آلبومها          گالری عکس        گالری ویدئو       زندگینامه        متن ترانه ها        پوستر        آثار کمیاب
تحلیل ترانه جنگل بدون ریشه

Ghomayshi Shop . قبل از اینکه به موضوع امروز که بررسی اولین آهنگ آلبوم رگبار است بپردازیم مژده ای برای دوستان تهرانی خواهیم داشت. بعد از راه اندازی فروشگاه آثار سیاوش قمیشی و استقبال خوبی که دوستان نسبت به این موضوع نشان دادند و با توجه به اینکه تعداد زیادی از دوستانی که خواهان تهیه ی این مجموعه بودند ساکن تهران هستند بنابراین با بررسی های انجام شده امکان تهیه ی مستقیم این مجموعه برای مدت یک هفته در تهران فراهم شد. به این ترتیب که دوستان تهرانی می توانند از چهارشنبه تاریخ 18 مهر 1387 لغایت 23 مهر با شماره تلفن 09367782131 تماس حاصل کنند و مجموعه آثار پرنده ی موسیقی ایران سیاوش قمیشی را به طور مستقیم در تهران تهیه کنند و تحویل بگیرند و یا آن را از طریق پیک دریافت نمایند. لازم به ذکر می باشد که با خرید مجموعه به صورت مستقیم دیگر لازم نیست که هزینه ی پست را بپردازید و مجموعه را با هزینه ی ارزان تری بدست خواهید آورد. اما به علت محدودیت های موجود تنها تعداد 25 عدد از این مجموعه توزیع خواهد شد لذا دوستان تهرانی که مایل هستند این مجموعه را خریداری کنند در اولین فرصت در تاریخ ذکر شده با شماره تلفن مذکور تماس بگیرند زیرا در صورت تمام شدن این تعداد به هیچ وجه سفارشی پذیرفته نخواهد شد.

