بی خاطره مانند تصور کن ، محبوبه شب ، بوسه باد و باقی آثار که در مورد هر کدامشان تحلیل و بررسی مفصلی در همین وبلاگ ارائه شد ، هر چه به ترانه ی یاد من باش نگاه کردم نکته ای نیافتم که از میان الفاظ آن بیرون بکشم یا به قول معروف آن را تجزیه و تحلیل کرده و به آن دل خوش کنم که این ترانه هم پر محتواست ! سادگی در این ترانه بقدری زیاد است که می توان گفت در بکار بردن کلمات تفریط شده و آن چه که میشد بهتر از این باشد ، بهتر نشده است ! قطعات این ترانه بر خلاف نامش که تاکید زیادی برای در یاد ماندن می کنند و حکم می نمایند که بدون بهانه و به اجبار من را در یاد داشته باش ! همچون یک گفتگوی سریع و فراموش شدنی به سرعت باد می آیند و به همان سرعت نیز دور می شوند و می روند . کسی هم یادش نمی ماند که چنین جملاتی قبلا گفته شده است . دیگر از آن جمله های پر مغز خبری نیست ، از آن جمله هایی که بعد از شنیدنش تا مدت ها تاثیر عمیقی روی انسان باقی می ماند و هنوز که هنوزه تاثیرش را از دست نداده است . از آن جمله هایی که می گفت « بذار آدما بدونن ، میشه بیهوده نپوسید ، میشه خورشید شد و تابید ، میشه آسمونو بوسید » یا از آن جمله هایی که می گفت : « فاصله یه حرف سادس ، بین دیدن و ندیدن ، بگو صرفه با کدومه ، شنیدن یا نشنیدن » و ... استفاده از واژگان تکراری و آن چه که هر روز می شنویم ، نبود هر گونه کنایه ، ایهام ، استعاره و یا آرایه ی ادبی قابل توجه ، همراه با قافیه های مستعمل که به کرات در آثار قدیمی سیاوش قمیشی نیز موجود بوده اند ، وجود کلماتی همچون « آروزهای محال » ، « حادثه » و یا « ترانه » که به علت استفاده ی بی بیش از حد در آثار سیاوش قمیشی ، تاثیر واقعی خود را از دست داده اند ، یا وجود ترکیب « بلد شد » ! که هیچ کجای دستور زبان فارسی یافت نمی شود و یک ترکیب خود ساخته است ، انسان را به فکر وامیدارد که آیا واقعا برای سیاوش قمیشی امکان نداشت تا ترانه ای قوی تر از « یاد من باش » را انتخاب کند ؟ که از فرط سادگی و کثرت استعمال واژه ها ، به چنان بی تاثیری افتاده که حتی خود سیاوش قمیشی هم با گذاشتن آن به عنوان آهنگ شماره ی هفت ، قبل از ClubMix بوسه ی باد بر عدم مقبولیتش تاکید کرده است . چه اتفاقی افتاده که سیاوش قمیشی حاضر می شود در کنار ترانه ی پر مغز و پر مفهومی چون « تصور کن » که آن را هم یغما گلرویی سروده یک ترانه ی ضعیف ( از نظر معانی ) همچون « یاد من باش » را قرار دهد ؟ Ramon Abdishou ( گیتاریست آلبوم روزهای بی خاطره ) و تنظیم کننده ی آلبوم غروب تا طلوع در مصاحبه ای که با BBC داشت گفت : « سیاوش قمیشی خیلی روی ترانه های انتخابی حساس است و وسواس دارد و به همین خاطر این آلبوم تا این حد طول کشده است » یعنی در واقع علت طول کشیدن آلبوم روزهای بی خاطره در حدود یک سال و نیم ! حساسیت سیاوش قمیشی روی ترانه ها و مدت زمانی است که او برای پیدا کردن بهترین آنها گذاشته است !

