Poesy . قبل از پرداختن به بحث امروز بخش جدیدی را که در وبلاگ قرار گرفته به شما نازنینان معرفی می کنم . بعد از اولین نظر سنجی که با موضوع بهترین آهنگ آلبوم روزهای بی خاطره در این وبلاگ قرار گرفت اینک دومین نظر سنجی با تیتر بهترین آلبوم سیاوش قمیشی تنظیم شده است که می توانید با رجوع به منوی سمت راست وبلاگ آن را بیابید و نظر خود را به نیز در این نظر سنجی اعمال کرده و به بهترین آلبوم سیاوش قمیشی رای دهید . حال به موضوع امروز بپردازیم : زیباترین ترانه های سیاوش توسط چه کسانی سروده شده است ؟ مدتیست که موضوعی کرارا در کامنت های این وبلاگ مطرح می شود و دوستان در مورد آن بحث می کنند و نظرات خود را عنوان می دارند ، گاهی به یکدیگر می پرند ! و گاهی موشکافانه نظرات یکدیگر را تحیل می کنند . بر همین مبنا لازم دیدم تا نکاتی را در این مورد یادآور شوم تا دریچه ای جدید برای بررسی بیشتر گشوده شود . بحث بر سر این بود که سیاوش قمیشی با چه شاعر و ترانه سرائی همکاری کند و کدامین را به عنوان شخصی ارجح برای انتخاب ترانه هایش در نظر گیرد . عده ای زیادی از دوستان در همان ابتدا نام ایرج جنتی عطائی را به میان آورده با بیان توانائی های او و گوشزد نقاط قوتش و با اعلام مثال هائی از آثار وی ، او را شخصی مناسب و در خورد سیاوش یافتند زیرا که معتقدند ترانه های ایرج دارای معانی گسترده تریست و پُختگی ! ترانه هایش بیشتر است . ایشان با تکیه بر تجربه و قدمت ایرج او را سزاوار آهنگ های سیاوش قمیشی دانستند . همجوار نام ! ایرج جنتی عطائی عده ای نیز بر یغما گلروئی تاختند و او را در سطح آثار سیاوش ندیدند و بر این موضوع اعتقاد داشتند که سیاوش قمیشی باید با ترانه سراهای قدرتمند تری همکاری نماید . با توجه به آنچه مطرح شد ، حال می خواهم شما را به آثار گذشته ی سیاوش قمیشی ارجاع دهم تا با نکته بینی مشاهده کنیم که لزوم زیبا بودن یک ترانه و یا یک شعر این نیست که ترانه سرا و یا شاعر آن فرد مشهور و یا صاحب اسم و رسم و پیشینه ی پُر ملاتی باشد ! اگر نگاهی به آثار گذشته ی سیاوش قمیشی بیاندازیم خواهیم دید که حتی بسیاری از ترانه های مورد استفاده ی او اثر کسانیست که گمنام بوده و حتی هیچ نامی از خودشان بجا نگذاشته اند :
ترانه سرای هوای خونه : م. سپند
ترانه سرای طلوع : پدارم
ترانه سرای قصه امیر : امیر
ترانه سرای دودلی : سامان
ترانه سرای سراب : امیر
ترانه سرای میلاد : سلماز
به ترانه ی هوای خونه بنگرید ، به حق که عظمت و شکوه آن بی نظیر و فاقد رقابت است . آیا م. سپند را می شناسید ؟! آیا به نظر شما ترانه ای زیباست که ترانه سرای معروفی آن را بسراید ؟ یا نیم نگاهی به ترانه ی قصه امیر بیاندازید ، چنان قدرت آمیخته با تنهائی در آن احساس می گردد که شاید هیچ ترانه سرای حتی معروفی نیز نمی توانست آن را بسراید . سیاوش قمیشی تنها سه ترانه از ایرج جنتی عطائی را مورد استفاده قرار داده و بیش از صد و ... از آهنگ هایش متعلق به ترانه سراهای دیگریست . پس لزوم زیبا بودن ترانه این نیست که ایرج جنتی عطائی آن را سروده باشد . یا به وضوح بعضی از زیباترین ترانه های سیاوش که جزو عمیق ترین آثار وی به حساب می آیند ترانه سرائی هائی دارند که اسمشان آنچنان هم با گوش های ما آشنا نیست ! نگاهی به بعضی از آثار سیاوش و ترانه سراهای وی خواهیم انداخت ( لازم به ذکر است که لیست ترانه هائی که در ذیل آورده شده به معنای گلچینی از بهترین های سیاوش نیست بلکه بر اساس آشنائی با نام ترانه سراهای مختلف سیاوش قمیشی جمع آوری و در کنار هم گذاشته شده است )
تاک : مسعود هوشمند
روز برفی : سیاوش قمیشی
پرنده های قفسی : مسعود فردمنش
فرنگیس : سعید دبیری
قصه گل و تگرگ : ایرج جنتی عطائی
باغ بارون زده : اردلان سرفراز
بیا برگرد : ناهید میربهاء
فردا : سیامک بحرینی
فاصله : یغما گلروئی
قاب شیشه ای : ناهید میربهاء
بارون : منوچهر پویا
فصل پائیزی : بیژن سعیدی
جزیره : فرح تجلی
حکایت : مسعود فردمنش
آخرین نامه : علی فرید
با من باش : مهین آبادانی
برگ : مریم قاضی
خاطره : علی فرید
نقاب : یغما گلروئی
گله : فریدون علیخانی
بوسه باد : فروغ دانش
دریای مغرب : بهمن کاظمیان
هنوز : احسان یاورانی
عکسی از سیاوش قمیشی و یغما گلروئی ( دوبی )

گرچه یغما گلروئی نیز ترانه سرای قابلیست منتها رویه ی جدیدی در انتخاب شعر توسط سیاوش قمیشی دیده می شود که چندان ملاک صحیحی به نظر نمیرسد و آن اصرار فراوان وی به انتخاب ترانه سراست نه اصرار او به انتخاب ترانه ، به طوری که در یکی از مصاحبه هایش قبل از آلبوم بی سرزمین تر از باد عنوان می کند : « همیشه پنج تا از شعرها ماله یغما گلروئیست » یا در جائی دیگر در مورد آلبوم روزهای بی خاطره بیان می کند که « ترانه سرائی دارم به نام یغما گلروئی که تو همه ی آلبوم ها باهاش کار می کنم » و در ادامه می افزاید : « یغما گلروئی ترانه سرای خودم ! » ایجاد محدودیت در انتخاب شعر با ایده ی شاعر محوری آنچنان پسندیده به نظر نمی رسد . به نظر نگارنده ملاک برای انتخاب شعر توجه به شاعر آن نیست . برای تشخیص زیبائی یک شعر باید زیبائی محوری را خط قرار داد و نباید ترانه سرا سالاری ! سرلوحه ی حرکت نمود . نام شاعر به هیچ وجه متعهدِ خوب بودن تمامی آثار وی نیست . باید برای انتخاب شعر بدنبال بهترین شعر بود نه بهترین شاعر . باید شعر را بدون توجه به نام شاعر آن برگزید و اما وقتی به زیبائی شعر پی برد به دنبال شاعرش گشت حال این شاعر می تواند ایرج جنتی عطائی باشد یا یغما گلروئی و یا می تواند هر شخص دیگری باشد . چه بسا زُلف علی ! که در پشت کوه در یک روستای دوردست زندگی می کند ترانه ای بسراید که هیچ ترانه سرای دیگری نتواند اینگونه تصویر سازی کند . نظر شما در این مورد چیست ؟
نویسنده : هومن ، تاریخ : جمعه 19 مرداد 1386 ، ساعت : 01:08 ق.ظ
ویرایش در تاریخ : پنجشنبه 29 شهریور 1386 ، ساعت : 05:09 ق.ظ