برای کسب اطلاعات کامل روی لینک زیر کلیک کنید

فروشگاه مجموعه آثار سیاوش قمیشی

http://www.ghomayshishop.mihanblog.ir

Ragbaar . شروعی صبح گونه با طلوع خورشیدی درخشان در سحرگاه امید؛ این برداشتی ست که نگارنده از ملودی ابتدای آهنگ جنگل بدون ریشه حس نمود. از ثانیه ی 12 صفوف سربازانی در نظر میایند که صف کشیده و در انتظار مبارزه ای طولانی هستند. صدای سیاوش به زودی تزئین بخش آهنگ می شود و با لحنی گرفته، از دلتنگی های خویش می خواند. همان طور که به دوستان عزیز قول داده بودیم بررسی تخصصی هر یک از ترانه های آلبوم رگبار را شروع خواهیم کرد و به عنوان ورود به این مطالب آهنگ جنگل بدون ریشه به عنوان اولین آهنگ این آلبوم را انتخاب کردیم و به ترتیب ترانه های دیگر آلبوم رگبار را مورد بررسی قرار خواهیم داد. زمان اصلی این آهنگ ۴:۳۵ ثانیه می باشد. اما از دقیقه ی ۳:۰۵ قسمت دوم ترانه تکرار می شود، با این تفاوت که تنظیم آن به طور کلی متفاوت شده است؛ به جای گیتار ، پیانو جایگزین شده و ویالون سل نیز اضافه گشته است. ملودی سیاوش در این آهنگ دارای چرخش های زیادی بوده و حس بسیار خوبی به انسان منتقل می کند. به خصوص ملودی که در میانه ی آهنگ وجود دارد بسیار روح نواز و لذت بخش است. تنظیم رامون هم در این آهنگ قابل قبول و بسیار زیباست. یغما گلروئی نیز به خوبی حق کلام را در ترانه اش ادا کرده است. جنگل بدون ریشه ترانه ایست با مضمون کاملا سیاسی که با حالتی گلایه وار از وضع موجود می نالد و آن را تشریح می نماید. حرکت سیاوش به سمت ترانه هائی با هسته ی سـیاسی - اجتماعی از آلبوم « نقاب » شروع شد و در آلبوم « روزهای بی خاطره » با آهنگ « تصور کن » به اوج خود رسید و با توجه به اینکه این روند مورد توجه طرفداران سیاوش واقع شد، در آلبوم رگبار نیز نشانه ی حرف های سـیاسی به وضوح بیشتر نمایان بوده و با حالتی طنز گونه وارد مسائل دیـنی شده است. با اینکه سیاوش در یکی از مصاحبه هایش خود را به هیچ وجه آدم سـیاسی نمی داند اما با این آلبوم عملا خود را در دنیای بزرگ سـیـاست و معانی مختلف آن غوطه ور کرده است. همان گونه که شعار « سـیاست ما عین دیانـت ماست » و ادغام سـیاست و دین سرلوحه ی حرکت حکـومت ایران است، آلبوم رگبار نیز با تاثیر از این فضا به ادغام هر دوی این مسائل پرداخته و با کنایه های عامیانه قصد در نقد این فلسفه دارد. آهنگ جنگل بدون ریشه نیز به عنوان اولین آهنگ آلبوم رگبار به زندگی مردمانی اشاره دارد که بعد از انـقـلاب ایران مجبور به ترک وطن گشتند و هر کدام به علل مختلف قادر به برگشتن به ایران نیستند.
توی خونمون به ما میگن فراری : ترانه ی جنگل بدون ریشه به ایرانیانی اشاره دارد که هنگام انـقـلاب 57 از ایران خارج شدند و به قول سیاوش قمیشی به غربت رفتند تا از دور مشاهده کنند که چه اتفاقی در درون خواهد افتاد. از این سو بسیاری از کسانی که باقی ماندند و وطن خویش را به هیچ بهانه ای ترک نکردند این رفته از وطن ها را به آدم هائی ترسو تشبیه می کنند که جرات ماندن و مقابله با وضع موجود را نداشتند و به نوعی از کشور خویش فرار کردند. نمی دانم چرا با شنیدن این مصرع به یاد کودکانی می افتم که به خاطر رفتارهای غلط پدر و مادر مجبور به ترک خانه و فرار از کاشانه ی خویش می شوند. پارادوکسی که اینجا ذهن را مشغول می کند این است که کودک شرایط خانه را برای ماندن مساعد نمی بیند. او اعتیاد پدر و یا رفتار های بد مادر را علت فرار خود می داند اما بیرون از خانه هم وضع بهتر نیست. او گرفتاری های دیگری پیدا می کند که او را بیشتر دچار دردسر می کند. اما کودک کدامین را تحمل کند؟ خانه و زشتی هایش را یا بیرون و زشتی هایش؟ او بر سر دو راهی قرار گرفته که تصمیم را برایش سخت می نماید.
توی غربت دم به دم انگشت نگاری : و هنگامی که این افراد از ایران خارج شدند و به مرز کشور های دیگر رسیدند، مشکلات عدیده ی دیگری دست به گریبان گیر آنها شد. آنجا نیز هیچ کس « عاشق چشم و جمال آنها نبوده » و هیچ کس به دیده ی احترام به یک فراری نمی نگرد. کشور های خارج نیز ایرانیانی را که از ایران خارج شدند را به عنوان بیگانه در نظر گرفته، مورد سوال قرار داده و برایشان شرایط ویژه ای در نظر گرفتند. هنوز که هنوزه، دیده می شود که برای ورود و خروج به هر کشوری از ایرانیان انگـشت نگاری می شود. البته این توهین بزرگی ست اما متاسفانه واقعیت هم هست. گرفتن اثر انگشت به این علت انجام می شود که آنها به بیگانگان ایرانی مطمئن نیستند و برای اینکه از جرم آنها پیشگیری کنند و یا اینکه حدس می زنند این افراد در آینده جرمی انجام خواهند داد، اثر انگشت آنها را می گیرند تا در صورت نیاز ، براحتی آنها را پیدا و شناسائی نمایند. این کار بیشتر از آن که جنبه ی حقیقی داشته باشد جنبه ی سـیـاسی داشته و سعی در تخریب وجهه ی ایرانی دارد. با این حال « اون غریبه که عذاب لحظه هات شده توئه »