اگر سیاوش قمیشی وسواس داشت و دو سال روی ترانه های مختلف فکر کرده ، قاعدتا تعداد زیادی ترانه را مطالعه و بررسی نموده ، پس چطور شده که به جای ترانه ی « یاد من باش » ترانه ای را انتخاب نکرده که بهتر باشد ؟! آیا واقعا ترانه ای زیبا تر از ترانه ی یاد من باش وجود ندارد ؟! مسلما و حتما با این مدت زمانی که ( به گفته ی رامون ) سیاوش روی انتخاب ترانه ها گذاشته ، می توانسته خیلی بهتر از این ها انتخاب کند . ما بارها و بارها ترانه های مختلفی را شنیده و خوانده ایم و می توانیم در حد یک شنونده تشخیص دهیم که کدامین ترانه قوی و کدامین یک تکرار مکررات است . این که نگارنده می گوید این ترانه ساده است ، می تواند یک نظر شخصی باشد اما حرف کاملا مستندیست زیرا طی تماسی که با ترانه سرای این ترانه یعنی یغما گلرویی داشتم ، او خودش نیز تائید کرد که یاد من باش بسیار ساده و ابتداییست و حرف خاصی برای گفتن ندارد . بنابراین با توجه به این گفته ی او ، شک و ابهامی در مورد ساده بودن این ترانه باقی نمی ماند . یغما گلرویی در پاسخ به این سوالِ من که آیا سیاوش قمیشی نمی توانست ترانه ای بسیار قوی تر و پر معنی تر از ترانه ی یاد من باش حتی از خود شما انتخاب کند گفت : « بله صد در صد می توانست » .
باید بگویم طرفداران متفکر سیاوش قمیشی نه تنها ترانه های مشکل او را درک می کنند بلکه از وی می خواهند که با استفاده از ترانه های اندیشمندانه به همراه ملودی های آرامش بخش ( به جای شمال رفتن ! و حال کردن ) ساعت ها و روزها خلوت تنهایی شان را با صدای او آرام بگیرند ، اشک بریزند و زندگی کنند . تعداد بی شماری از همین نوجوانان ، جوانان یا بزرگان و کوچکان ! در هر سن و سالی که فکرش را بکنید ، با آهنگ های او در کنج اتاقشان گریه می کنند . با همین ملودی ها و ترانه ها با غم و غصه ها و رنج های بی شمارشان دست و پنجه نرم می کنند . با درگذشت عزیزانشان کنار می آیند . با یاد یار از دست رفته شان می سوزند . با هوای عشقشان ، مرگ تنفس می کنند . در تنهائی خودشان که هیچ کس اجازه ی ورود به آنجا را ندارد صدای سیاوش را گوش می دهند . با سوز نوای آهنگ های او لحظاتی از عمر را که دیگر بر گشتی نخواهد داشت می گذرانند و « آواز هق هق سر می دهند » . اینها جوانان و پیرانی هستند که دست تقدیر آنها را گرفتار کرده ، خانه و کاشانه ی ذهنی شان از دست رفته ، زلزله فکرشان را ویران کرده ، سیل پدر و مادرشان را بُرده و در بُهت « سال های گنگ » گرفتار گرداب اوهام شده اند . بعضی« گرفتار سنگینی سکوتی هستند که قبل از هر فریادی لازم است » ، بعضی در یخبندان زیر صفر زمستان ، زیر پُل درون یک کارتن خوابیده اند و از رادیوی قراضه اشان صدای این آهنگ را می شنوند : « خوابیدی بدون لالائی و قصه ، بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه ، دیگه کابوس زمستون نمی بینی ، توی خواب گلای حسرت نمی چینی » ، صبح شده و آنها هیچگاه از خواب بیدار نمی شوند و حتی کسی نمی دانسته که آنها نیز وجود داشته اند . بعضی هایشان هیچ وقت به خانه باز نگشته اند ، بعضی هایشان غذای شب ندارند ، بعضی علیل اند ، بعضی شکت خورده اند ، بعضی خود را فروخته اند ، بعضی یتیم اند ، بعضی مریض اند ، بعضی تنها هستند ، بعضی با تیغ رگ دستشان را بریده اند ، بعضی فقیرند ، اینها در کوچه پس کوچه های روستاهای کوچک خود « در حسرت روزهای بهاری » هستند . اینها دردمندند ، اینها به دنبال نقطه ی امیدند . اینها نمی توانند شمال بروند . اینها نمی توانند سوار ماشینی با سیستم های صوتی قوی شوند ، اینها دارند با زندگی می جنگند . اینها کلاب نمی روند ، فریاد میزنم : اینها کلاب نمی روند ، اینها نمی توانند کلاب بروند ، نمی توانند ، نمی توانند ...
