آلبومها          گالری عکس        گالری ویدئو       زندگینامه        متن ترانه ها        پوستر        آثار کمیاب
تحلیل ترانه جنگل بدون ریشه

Ghomayshi Shop . قبل از اینکه به موضوع امروز که بررسی اولین آهنگ آلبوم رگبار است بپردازیم مژده ای برای دوستان تهرانی خواهیم داشت. بعد از راه اندازی فروشگاه آثار سیاوش قمیشی و استقبال خوبی که دوستان نسبت به این موضوع نشان دادند و با توجه به اینکه تعداد زیادی از دوستانی که خواهان تهیه ی این مجموعه بودند ساکن تهران هستند بنابراین با بررسی های انجام شده امکان تهیه ی مستقیم این مجموعه برای مدت یک هفته در تهران فراهم شد. به این ترتیب که دوستان تهرانی می توانند از چهارشنبه تاریخ 18 مهر 1387 لغایت 23 مهر با شماره تلفن 09367782131 تماس حاصل کنند و مجموعه آثار پرنده ی موسیقی ایران سیاوش قمیشی را به طور مستقیم در تهران تهیه کنند و تحویل بگیرند و یا آن را از طریق پیک دریافت نمایند. لازم به ذکر می باشد که با خرید مجموعه به صورت مستقیم دیگر لازم نیست که هزینه ی پست را بپردازید و مجموعه را با هزینه ی ارزان تری بدست خواهید آورد. اما به علت محدودیت های موجود تنها تعداد 25 عدد از این مجموعه توزیع خواهد شد لذا دوستان تهرانی که مایل هستند این مجموعه را خریداری کنند در اولین فرصت در تاریخ ذکر شده با شماره تلفن مذکور تماس بگیرند زیرا در صورت تمام شدن این تعداد به هیچ وجه سفارشی پذیرفته نخواهد شد.