دیگه حتی صاحب اون خونه نیستیم: و حال که آنجا بیرون از ایران به چشمی دیگر به ایرانیانی که کوچ کرده اند می نگرند، وضع درون ایران هم بهتر از این نیست. کوچ کردگان در وطن خود نیستند و بعد از گدشت سالها حتی دیگر نمی توانند ادعا کنند که ایران ، ایران آنهاست. حـکومت به آنها اجازه ی بازگشت نمی دهد و در صورت بازگشت امکان مجازات و یا سخت گیری های مختلف برای آنها وجود دارد. بودند خواننده هائی که برای بازدید به ایران آمدند اما در همان فرودگاه بازداشت شده و مشکلات متعددی برایشان ایجاد گردید.
بیرون خونه میگن ما تــروریـسـتیم : بعد از مسائل یازدهـم سـپتـامبر و برخورد چند هواپیما به ساختمان تجـارت جهـانی و ساخـتمان پنـتاگون، تـروریسـتم به عنوان موضوع اصلی و اول تمامی اخبار و رسانه های دنیا قرار گرفت. از آنجا که این عمـلیـات تـروریـسـتی توسط گروه های مسـلـمان انجام شد و به علت فلسفه ی مسـلمـانان از بهشت ، عملیات تـروریـستـی تنها از این گروه بر می آید لذا مسـلمـانـان به عنوان افرادی که همواره به طور بالقوه توانائی انجام این کار را دارند مورد توجه قرار گرفتند و ذهنیت بسیار بدی نسبت به آنها ایجاد شد. افزایش حمله های تـروریـسـتی توسط گروه های مـسلـمان بعد از این وقایع هر چه بیشتر تفکر تـروریـست بودن مسـلمانـان را در غرب افزایش داد. از آنجا که ایرانیان نیز اکثرا مسـلمانند این نوع دید نسبت به آنها نیز به وجود آمد.
وقتی خونه شد مثل جهنم : شروع ترانه به داستان انـقلـاب ایران اشاره می کند و شروع تمامی آنچه بعدا رخ داده را معلول حرکت سـیاسـی مردم ایران در بهمن 57 می داند. ترانه سرا موقعیت ایران را به عنوان وطن و خانه در آن موقع به جهنم تشبیه می کند. آسایش و آرامشی که در یک خانه وجود دارد، دیگر وجود نداشت و شرایط بسیار بحرانی و غیر قابل تحمل به نظر میرسید. زیبا به نظر میرسد اگر موضوع را با شرایط بسیار بد خانه و رفتار وحشیانه ی پدر و مادر و فرار کودک از خانه مقایسه کنیم.
ما با ویزای بهشت بریدیم از هم : تعدادی از ایرانیان که وضعیت سـیاسـی و جو ایران را اینگونه دیدند تصمیم های جدیدی گرفتند. آنها غرب را به عنوان جایگاهی که در آن آرامش و
اقتصادی شکوفا وجود دارد و جائیست که همه در رفاه و آرامش هستند یا به نوعی بهشت برین است به عنوان مقصد خود برگزیدند و همراه با ویزا و بلیط هواپیما از اینجا و از همدیگر جدا شده و راهی دیار غربت گشتند.
حالا تو برزخ بدبینی اسیریم : و حال که به دیار غربت رفته اند و سالهاست که در آنجا سکنی گزیده اند اما هنوز که هنوزه در دو راهی ماندن و رفتن گرفتار شده اند. آنها نمی دانند که چگونه برگردند و به سراغ خانه ی کاشانه ی خود در ایران بروند. نمی دانند که اگر به ایران بروند چه سرنوشتی خواهند داشت و چگونه با آنها برخورد خواهد شد. نمی دانند که در ایران چه باید بکنند و چه شرایطی در انتظار آنهاست و در عین حال نمی دانند که در غربت چه بکنند. آیا آنجا بهتر است؟ دچار گمراهی شده اند. دچار برزخ گردیده اند. نمی دانند که راهی جهنم خواهند شد و یا نمی دانند که بهشتی خواهند گشت.
نمی تونیم ریشه مونو پس بگیریم : با این اوضاعی که برایشان پیش آمده خود را متعلق به هیچ جا نمی دانند و احساس می کنند که در هوا معلق هستند و جایگاه ثابتی برای ماندن و سکنی گزیدن ندارند. خود را به هیچ جا پایبند نمی دانند. به هر سو هم که می زنند نمی توانند این ثبات را پیدا کنند.
چاره ای نمونده جز رفتن و رفتن: پس همین طور حرکت می کنند و دنبال مکان و جائی می گردند که بتوانند آنجا را به عنوان جایگاه ثابتی برای ماندن در نظر بگیرند. همان کاری که سیاوش قمیشی نیز به آن گرفتار شده است. مدتی به لس آنجلس می رود و آنجا را برای ماندن انتخاب می کند. بعد از مدتی به انگلستان می رود تا آنجا را تست کند اما آنجا را برای ماندن مناسب نمی بیند. مجددا به لس آنجلس بر می گردد اما آنجا نیز مکان مناسبی برایش نیست ، سیاوش سن و سال زیادی دارد و شلوغی وی را اذیت می کند. مدتی به آلمان میرود، مدتی اسپانیا ، مدتی به هلند و باز هم به لس آنجلس باز می گردد. او متعلق به هیچ جا نیست یا به عبارت واضح تر او نمی داند متعلق به کجاست.
انگار اینو رو پیشونیمون نوشتن : پس نتیجه این می شود که همیشه دنبال جائی می گردد تا حس کند که متعلق به آنجاست. کودکی را که از خانه فرار کرده به خاطر بیاورید. شب ها در پارک می خوابد. صبح ها در خیابان ها می چرخد. مدتی را در کارتن زندگی می کند و هر از چند گاهی برای خوابیدن به زیر پُلی می رود تا سرپناهی بیابد اما هیچ کدام جایگاه مناسبی برای او نیست. کودک جرات برگشتن به خانه را نیز ندارد زیرا علاوه بر آبروی از دست رفته با عکس العمل شدید والدینی مواجه خواهد شد که خودشان با رفتار زشتی و نادرستی داشتند اسباب فرار او را فراهم کرده بودند و همه چیز را به این وضع کشانده اند. پس باز هم به سرگردانی و هیچ کجائی می پردازد. سرنوشت او بد رقم خورده، گیج شده است و راه حلی نمی یابد.
که سفر تقدیر ماست واسه همیشه ، ما همینیم جنگل بدون ریشه : و اینگونه نسلی از ایرانیان در غربت به وجود آمده که دیگر چیزی از ایرانی بودن برایش باقی نمانده است. فرزندانی که در غربت متولد شده اند حتی دیگر زبان فارسی را بدرستی نمی دانند. آنها متعلق به کجایند؟ آنها جنگل بدون ریشه اند؟