غیاث و ثمالی نیست ! من از از زبان اینها می نویسم ، نه از زبان کسانی که طرفدار کلاب و رقص و حال و اوهام هستند . مطمئنا هیچ کدام از کسانی که بدنبال صفای پوچ ، عبث و ساختگی هستند یارای مقابله و ارائه ی هیچ نوع استدلالی را ندارند زیرا که بنیان زندگی آنها بی خیالیست و بی خیالی با هیچ تفکری قابل جمع نمی باشد . من از جامعه ی خودم می نویسم . جامعه ی انسان هائی که در تاریکی دنیا به دنبال کور سوئی هستند . این چیزهایی می گویم داستان یا افسانه نیست و نمی توان به سادگی از کنار آن ها گذشت . این احساسات پاکیست که نباید آن را دست کم گرفت . پس چرا بعضی آن را دست کم می گیرند ؟ چرا نمی دانند که « عاشق می شه چه آسون ، پرنده زیر بارون » ؟
تا آن جا که من برخورد کرده ام اکثر دوستداران و طرفداران موسیقی سیاوش قمیشی ، بر پر مغز و عمیق بودن آثار سیاوش قمیشی تاکید دارند و مرکز تفاوت او را با دیگران همین موضوع می دانند . راه های فراوانی در پیش روست . کافی است نگاهی به نظر سنجی وبلاگ بیاندازید تا ببینید همین جوانان و نوجوانان که به اعتقاد سیاوش قمیشی باید از نظر معانی ترانه های ساده ای را برای آنها خواند بیشتر از باقی آثار موجود در آلبوم روزهای بی خاطره ، به تصور کن رای داده اند . تصور کنی که از نظر معنی عمیق ترین ، غنی ترین ، مشکل ترین و فیلسوفانه ترین ترانه ی این آلبوم است ، با اختلافی زیاد از دیگر آثار این آلبوم در مقام اول عرض اندام می کند ! پس این جوانان و نوجوانان می توانند معنی های بزرگ و عمیق را درک کنند . نباید فهم آن ها را دست کم گرفت . آن ها بهترین ها را می فهمند . فکر نمی کنم شخصی وجود داشته باشد که به خاطر ساده بودن به سیاوش قمیشی رو آورده باشد . اکثر طرفداران سیاوش قمیشی به خاطر عمق گفته هایش آثارش را گوش می دهند . آثاری که در عین داشتن معانی عمیق در پس واژگان ساده و روان تشکیل و بیان می شوند . من و شما ( لااقل من ) به سیاوش قمیشی گوش می دهیم تا چیزی یاد بگیریم و روی آن فکر کنیم نه این که بالا و پائین بپریم ! فکر می کنید چرا موزیک سیاوش قمیشی این قدر بین همه ی ما ( از کوچک تا بزرگ ) محبوب است و موزیک دیگر خوانندگان اینگونه نیست ؟ همان طور که می دانید نقطه ی تفاوت و نکته ای که باعث می شود از میان این همه خواننده سیاوش قمیشی را برگزینیم همان طور که خودش سال ها پیش عنوان کرده جز این نیست که ما می خواهیم گوش دهیم . ما می خواهیم به آرامش برسیم . تفکر ، در جوامع مختلف باعث رشد و ترقی شده و خواهد بود و چیزی نیست که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت . آیا این که ما از خواننده ی مورد علاقه ی خود می خواهیم آثار بهتر ، پر معنی تر و متفکرانه تری ارائه دهد ، اشتباه است ؟ آیا کسی با تفکر کردن مخالف است ؟! سیاوش قمیشی در هنگام اجرای کنسرت دوبی بعد از اجرای آهنگ تاک به کسانی که از ایران برای دیدن کنسرت وی آمده بودند گفت : « بهتون بگم که من هر چی که تو لس آنجلس میخونم برای شماها می خونم نه برای اون ور آب ، این واقعیته خودتون هم می دونید » :