برای کسب اطلاعات کامل روی لینک زیر کلیک کنید

فروشگاه مجموعه آثار سیاوش قمیشی

http://www.ghomayshishop.mihanblog.ir

Ragbaar . شروعی صبح گونه با طلوع خورشیدی درخشان در سحرگاه امید؛ این برداشتی ست که نگارنده از ملودی ابتدای آهنگ جنگل بدون ریشه حس نمود. از ثانیه ی 12 صفوف سربازانی در نظر میایند که صف کشیده و در انتظار مبارزه ای طولانی هستند. صدای سیاوش به زودی تزئین بخش آهنگ می شود و با لحنی گرفته، از دلتنگی های خویش می خواند. همان طور که به دوستان عزیز قول داده بودیم بررسی تخصصی هر یک از ترانه های آلبوم رگبار را شروع خواهیم کرد و به عنوان ورود به این مطالب آهنگ جنگل بدون ریشه به عنوان اولین آهنگ این آلبوم را انتخاب کردیم و به ترتیب ترانه های دیگر آلبوم رگبار را مورد بررسی قرار خواهیم داد. زمان اصلی این آهنگ ۴:۳۵ ثانیه می باشد. اما از دقیقه ی ۳:۰۵ قسمت دوم ترانه تکرار می شود، با این تفاوت که تنظیم آن به طور کلی متفاوت شده است؛ به جای گیتار ، پیانو جایگزین شده و ویالون سل نیز اضافه گشته است. ملودی سیاوش در این آهنگ دارای چرخش های زیادی بوده و حس بسیار خوبی به انسان منتقل می کند. به خصوص ملودی که در میانه ی آهنگ وجود دارد بسیار روح نواز و لذت بخش است. تنظیم رامون هم در این آهنگ قابل قبول و بسیار زیباست. یغما گلروئی نیز به خوبی حق کلام را در ترانه اش ادا کرده است. جنگل بدون ریشه ترانه ایست با مضمون کاملا سیاسی که با حالتی گلایه وار از وضع موجود می نالد و آن را تشریح می نماید. حرکت سیاوش به سمت ترانه هائی با هسته ی سـیاسی - اجتماعی از آلبوم « نقاب » شروع شد و در آلبوم « روزهای بی خاطره » با آهنگ « تصور کن » به اوج خود رسید و با توجه به اینکه این روند مورد توجه طرفداران سیاوش واقع شد، در آلبوم رگبار نیز نشانه ی حرف های سـیاسی به وضوح بیشتر نمایان بوده و با حالتی طنز گونه وارد مسائل دیـنی شده است. با اینکه سیاوش در یکی از مصاحبه هایش خود را به هیچ وجه آدم سـیاسی نمی داند اما با این آلبوم عملا خود را در دنیای بزرگ سـیـاست و معانی مختلف آن غوطه ور کرده است. همان گونه که شعار « سـیاست ما عین دیانـت ماست » و ادغام سـیاست و دین سرلوحه ی حرکت حکـومت ایران است، آلبوم رگبار نیز با تاثیر از این فضا به ادغام هر دوی این مسائل پرداخته و با کنایه های عامیانه قصد در نقد این فلسفه دارد. آهنگ جنگل بدون ریشه نیز به عنوان اولین آهنگ آلبوم رگبار به زندگی مردمانی اشاره دارد که بعد از انـقـلاب ایران مجبور به ترک وطن گشتند و هر کدام به علل مختلف قادر به برگشتن به ایران نیستند.
توی خونمون به ما میگن فراری : ترانه ی جنگل بدون ریشه به ایرانیانی اشاره دارد که هنگام انـقـلاب 57 از ایران خارج شدند و به قول سیاوش قمیشی به غربت رفتند تا از دور مشاهده کنند که چه اتفاقی در درون خواهد افتاد. از این سو بسیاری از کسانی که باقی ماندند و وطن خویش را به هیچ بهانه ای ترک نکردند این رفته از وطن ها را به آدم هائی ترسو تشبیه می کنند که جرات ماندن و مقابله با وضع موجود را نداشتند و به نوعی از کشور خویش فرار کردند. نمی دانم چرا با شنیدن این مصرع به یاد کودکانی می افتم که به خاطر رفتارهای غلط پدر و مادر مجبور به ترک خانه و فرار از کاشانه ی خویش می شوند. پارادوکسی که اینجا ذهن را مشغول می کند این است که کودک شرایط خانه را برای ماندن مساعد نمی بیند. او اعتیاد پدر و یا رفتار های بد مادر را علت فرار خود می داند اما بیرون از خانه هم وضع بهتر نیست. او گرفتاری های دیگری پیدا می کند که او را بیشتر دچار دردسر می کند. اما کودک کدامین را تحمل کند؟ خانه و زشتی هایش را یا بیرون و زشتی هایش؟ او بر سر دو راهی قرار گرفته که تصمیم را برایش سخت می نماید.