اما شاید شما هم متوجه شده باشید که سیاوش در گذشته نظری غیر از این داشت. او در آلبوم « شکوفه های کویری » در شعری که خودش سروده و نام آن را « ایرانی » نهاده بود می گفت :

ایرونی ساقه و برگ و ریشه ، ساقه از ریشه جدا نمیشه

چه اتفاقی افتاده است ؟ چرا اینگونه گشته است ؟ مقایسه کنید :

ایرونی ساقه و برگ و ریشه ، ساقه از ریشه جدا نمیشه
روزگارمون پائیز میشه ، اما هیچ وقت زمستون نمیشه
ایرونی برقراره همیشه ، هیشکی مثل ایرونی نمیشه
با تمام تلاشی که میشه ، ساقه از ریشه جدا نمیشه
برگای سبزمون زرد میشه ، بهارمون زمستون نمیشه
ایرونی برقرار همیشه ، هیشکی مثل ایرونی نمیشه

و اما حال؟!

حالا تو برزخ بدبینی اسیریم
نمی تونیم ریشمونو پس بگیریم
چاره ای نمونده جز رفتن و رفتن
انگار اینو رو پیشونیمون نوشتن
که سفر تقدیر ماست واسه همیشه
ما همینیم جنگل بدون ریشه

برای دانلود کاور آهنگ آهنگ جنگل بدون ریشه در اندازه ی بزرگ روی عکس زیر کلیک نمائید :

حنگل بدون ریشه

مطالب مرتبط :
تحلیل کلی از آلبوم رگبار

بررسی کاور آلبوم رگبار


نویسنده : هومن ، تاریخ : جمعه 12 مهر 1387 ، ساعت : 02:10 ق.ظ
ویرایش در  تاریخ : شنبه 13 مهر 1387 ، ساعت : 05:10 ق.ظ
سیاوش قمیشی در سبک بلوز

Blues . خدمت شما دوستان عرض کنیم که وقفه ی آپدیت وبلاگ بی علت نبوده و در این مدت در حال انجام کارهائی بودیم و نکاتی پی برده ایم که بزودی در اختیار شما قرار خواهیم داد. از بین این موارد می توان به مصاحبه ای با شاعر گمنام ترانه ی گل من آقای الف الف اشاره کرد که حاوی پرسش و پاسخ های جالبی خواهد بود و بسیاری از پنهان شده های آلبوم رگبار را به ما نشان خواهد داد. اما از این مسائل که بگذریم میرسیم به مطلب امروز : از آنجا که آلبوم جدید سیاوش قمیشی – رگبار – دارای سبک جدیدی از موسیقی به نام بلوز بود که در آهنگ های ایرانی بسیار اندک است و یا تقریبا وجود ندارد و با توجه به اینکه آهنگ چوب خط از آلبوم رگبار به سبک بلوز ساخته شده است و مسلما طرفداران سیاوش قمیشی از آن دسته از انسان هائی هستند که دوست دارند اطلاعات کاملی نسبت به آنچه هنرمندشان انجام میدهد داشته باشند و همه چیز را به طور علمی مورد بررسی قرار دهند لیکن شما را به خواندن مطلب جالب زیر که در مورد تاریخچه ی این سبک و شامل توضیحاتی در این مورد می باشد جلب می نمائیم :
گونه ای از موسیقی که به عنوان بلوز شناخته می شود در شمار مهم ترین منابع جاز است. اصطلاح بلوز به فرمی آوازی و سازی و نیز سبکی اجزائی اشاره دارد. بلوز از موسیقی عامیانه ی سیاهان آمریکا، مانند آوازهای کشت و کار ، آوازهای مذهبی و ترانه های بردگان مناطق گوناگون، سرچشمه گرفته است. زمان دقیق پیدایش بلوز مشخص نیست اما در حدود دهه ی 1890 این ترانه ها در کشتزارهای جنوب ایالات متحده خوانده میشده است. « بلوز محلی » اولیه که به طور معمول با همراهی گیتار اجرا میشد، فرم یا سبک مشخصی نداشت. فرم شاعرانه و موسیقیائی بلوز در حدود سال 1910 شکوفا شد و با چاپ قطعه های بلوز ممفیس و قطعه های بلوز سینت لوییز توسط ویلیام کریستوفر هندی محبوبیت یافت. در دهه ی 1920 تب بلوز در میان سیاهان آمریکا بالا گرفت. میلیون ها نسخه از صفحه های خوانندگان بلوز ، از جمله بسی اسمیت، به فروش میرسید. در همین دهه بود که بلوز به فرم موسیقیائی پرکاربردی بدل شد که علاوه بر آوازخوانان این سبک ، توسط نوازندگان جاز نیز بکار میرفت. تاثیر مستمر بلوز در سبک هائی مرد پسند مانند ریتم بلوز و راک اند رول و سُول آشکارا دیده می شود. بلوز های آوازی بیانی بسیار شخصی دارند. این آوازها اغلب مضامینی همچون درد خیانت دیدگی ، بی وفائی و عشق یک جانبه دارند. کلام این آوازها از چند بند 3 سطری که همگی از نظر شعر و موسیقی فرمی مشابه دارند تشکیل می شود. سطر نخست خوانده شده و سپس با عبارتی ملودیکی کم و بیش مشابه تکرار می شود ( a a' ) و سطر سوم با عبارت ملودیک متفاوتی ( b ) خوانده می شود:

A : I'm going leave baby, ain't going to say goodbye
A' : I'm going leave baby, ain't going to say goodbye
B : but I'll write you and tell you the reason why

هر بند از کلام بلوز در چارچوبی هارمونیک که اغلب 12 میزانی است با موسیقی همراه می شود. این الگوی هارمونیک که معروف به بلوز 12 میزانی است فقط با سه آکورد ساخته می شود. آکوردهای تونیک ، سودومینانت ، و دومینانت . ترتیب توالی آکوردها می تواند به این طرح نشان داده شود: تونیک ( 4 میزان ) سودومینانت ( 2 میزان ) تونیم ( 2 میزان ) دومینانت ( 2 میزان ) تونیک ( 2 میزان ). اگرچه ممکن است آکوردهای دیگری نیز میان آکوردهای اصلی بلوز 12 میزانی گنجانده شوند اما هر بند از کلام با زنجیره ی یکسانی از آکوردها همراه می شود. آوازخوان ملودی کلی را برای هر بند تکرار یا ملودی های تازه ای را که همخوان با حالت های متغیر کلام است بداهه سرائی می کند. موسیقی به وزن چهارتائی ( 4/4 ) است و به این ترتیب هر میزان 4 ضرب دارد. بلوز 12 میزانی به سه عبارت که هر کدام 4 میزان درازا دارند تقسیم می شود. تکخوان هر سطر از کلام آواز را فقط طی 2 میزان می خواند. 2 میزان باقی مانده توسط ملودی ساز یا سازهای پشتیبان پر می شود. در بلوز های ضبط شده ی دهه های 1920 و 1930 نوازندگان جاز اغلب پاسخ های ساز به سطرهای آوازی را بداهه نوازی کرده اند. نمونه ی زیر نشان می شود که چگونه سطرهای آوازی و پاسخ های سازی در قالب الگوی بلوز 12 میزانی جای گرفته اند :