صحبت های سیاوش در مورد ساخت آهنگ برای درون و بیرون ایران ( دانلود کنید ، تصویری ، 383 Kb )

به پندار نگارنده آهنگ های سیاوش برای « شمال رفتن و حال کردن » ! نیست بلکه ارزش آن بسیار بسیار والاتر از این حرفهاست . آثار سیاوش قمیشی با ترانه های قدرتمند برای ایجاد تغییرات ژرف در زندگی ماست . اشک هائی که با این آهنگ ها ریخته می شود اشک افسردگی نیست بلکه اشک تحول و دگرگونی فکریست . به مصداق تاثیر عملی این آثار ( به ظاهر ساده اما در باطن شگرفی ) که شعرها و آهنگ های سیاوش در زندگی مردمی که مسلما خود شما نیز جزو آن بوده اید ، بوجود آورده ، توجه کنید :

درد دل و گریه کردن یکی از طرفداران سیاوش و نجات وی با آهنگ تاک ( دانلود کنید ، صوتی ، 530 Kb )


و یک نمونه ی دیگر را نیز مد نظر قرار دهید :

گریه کردن یکی دیگر از طرفداران و تاثیر عمیق آثار سیاوش در زندگی او ( دانلود کنید ، صوتی ، 214 Kb )

آیا این فرد گفت من با آهنگ های تو می رقصم ، حال می کنم و یا کلاب می روم ؟ نه ، نگفت . او گفت : « با کلامت حرف میزنم ، با کلامت فکر می کنم ، با کلامت بلند میشم و با کلامت اعتراض می کنم با کلامت سکوت می کنم » نمی دانم واقعا نمی دانم چه باید بنویسم ، چه باید بگویم و چگونه احساسات این دو نفر را ( که نمونه ای از هزاران نمونه ی طرفداران سیاوش قمیشی هستند که با شنیدن آثار او در زندگیشان تحول بنیادی رخ داده است ) در کلام بگنجانم . امروز کسانی که به دنبال عمق و آرمش هستند به عقب افتادگی متهم می شوند ، شاید دنیای امروز دنیای سطح و هیجان است و آهنگ های تند و ترنس نیاز جامعه ی ماست ! و دیگر لازم نیست کسی با کلام والانگر نجات پیدا کند . آیا واقعا دلیل منطقی برای اینکه بفهمیم مفهوم گرائی امری اشتباه است وجود دارد ؟! موضوعی که ذهن نگارنده را اشغال کرده این است که چه تحول و اتفاقی افتاده و چرا چنین تغییر شگرفی در سیاوش قمیشی ایجاد شده تا باعث شود او اهمیتی به آن چه در آلبوم می گذارد ، ندهد ؟ ( البته این که سیاوش به آن چه در آلبوم روزهای بی خاطره گذاشت بی توجه بود ، به هیچ وجه نظر شخصی نگارنده نیست بلکه این گفته ی تنظیم کننده ی آلبوم روزهای بی خاطره است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت ) بیشتر به میکس آهنگ بوسه ی باد می نگریم ؛ نه تنها چیز جالبی نیست بلکه روی آن کاری هم صورت نگرفته که چیز جدیدی ارئه دهد و روایتی دیگر از بوسه ی باد را به نمایش بگذارد . حتی قسمت بسیار زیبای این ترانه که از نظر من یکی از برجستگی های آن هست ( یاد باد ! یاد گذشته شاد باد ! این دل زرد و تهی ! در حسرت دیدار باد ! ) در این کلاب میکس حذف شده است . یک تنظیم فوق العاده ضعیف که خود سیاوش قمیشی هم نقشی در آن نداشته است ؛ نه تنها کلاب میکس بوسه ی باد « همین جوری » ! در آلبوم قرار گرفته بلکه الکی ! ساخته شده و ساختن آن بیشتر شبیه به یک بازی بوده که با این آهنگ صورت گرفته است . سیاوش قمیشی به الن جی نظریان ( تنطیم کننده ی آلبوم روزهای بی خاطره ) می گوید : « هر طور که دوست داری این آهنگ را درست کن » در نتیجه الن جی نظریان اذعان می دارد که اصلا این آهنگ را « همین جوری » ! ساخته است و « چهار روز قبل از این که آلبوم Master شود » ، « بدون این که سیاوش قمیشی قبلا آن را شنیده باشد و تنها با یک بار شنیدن » ، « همین جوری ! آن را در آلبوم قرار می دهد » . آیا واقعا ارزش نداشت که سیاوش قمیشی بیشتر روی گذاشتن این اثر در آلبوم فکر کند ؟ یا قبل از گذاشتن در آلبوم حداقل دو بار آن را گوش دهد ! حتما فایل زیر را دانلود کنید و به گفته های Alen G. Nazarian دقت فرمائید :

صحبت الن درباره ی همین جوری ! بودن آهنگ کلاب میکس بوسه باد ( دانلود کنید ، صوتی ، 85 Kb )