توی غربت دم به دم انگشت نگاری : و هنگامی که این افراد از ایران خارج شدند و به مرز کشور های دیگر رسیدند، مشکلات عدیده ی دیگری دست به گریبان گیر آنها شد. آنجا نیز هیچ کس « عاشق چشم و جمال آنها نبوده » و هیچ کس به دیده ی احترام به یک فراری نمی نگرد. کشور های خارج نیز ایرانیانی را که از ایران خارج شدند را به عنوان بیگانه در نظر گرفته، مورد سوال قرار داده و برایشان شرایط ویژه ای در نظر گرفتند. هنوز که هنوزه، دیده می شود که برای ورود و خروج به هر کشوری از ایرانیان انگـشت نگاری می شود. البته این توهین بزرگی ست اما متاسفانه واقعیت هم هست. گرفتن اثر انگشت به این علت انجام می شود که آنها به بیگانگان ایرانی مطمئن نیستند و برای اینکه از جرم آنها پیشگیری کنند و یا اینکه حدس می زنند این افراد در آینده جرمی انجام خواهند داد، اثر انگشت آنها را می گیرند تا در صورت نیاز ، براحتی آنها را پیدا و شناسائی نمایند. این کار بیشتر از آن که جنبه ی حقیقی داشته باشد جنبه ی سـیـاسی داشته و سعی در تخریب وجهه ی ایرانی دارد. با این حال « اون غریبه که عذاب لحظه هات شده توئه »
دیگه حتی صاحب اون خونه نیستیم: و حال که آنجا بیرون از ایران به چشمی دیگر به ایرانیانی که کوچ کرده اند می نگرند، وضع درون ایران هم بهتر از این نیست. کوچ کردگان در وطن خود نیستند و بعد از گدشت سالها حتی دیگر نمی توانند ادعا کنند که ایران ، ایران آنهاست. حـکومت به آنها اجازه ی بازگشت نمی دهد و در صورت بازگشت امکان مجازات و یا سخت گیری های مختلف برای آنها وجود دارد. بودند خواننده هائی که برای بازدید به ایران آمدند اما در همان فرودگاه بازداشت شده و مشکلات متعددی برایشان ایجاد گردید.
بیرون خونه میگن ما تــروریـسـتیم : بعد از مسائل یازدهـم سـپتـامبر و برخورد چند هواپیما به ساختمان تجـارت جهـانی و ساخـتمان پنـتاگون، تـروریسـتم به عنوان موضوع اصلی و اول تمامی اخبار و رسانه های دنیا قرار گرفت. از آنجا که این عمـلیـات تـروریـسـتی توسط گروه های مسـلـمان انجام شد و به علت فلسفه ی مسـلمـانان از بهشت ، عملیات تـروریـستـی تنها از این گروه بر می آید لذا مسـلمـانـان به عنوان افرادی که همواره به طور بالقوه توانائی انجام این کار را دارند مورد توجه قرار گرفتند و ذهنیت بسیار بدی نسبت به آنها ایجاد شد. افزایش حمله های تـروریـسـتی توسط گروه های مـسلـمان بعد از این وقایع هر چه بیشتر تفکر تـروریـست بودن مسـلمانـان را در غرب افزایش داد. از آنجا که ایرانیان نیز اکثرا مسـلمانند این نوع دید نسبت به آنها نیز به وجود آمد.
وقتی خونه شد مثل جهنم : شروع ترانه به داستان انـقلـاب ایران اشاره می کند و شروع تمامی آنچه بعدا رخ داده را معلول حرکت سـیاسـی مردم ایران در بهمن 57 می داند. ترانه سرا موقعیت ایران را به عنوان وطن و خانه در آن موقع به جهنم تشبیه می کند. آسایش و آرامشی که در یک خانه وجود دارد، دیگر وجود نداشت و شرایط بسیار بحرانی و غیر قابل تحمل به نظر میرسید. زیبا به نظر میرسد اگر موضوع را با شرایط بسیار بد خانه و رفتار وحشیانه ی پدر و مادر و فرار کودک از خانه مقایسه کنیم.