آهنگ بلوز

آوازخوانان بلوز سبک اجرائی ویژه ای دارند که در آن از نت های « افتاده » ، سایه پردازی ، ریزپرده ای ، تاخیرها و عجله ای ریتمیک و خزش های آوازی بهره می گیرد. ملودی های آنان شامل نت های « بلو » یا محزون متعددی است که با اندکی بم کردن نت های سوم ، پنجم و هفتم گام ماژور پدید می آیند. ریتم بلوز نیز بسیار انعطاف پذیر است. آوازخوانان اغلب « پیرامون » ضرب ها ، ضرب های آوازی را اجرا می کنند. نوازندکان جاز به تقلید از سبک اجرائی آوازخوانان بلوز پرداخته و الگوهای هارمونیک بلوز 12 میزانی را به عنوان مبنای بداهه نوازی خود با کار گرفته اند. این الگوی دوازده میزانی بارها و بارها تکرار شده و در این میان ملودی های تازه ای بداهه نوازی و با آن آمیخته می شوند. توال تکرار شونده ی آکوردها ، همانند باس زمینه ی باروک ، در سیلان آزاد ملودی هائی بداهه پردازانه که تنوع می آفرینند ، سبب انجام انسجام قطعه می شود. موسیقی این فرم دوازده میزانی می تواند شاد یا غمگین ، تند یا کند و دارای سبک متنوعی باشد. امیدواریم این مقاله شما را در شناخت بیشتر سبک بلوز یاری رسانده باشد.
نویسنده : هومن ، تاریخ : سه شنبه 2 مهر 1387 ، ساعت : 06:09 ق.ظ
ویرایش در  تاریخ : سه شنبه 2 مهر 1387 ، ساعت : 06:09 ق.ظ
وظیفه تنظیم کننده در آهنگ

به این جهت که تفاوت بین تنظیم کننده ، آهنگساز و نوازنده در بین عموم بطور کامل جا نیافتاده است و همچنین بحث هائی که قبل از انتشار آلبوم رگبار در مورد تنظیم کنندگان سیاوش قمیشی پیش آمده و تاکنون نیز ادامه داشته است پس این نوشتار به جهت آشنائی ذهن مخاطبان ، به خصوص طرفداران سیاوش قمیشی با مسئله ی تنظیم و تنظیم کننده آماده شد و در آن به ابعاد مختلف این موضوع پرداخته خواهد شد. با تشکر از « محمدرضا طوماری » عزیز که زحمت تهیه ی این مقاله را به عهده گرفتند :
بر خلاف آنچه عامه می‌پندارند، تنظیم در موسیقی بیش از آنكه عملی فنی تلقی گردد، فرآیندی هنری است. در ساخت موسیقی، آهنگساز كسی است كه آهنگ را تصنیف می‌كند. به عبارت دیگر همان گونه كه شاعر، شعر را تصنیف می‌كند (یعنی از ذهنش به روی كاغذ می‌آورد)؛ آهنگساز نیز آهنگ را از ذهن خود به روی كاغذ می‌آورد. ابزار شاعر حروفی بی معنی هستند كه كلمات و عبارات و در نهایت شعر و ترانه را می‌سازند و ابزار آهنگساز هفت نت موسیقی هستند كه با تركیبشان در گام‌هایی متفاوت، آكورد، هارمونی، ملودی و در نهایت آهنگ ساخته می‌شود. در این میان كسی باید آهنگ خام را به سلیقه‌ی خود به گوش شنونده برساند. فرض كنید آهنگی از بتهوون یا باخ روی برگه‌ای از كاغذ نوشته شده و ما در دوره‌ای زندگی می‌كنیم كه فن‌آوری، لوازم ضبط و پخش آهنگ را به ما ارزانی نداشته. كسی كه باید آهنگ را از روی كاغذ برداشته و آن را درك كند و با حس خود به نوازندگان و سپس به شنوندگان هدیه كند، كسی نیست جز تنظیم كننده. هر چند آهنگ را او نساخته، اما بدون او نیز آهنگ از ملودی‌های خام روی پیانو یا كاغذ، به آهنگی كامل برای شنیدن تبدیل نمی‌شد. بنابراین : تنظیم كننده كسیست كه وظیفه‌ی شنیداری نمودن موسیقی را بر عهده دارد. در این میان او از هر ایده و وسیله‌ای در درجه‌ی اول، برای ارائه آهنگ و در درجه‌ی دوم زینت بخشیدن به آن تا جایی كه به ملودی، ضرب آهنگ و ریتم مورد نظر آهنگساز لطمه‌ای وارد نشود؛ بهره می‌گیرد.