آخر چطور می شود در مورد آهنگی که « همین جوری » ! ساخته شده ، « همین جوری » در آلبوم قرار داده شده و استفاده از آن تنها به کمک داستان های افسانه ای ممکن است ، بیشتر از این توضیح داد ؟! سیاوش عزیز بدان که هر چه که نوشته ام تنها از سر دلسوزی بوده ، برای این بوده که بدانی ما چطور فکر می کنیم . با توجه به این که نسبت به ترانه ها و آهنگ هایت تعهد زیادی دارم و چیز های بسیار زیادی از آنها آموخته ام ، یک بار دیگر این فایل را گوش می دهم و به خودت نیز توصیه می کنم یک بار دیگر آن را گوش دهی : « صورت های شما نشون میده چقدر موزیک خوب رو ، اگر خوب باشه این طوری که من می خونم دوست دارین و این چقدر خوبه ، متاسفانه ما تو لس آنجلس اشکالی داریم که مردم ، صدی ، نود ، گوشاشون توی کمرشونه . قِر میدن بیشتر ! شما ها همتون گوش میدین ، و اِی وَلله به همتون » ...

       سیاوش قمیشی



نویسنده : هومن ، تاریخ : پنجشنبه 31 خرداد 1386 ، ساعت : 02:06 ق.ظ
ویرایش در  تاریخ : جمعه 15 تیر 1386 ، ساعت : 01:07 ق.ظ
متن کامل ترانه دنبال خودت نگرد

Donbale Khodet Nagard . چند روز پیش تولد سیاوش بود که متاسفانه به علت امتحانات دانشگاه موفق به آپدیت نشدم اما امروز تولد او را و همین طور تولد پدر یکی از دوستانم را ( که خودش می داند چقدر برایم عزیز است ! ) بیکران تبریک می گویم و امیدوارم هر دوی این عزیزان زندگی آرام و راحتی داشته باشند . اما بپردازیم به آپدیت امروز ؛ همان طور که بیشر شما دوستان مطلع هستید مدتی پیش سیاوش قمیشی آهنگی به نام دنبال خودت نگرد را در یکی از کنسرت هایش اجرا کرد که هنوز در هیچ یک از آلبوم های رسمی وی وجود ندارد . ترانه ی دنبال خودت نگرد اثریست از یغما گلرویی و سیاوش قمیشی تنها نیمی از این ترانه را در کنسرت خواند . اینکه می توانید متن کامل این ترانه را با تشکر از یغما گلروئی و بدون حذف مشاهده نمائید : ( متاسفانه بنده نام و ای میل دوستی که لطف کردند و متن کامل این ترانه را برای ما ارسال نمودند فراموش کردم ، از ایشان خواهشمندم با ای میل بنده تماس حاصل کنند تا من هم اسم ایشان را جهت تشکر در وبلاگ ذکر نمایم )

 
لای برگای کتابا دنبال خودت نگرد !
تو غبارا تو سرابا دنبال خودت نگرد !
گم نکن خودت رو تو دنیای تردید و دروغ !
زیر آوار نقابا دنبال خودت نگرد !

 
باروش کن من تازه رو ! خودِ خودِ توئه !
اون غریبه که عذاب لحظه هات شده توئه !
صورتت برات نقابه ! خودتُ نشون بده !
اون که تن میده به هر نقابی که مُده توئه !

 
گاهی وقتا صورتت مال تو نیست
گاهی وقتا آینه هم دروغ میگه
گاهی حتی توی آینه خودتُ
اشتباه می گیری با یکی دیگه

 
اگه توی پیرهنت آتشفشون داری ، بیا !
اگه دست تو دست این حادثه میذاری ، بیا !
خودِ تو زنده شده تو دل تو ! رفیقکم !
اگه خواباتُ شکستی ، اگه بیداری ، بیا !

 
اگر خواهان دریافت اطلاعات بیشتری در مورد این آهنگ هستید می توانند به لینک زیر مراجعه نمائید : بررسی آهنگ دنبال خودت نگرد ( 19 مهر 1385 )



نویسنده : هومن ، تاریخ : شنبه 26 خرداد 1386 ، ساعت : 06:06 ق.ظ
ویرایش در  تاریخ : - ، ساعت : -
صفحات بعد :
CopyRight 2008 SiavashGhomayshi.Info ©
Design By Hooman & Farnaz