ما با ویزای بهشت بریدیم از هم : تعدادی از ایرانیان که وضعیت سـیاسـی و جو ایران را اینگونه دیدند تصمیم های جدیدی گرفتند. آنها غرب را به عنوان جایگاهی که در آن آرامش و
اقتصادی شکوفا وجود دارد و جائیست که همه در رفاه و آرامش هستند یا به نوعی بهشت برین است به عنوان مقصد خود برگزیدند و همراه با ویزا و بلیط هواپیما از اینجا و از همدیگر جدا شده و راهی دیار غربت گشتند.
حالا تو برزخ بدبینی اسیریم : و حال که به دیار غربت رفته اند و سالهاست که در آنجا سکنی گزیده اند اما هنوز که هنوزه در دو راهی ماندن و رفتن گرفتار شده اند. آنها نمی دانند که چگونه برگردند و به سراغ خانه ی کاشانه ی خود در ایران بروند. نمی دانند که اگر به ایران بروند چه سرنوشتی خواهند داشت و چگونه با آنها برخورد خواهد شد. نمی دانند که در ایران چه باید بکنند و چه شرایطی در انتظار آنهاست و در عین حال نمی دانند که در غربت چه بکنند. آیا آنجا بهتر است؟ دچار گمراهی شده اند. دچار برزخ گردیده اند. نمی دانند که راهی جهنم خواهند شد و یا نمی دانند که بهشتی خواهند گشت.
نمی تونیم ریشه مونو پس بگیریم : با این اوضاعی که برایشان پیش آمده خود را متعلق به هیچ جا نمی دانند و احساس می کنند که در هوا معلق هستند و جایگاه ثابتی برای ماندن و سکنی گزیدن ندارند. خود را به هیچ جا پایبند نمی دانند. به هر سو هم که می زنند نمی توانند این ثبات را پیدا کنند.
چاره ای نمونده جز رفتن و رفتن: پس همین طور حرکت می کنند و دنبال مکان و جائی می گردند که بتوانند آنجا را به عنوان جایگاه ثابتی برای ماندن در نظر بگیرند. همان کاری که سیاوش قمیشی نیز به آن گرفتار شده است. مدتی به لس آنجلس می رود و آنجا را برای ماندن انتخاب می کند. بعد از مدتی به انگلستان می رود تا آنجا را تست کند اما آنجا را برای ماندن مناسب نمی بیند. مجددا به لس آنجلس بر می گردد اما آنجا نیز مکان مناسبی برایش نیست ، سیاوش سن و سال زیادی دارد و شلوغی وی را اذیت می کند. مدتی به آلمان میرود، مدتی اسپانیا ، مدتی به هلند و باز هم به لس آنجلس باز می گردد. او متعلق به هیچ جا نیست یا به عبارت واضح تر او نمی داند متعلق به کجاست.
انگار اینو رو پیشونیمون نوشتن : پس نتیجه این می شود که همیشه دنبال جائی می گردد تا حس کند که متعلق به آنجاست. کودکی را که از خانه فرار کرده به خاطر بیاورید. شب ها در پارک می خوابد. صبح ها در خیابان ها می چرخد. مدتی را در کارتن زندگی می کند و هر از چند گاهی برای خوابیدن به زیر پُلی می رود تا سرپناهی بیابد اما هیچ کدام جایگاه مناسبی برای او نیست. کودک جرات برگشتن به خانه را نیز ندارد زیرا علاوه بر آبروی از دست رفته با عکس العمل شدید والدینی مواجه خواهد شد که خودشان با رفتار زشتی و نادرستی داشتند اسباب فرار او را فراهم کرده بودند و همه چیز را به این وضع کشانده اند. پس باز هم به سرگردانی و هیچ کجائی می پردازد. سرنوشت او بد رقم خورده، گیج شده است و راه حلی نمی یابد.
که سفر تقدیر ماست واسه همیشه ، ما همینیم جنگل بدون ریشه : و اینگونه نسلی از ایرانیان در غربت به وجود آمده که دیگر چیزی از ایرانی بودن برایش باقی نمانده است. فرزندانی که در غربت متولد شده اند حتی دیگر زبان فارسی را بدرستی نمی دانند. آنها متعلق به کجایند؟ آنها جنگل بدون ریشه اند؟