تنظیم موسیقی بر سه نوع است:
• تنظیم برای اركستر ( Orchestration ) :
تنظیم كننده در این نوع تنظیم، وظیفه‌ی تشریح جزئیات كار تمام آلات موسیقی، میزان آنها و تعیین ساز را بر عهده دارد. وی می‌تواند یك برگه ملودی را ضمن رعایت جزء به جزء تمامی اثر آهنگساز، به ده‌ها و بلكه صدها صورت ممكن اجرا سازد. او باید با دانش و سلیقه‌ی خود، كاری كند كه اصوات اجرا شده گوشنواز باشند و سازهایی همگون را انتخاب كند كه حس خوبی از آن به شنونده انتقال یابد و در عین حال مفهوم هر آهنگ را بیان كند. بی شك سازبندی درست و مناسب، یك اثر عاشقانه، یك اثر فعال، یك اثر ترسناك و یا مبهم، شاد یا غمگین، حماسی یا اعتراضی را روشن‌تر نشان می‌دهد. این مسئله در تنظیم اركسترال قدم اول است. تعیین گام و اكتاو نیز تا حدی كه به بدنه موسیقی مورد نظر آهنگساز لطمه نزند؛ می‌تواند طبق نظر وی انجام شود. برای مثال در تظیم یك ملودی یا قسمتی از آن، برای ساز ویولن؛ قدم اول كه انتخاب ساز است، انجام شده. سپس تعیین اینكه موسیقی مورد نظر، روی كدام یك از چهار سیم مناسب‌تر است، آرشه در چه جهتی حركت كند؛ بالا، پائین، پرش دار ( Spiccato ) یا متصل ( Legato ) و یا حتی از آرشه استفاده نشود و سیم‌ها با نوك انگشتان نوازنده به صورت Pizzicato نواخته شوند. دو یا چند نت در زمان واحد به صورت دابل نت باشد. بنابراین می‌بینیم تنها برای یكی از سازهای اركستر، ده‌ها انتخاب وجود دارد. این گزینش‌ها برای تمام سازهای دیگر باید انجام شود، كه شامل سازهای زهی، بادی، برنجی، كوبه‌ای و... هستند. این انتخاب‌ها ممكن است بی اهمیت جلوه كند ولی همه‌ی آنها در اركستراسیون بی‌نهایت اهمیت دارد. برای مثال اگر تنظیم یك ملودی برای ویولن روی سیم Re باشد، صدا كاملاً شیرین و پوشیده به گوش می‌رسد؛ ولی اگر همان نت بدون تغییر روی سیم Sol نواخته شود، همان موسیقی ولی این بار با صدایی چاق‌تر و آبدارتر به گوش می‌رسد. همان طور كه گفتیم همه‌ی این گزینش‌ها برای تمامی سازها از تمامی خانواده‌ها باید صورت گیرد و چنانچه چند ساز در یك گروه خانوادگی جمع شوند – مانند یك كوارتت زهی- انتخاب‌ها بیش از حد زیاد خواهد شد. تنها یك دست استادانه می‌تواند برای این سازها طوری تنظیم كند كه تعداد حیرت آوری از رنگ‌های صوتی ایجاد شوند. اركستراسیون قابل قبول، فقط آرایش كردن اصوات موسیقی نیست. همان طور كه پیش‌تر گفتیم؛ تنظیم اركستر خوب آن است كه دقیقاً به موسیقی بخورد و به شنونده اجازه دهد آن را به واضح‌ترین و موثرترین وجه بشنود. البته این كار بسیار مشكلی است. او باید این فهم را داشته باشد كه چگونه و كجا هر ساز را به كار گیرد، توانائی هر ساز را بشناسد، زیرترین و بم‌ترین صداهایی را كه هر ساز قادر به اجرای آنهاست بشناسد. ضمناً باید آگاهی داشته باشد كه چگونه سازهای مختلف را با هم به كار گیرد و آنها را بیامیزد و چگونه در میان آنها توازن ایجاد كند. مواظب باشد بعضی از سازهای بزرگ‌تر كه صدای قوی‌تری دارند (مانند درام یا ترومبون) صدای سازهای كم‌صداتر (مانند فلوت یا ویولنسل) را نپوشاند. هنگام آمیختن اصوات (چه به صورت زنده و چه در میكس استودیویی) مراقب باشد كه صداها درهم و برهم نشوند و بافت موسیقی را خراب نكنند و شنونده را خسته و عصبی نكنند. در نهایت بزرگترین مشكل او انتخاب است : تصور كنید می‌خواهید قطعه‌ای موسیقی را برای اركستر فیلارمونیك آلمان تنظیم كنید. باید بدانید كه یكصد و هفت ساز از انواع گوناگون منتظر تصمیم شما هستند! ممكن است تصور كنید كه سازهای مجازی امروزی و امكانات میدی دشواری این شاخه از تنظیم را در كارهای استودیویی رفع كرده‌اند؛ تا حدی درست فكر می‌كنید، اما واقعیت اینجاست كه اصل كار و دشواری‌های این تنظیم همیشه در موسیقی وجود خواهد داشت و به عنوان بخش هنری تنظیم، جزء جدایی ناپذیر آن خواهد بود و تنها شیوه‌های كار عوض خواهد شد. نا گفته نماند در تنظیم اركسترهای زنده، سازهای زنده وجود دارند و فن‌آوری‌های ذكر شده كاربردی ندارند. این تنظیم كننده را اركستراتور (Orchestrator) نیز می‌نامند. لازم به ذكر است كه كلیه آهنگسازان اركستراسیون می‌دانند و این تنظیم، موضوعی جدا از آهنگسازی نیست. ریمسكی كرساكف، آهنگساز سال‌های دور روسیه، استاد و به عقیده‌ی برخی، پدر اركستراسیون لقب گرفته است. وی معروفترین كتاب را در باره‌ی این موضوع تالیف كرده است كه هم اكنون نیز در بسیاری از دانشكده‌های موسیقی جهان تدریس و یا معرفی می‌شود.
• تنظیم چینش ( Arrangment ) :
در تنظیم‌های استودیویی، احتیاج به چینش ردیف‌های صدا، از قبیل ملودی، هارمونی، آكورد و ایجاد افكت‌های گوناگون به چشم می‌خورد. این چینش و ترتیب به عهده تنظیم كننده چینش یا همان Arrangment است. نیاز به دانش موسیقی در این تنظیم هم بسیار چشمگیر است. این چینش احتیاج به درك بالایی از فضای موسیقی و ریتم و ضرب آهنگ آن دارد. به عنوان مثال در یك پروژه‌ی استودیویی، شخص Arranger باید موارد تصمیم گیری شده در تنظیم اركستراسیون را مو به مو اجرا كند؛ بنابراین باید از هر نوازنده، بر حسب تمپو و كسر میزان تعیین شده، ملودی‌ها را دریافت كند تا آماده‌ی میكس شوند. در این نوع تنظیم هیچ چیز مهمتر از زمان‌بندی مناسب نیست. قاعدتاً روال كار، زمانی دشوارتر خواهد شد كه میزان تمپو و یا حتی كسر میزان و ریتم به مرور و یا به یكباره تغییر كند. بدیهی است كه كوچكترین اشتباهی در اعمال این محاسبات باعث ناهماهنگی آهنگ خواهد شد! شخص Arranger باید به خوبی به ریتم‌ها، ارزش زمانی نت‌ها و هرگونه مسئله‌ای مبنی بر زمان بندی، واقف باشد. در غیر این صورت شالوده‌ی چینش و ساختار آهنگ از هم می‌پاشد. وظیفه‌ی دیگر این تنظیم كننده، ساختن ریتم پایه برای آهنگ است. ریتم شنیداری یك قطعه‌ی موسیقی معمولاً با نظارت كلی آهنگساز و طبق سلیقه‌‌ی وی ساخته می‌شود. ریتم‌سازی زیر آهنگ معمولاً با سازبندی كوبه‌ای و سازهای بیس انجام می‌پذیرد. (اكثر سازها مانند كیبورد، گیتار، درام، فلوت، ویولن، كلارینت و... ، یا ساز مجزایی از خانواده‌ی خود برای بیس دارند و یا اكتاوهایی از آن‌ها برای بیس به كار می‌رود) اگر تنظیم برای موسیقی با كلام اعمال می‌شود و ملودی ساخته شده توسط آهنگساز تنها برای Vocal (صدای خواننده روی شعر و یا آوا) نوشته شده است، این تنظیم كننده وظیفه‌ی ساخت ملودی‌های پیش درآمد، واسطه و پایانی را برعهده دارد؛ زیرا موسیقی كه با آواز شروع شود و بدون هیچ واسطه‌ی Instrumental و بدون كلامی ادامه یابد و به همین ترتیب ختم شود، آهنگ نیست. به این نوع موسیقی فولكلوریك یا آوازی می‌گویند. آهنگ «زمستون» از ساخته‌های سیاوش قمیشی چنین حالتی دارد. ملودی Vocal در هر پنج اجرای این آهنگ ثابت است (البته با گام‌هایی متفاوت) اما ملودی پیش درآمد بنا بر سلیقه‌ی تنظیم كننده در هر اجرا متفاوت ساخته شده است. ذكر این نكته ضروری می‌نماید كه در ساخت این ملودی، تنظیم كننده اختیار كامل ندارد، زیرا ملودی ساخته شده باید متناسب با ملودی اصلی باشد. گاهی (مانند استیو مك كرام در اجرای «زمستون» در آلبوم City Of The Sun) از یك تم ریتمیك ساده و بدون ملودی خاصی در جهت ساخت این قسمت استفاده می‌شود و گاهی نیز (مانند كار رامون عبدیشو در اجرای همین آهنگ در آلبوم «زمونه») از یك ملودی نسبتاً پر نت (در اینجا پیانو) استفاده می‌شود. مهم این است كه این تنظیم با ملودی اصلی همگون باشد. منبع مطالعاتی خاصی به عنوان مرجع این شاخه از تنظیم وجود ندارد. تنظیم كننده در این شاخه باید درحد یك آهنگساز از موسیقی بداند و صد البته روی مباحث مربوط به ریتم شناسی و ضرب آهنگ تمركز بیشتری كند. مطالعه منابع مربوط به تنظیم‌های دو شاخه‌ی دیگر نیز مناسب و تا حدی ضروری است. زیرا این شاخه از تنظیم به نوعی پیوند دهنده‌ی تنظیم اركستراسیون و تنظیم فنی می‌باشد.
• تنظیم برنامه‌ریزی و فنی ( Programming ) :
این نوع تنظیم هرچند تا حدی احتیاج به دانش نتوریك موسیقی دارد، اما نسبت به دو شاخه‌ی دیگر تنظیم، وابستگی كمتری به دانش موسیقیایی دارد. این تنظیم بیشتر از یك مهندس صدا خواسته می‌شود. پیدایش تنظیم فنی و Programming، تقریباً با پیدایش تكنولوژی میكس موسیقی، پردازش آهنگ و آماده‌سازی برای ضبط در دهه‌ی شصت میلادی همزمان بود. پیش از آن قطعات موسیقی (چه تكنوازی و چه اركسترال؛ چه با كلام و چه بدون كلام) یكجا اجرا شده و روی صفحات گرامافون ضبط و تكثیر می‌شد. تا اینكه با پیدایش امكانات مناسب، آهنگسازان به تدریج به این نتیجه رسیدند كه ضبط هر قسمت از موسیقی به طور مجزا و ادغام نهایی آنها، مزایای بسیاری نسبت به روش ضبط یكجا دارد. از جمله اینكه: با اشتباه احتمالی یك نوازنده در میان كار، احتیاج به از سرگیری كار تمام گروه و اتلاف وقت نیست. صدای هر ساز و یا آواز اگر جداگانه ضبط شود، تاثیر كمتری بر صدای دیگر سازها گذاشته و این امر بهبود كیفیت را منجر می‌شود. می‌توان هر صدا را جداگانه پردازش و افكت گذاری نمود. می‌توان از افكت‌ها و جلوه‌های صوتی طبیعی و مصنوعی در ساخت آهنگ‌ها استفاده كرد و... .