اما شاید شما هم متوجه شده باشید که سیاوش در گذشته نظری غیر از این داشت. او در آلبوم « شکوفه های کویری » در شعری که خودش سروده و نام آن را « ایرانی » نهاده بود می گفت :

ایرونی ساقه و برگ و ریشه ، ساقه از ریشه جدا نمیشه

چه اتفاقی افتاده است ؟ چرا اینگونه گشته است ؟ مقایسه کنید :

ایرونی ساقه و برگ و ریشه ، ساقه از ریشه جدا نمیشه
روزگارمون پائیز میشه ، اما هیچ وقت زمستون نمیشه
ایرونی برقراره همیشه ، هیشکی مثل ایرونی نمیشه
با تمام تلاشی که میشه ، ساقه از ریشه جدا نمیشه
برگای سبزمون زرد میشه ، بهارمون زمستون نمیشه
ایرونی برقرار همیشه ، هیشکی مثل ایرونی نمیشه

و اما حال؟!

حالا تو برزخ بدبینی اسیریم
نمی تونیم ریشمونو پس بگیریم
چاره ای نمونده جز رفتن و رفتن
انگار اینو رو پیشونیمون نوشتن
که سفر تقدیر ماست واسه همیشه
ما همینیم جنگل بدون ریشه

برای دانلود کاور آهنگ آهنگ جنگل بدون ریشه در اندازه ی بزرگ روی عکس زیر کلیک نمائید :

حنگل بدون ریشه

مطالب مرتبط :
تحلیل کلی از آلبوم رگبار

بررسی کاور آلبوم رگبار



نویسنده : هومن ، تاریخ : جمعه 12 مهر 1387 ، ساعت : 02:10 ق.ظ
ویرایش در  تاریخ : شنبه 13 مهر 1387 ، ساعت : 05:10 ق.ظ
سیاوش قمیشی در سبک بلوز

Blues . خدمت شما دوستان عرض کنیم که وقفه ی آپدیت وبلاگ بی علت نبوده و در این مدت در حال انجام کارهائی بودیم و نکاتی پی برده ایم که بزودی در اختیار شما قرار خواهیم داد. از بین این موارد می توان به مصاحبه ای با شاعر گمنام ترانه ی گل من آقای الف الف اشاره کرد که حاوی پرسش و پاسخ های جالبی خواهد بود و بسیاری از پنهان شده های آلبوم رگبار را به ما نشان خواهد داد. اما از این مسائل که بگذریم میرسیم به مطلب امروز : از آنجا که آلبوم جدید سیاوش قمیشی – رگبار – دارای سبک جدیدی از موسیقی به نام بلوز بود که در آهنگ های ایرانی بسیار اندک است و یا تقریبا وجود ندارد و با توجه به اینکه آهنگ چوب خط از آلبوم رگبار به سبک بلوز ساخته شده است و مسلما طرفداران سیاوش قمیشی از آن دسته از انسان هائی هستند که دوست دارند اطلاعات کاملی نسبت به آنچه هنرمندشان انجام میدهد داشته باشند و همه چیز را به طور علمی مورد بررسی قرار دهند لیکن شما را به خواندن مطلب جالب زیر که در مورد تاریخچه ی این سبک و شامل توضیحاتی در این مورد می باشد جلب می نمائیم :
گونه ای از موسیقی که به عنوان بلوز شناخته می شود در شمار مهم ترین منابع جاز است. اصطلاح بلوز به فرمی آوازی و سازی و نیز سبکی اجزائی اشاره دارد. بلوز از موسیقی عامیانه ی سیاهان آمریکا، مانند آوازهای کشت و کار ، آوازهای مذهبی و ترانه های بردگان مناطق گوناگون، سرچشمه گرفته است. زمان دقیق پیدایش بلوز مشخص نیست اما در حدود دهه ی 1890 این ترانه ها در کشتزارهای جنوب ایالات متحده خوانده میشده است. « بلوز محلی » اولیه که به طور معمول با همراهی گیتار اجرا میشد، فرم یا سبک مشخصی نداشت. فرم شاعرانه و موسیقیائی بلوز در حدود سال 1910 شکوفا شد و با چاپ قطعه های بلوز ممفیس و قطعه های بلوز سینت لوییز توسط ویلیام کریستوفر هندی محبوبیت یافت. در دهه ی 1920 تب بلوز در میان سیاهان آمریکا بالا گرفت. میلیون ها نسخه از صفحه های خوانندگان بلوز ، از جمله بسی اسمیت، به فروش میرسید. در همین دهه بود که بلوز به فرم موسیقیائی پرکاربردی بدل شد که علاوه بر آوازخوانان این سبک ، توسط نوازندگان جاز نیز بکار میرفت. تاثیر مستمر بلوز در سبک هائی مرد پسند مانند ریتم بلوز و راک اند رول و سُول آشکارا دیده می شود. بلوز های آوازی بیانی بسیار شخصی دارند. این آوازها اغلب مضامینی همچون درد خیانت دیدگی ، بی وفائی و عشق یک جانبه دارند. کلام این آوازها از چند بند 3 سطری که همگی از نظر شعر و موسیقی فرمی مشابه دارند تشکیل می شود. سطر نخست خوانده شده و سپس با عبارتی ملودیکی کم و بیش مشابه تکرار می شود ( a a' ) و سطر سوم با عبارت ملودیک متفاوتی ( b ) خوانده می شود:

A : I'm going leave baby, ain't going to say goodbye
A' : I'm going leave baby, ain't going to say goodbye
B : but I'll write you and tell you the reason why

هر بند از کلام بلوز در چارچوبی هارمونیک که اغلب 12 میزانی است با موسیقی همراه می شود. این الگوی هارمونیک که معروف به بلوز 12 میزانی است فقط با سه آکورد ساخته می شود. آکوردهای تونیک ، سودومینانت ، و دومینانت . ترتیب توالی آکوردها می تواند به این طرح نشان داده شود: تونیک ( 4 میزان ) سودومینانت ( 2 میزان ) تونیم ( 2 میزان ) دومینانت ( 2 میزان ) تونیک ( 2 میزان ). اگرچه ممکن است آکوردهای دیگری نیز میان آکوردهای اصلی بلوز 12 میزانی گنجانده شوند اما هر بند از کلام با زنجیره ی یکسانی از آکوردها همراه می شود. آوازخوان ملودی کلی را برای هر بند تکرار یا ملودی های تازه ای را که همخوان با حالت های متغیر کلام است بداهه سرائی می کند. موسیقی به وزن چهارتائی ( 4/4 ) است و به این ترتیب هر میزان 4 ضرب دارد. بلوز 12 میزانی به سه عبارت که هر کدام 4 میزان درازا دارند تقسیم می شود. تکخوان هر سطر از کلام آواز را فقط طی 2 میزان می خواند. 2 میزان باقی مانده توسط ملودی ساز یا سازهای پشتیبان پر می شود. در بلوز های ضبط شده ی دهه های 1920 و 1930 نوازندگان جاز اغلب پاسخ های ساز به سطرهای آوازی را بداهه نوازی کرده اند. نمونه ی زیر نشان می شود که چگونه سطرهای آوازی و پاسخ های سازی در قالب الگوی بلوز 12 میزانی جای گرفته اند :

آهنگ بلوز

آوازخوانان بلوز سبک اجرائی ویژه ای دارند که در آن از نت های « افتاده » ، سایه پردازی ، ریزپرده ای ، تاخیرها و عجله ای ریتمیک و خزش های آوازی بهره می گیرد. ملودی های آنان شامل نت های « بلو » یا محزون متعددی است که با اندکی بم کردن نت های سوم ، پنجم و هفتم گام ماژور پدید می آیند. ریتم بلوز نیز بسیار انعطاف پذیر است. آوازخوانان اغلب « پیرامون » ضرب ها ، ضرب های آوازی را اجرا می کنند. نوازندکان جاز به تقلید از سبک اجرائی آوازخوانان بلوز پرداخته و الگوهای هارمونیک بلوز 12 میزانی را به عنوان مبنای بداهه نوازی خود با کار گرفته اند. این الگوی دوازده میزانی بارها و بارها تکرار شده و در این میان ملودی های تازه ای بداهه نوازی و با آن آمیخته می شوند. توال تکرار شونده ی آکوردها ، همانند باس زمینه ی باروک ، در سیلان آزاد ملودی هائی بداهه پردازانه که تنوع می آفرینند ، سبب انجام انسجام قطعه می شود. موسیقی این فرم دوازده میزانی می تواند شاد یا غمگین ، تند یا کند و دارای سبک متنوعی باشد. امیدواریم این مقاله شما را در شناخت بیشتر سبک بلوز یاری رسانده باشد.

نویسنده : هومن ، تاریخ : سه شنبه 2 مهر 1387 ، ساعت : 06:09 ق.ظ
ویرایش در  تاریخ : سه شنبه 2 مهر 1387 ، ساعت : 06:09 ق.ظ
صفحات بعد : 1 2 3 4 5 6 7 ...   تعداد کل صفحات : 88
CopyRight 2008 SiavashGhomayshi.Info ©
Design By Hooman & Farnaz