این تنظیم، همواره با پیشرفت تكنولوژی و صنعت الكترونیك تكمیل شده و به جایی رسید كه در دهه‌ی هشتاد میلادی عملاً آلبوم‌هایی با تكنولوژی الكترونیك به نام موسیقی الكترونیك عرضه شدند. در شیوه‌های پیشین و آنالوگ، هر صدا در محیط آكوستیك استودیوها كه عایق صدا و انعكاس صدا هستند، روی Tape (چیزی شبیه به رول‌های مغناطیسی نوار كاست، اما با قرقره‌هایی بزرگ‌تر و دورهای قابل تنظیم (كند و تند) ضبط می‌شد. پس از آماده شدن تمامی صداها، هر خروجی از دستگاه Tape به یك ورودی كانال میكسر آنالوگ سخت افزاری، وصل می‌شد و هر Tape با دور تعیین شده‌ای Play می‌شد و دستگاه میكسر كه اپراتور آن تنظیم كننده‌ی فنی است، صداها را جمع و تركیب می‌نمود. ولوم‌ها و افكت‌ها نیز به صورت تمام سخت افزاری، روی آهنگ، توسط میكسر اعمال می‌شد. تنظیم كننده می‌بایست در طول كل زمان آهنگ این تنظیم‌ها را اعمال و ولوم‌ها را به نسبت نیاز هر قسمت از آهنگ تغییر می‌داد و از طرفی كنترل می‌نمود كه كانال خروجی كلی كه آهنگ اصلی و میكس شده را تشكیل می‌داد، صدایی استاندارد داشته باشد. در غیر این صورت با تغییر همزمان ولوم این كانال از خروج آهنگ از حد صدای استاندارد یا به اصطلاح مستر شده، جلوگیری می‌كرد. در نهایت یك دستگاه Tape دیگر، خروجی این كانال از میكسر را ضبط می‌كرد كه حاصل آن، آهنگ تكمیل شده بود. در تمامی این مراحل كوچكترین اشتباه و ناهماهنگی، به منزله‌ی شروع از صفر بود! امروزه این نوع تنظیم هنوز هم به دقت بالایی نیاز دارد. اما به مدد برنامه‌های كامپیوتری فراوان، از سختی كار كاسته شده است. در سال‌های اخیر (سال‌های اوایل دهه‌ی نود میلادی)، صدای سازها روی كامپیوتر ذخیره می‌شود و میكسرهای كامپیوتری و مجازی نیز با كانال‌هایی نامحدود به كمك میكسرهای سخت افزاری آمده‌اند. می‌توان آهنگ را با كیفیت بالایی میكس كرد و در صورت بروز هرگونه اشتباه و یا تغییر نظر در قسمتی از میكس، تنها همان ناحیه را اصلاح نمود. و در نهایت، فورمت كامپیوتری به نام (.mid) برای راحتی هرچه بیشتر تعریف شد. این فورمت بر خلاف آنچه عامه می‌پندارند، یك فایل صوتی ارائه نمی‌كند؛ بلكه اطلاعات نت‌ها را مو به مو با كلیه جزئیات، همان طوری كه نواخته شده‌اند از ساز میدی به رایانه و بلعكس یا از رایانه‌ای به رایانه‌ای دیگر انتقال می‌دهد. در صورتی كه فایل میدی را در برنامه‌ای حرفه‌ای و مخصوص آهنگسازی اجرا كنید، می‌توانید نت‌ها را مشاهده و آن‌ها را به طور كلی یا جزئی تغییر دهید. به كمك این فن‌آوری می‌توان صدای هر سازی را روی نت مورد نظر اجرا كرد. دیگر احتیاجی به نوازنده‌های حرفه‌ای ندارید. چون اگر نتی را اشتباه بنوازید یا ضرب آهنگ و فاصله زمانی نت‌ها را در حین نواختن رعایت نكنید و یا ارزش زمانی نت‌ها را رعایت نكنید؛ تماماً توسط كامپیوتر می‌توانید ان را اصلاح كنید. جالب به نظر می‌آید. اما مخالفان سرسختی هم دارد. عده‌ای معتقدند این مسائل روح را از موسیقی می‌گیرد وسازهای مجازی را به جای سازهای آكوستیك و واقعی جا می‌اندازد. تا حدی نیز درست می‌گویند زیرا اجراهای كامپیوتری موسیقی هرقدر هم به صداهای زنده شباهت داشته باشند، باز هم قابل تشخیص هستند و مجازی بودن آنها پنهان نمی‌ماند. بسیار سعی می‌شود تا شباهت‌ها بیشتر و بیشتر شوند. كمپانی‌های تولید این Patch ها، با اضافه كردن صداهایی طبیعی به محصولاتشان نظیر صدای كشیده شدن انگشت دست روی سیم گیتار و زخمه و نواخته شدن نت‌های میدی با تاخیرهایی رندم در حد چند میلی ثانیه تا حالت نوازندگی انسان تقلید شود؛ سعی در پیروزی در این كشاكش دارند و معتقدند كه تكنولوژی برنده نهایی است. عده‌ای میانه‌رو تر عمل می‌كنند و ضمن استفاده از سازهای مجازی، سعی در استفاده از سازهای آكوستیك دارند و با هزینه‌هایی بسیار كه بر خود تحمیل می‌كنند، با دعوت از نوازندگان باتجربه و ضبط صدای سازها در استودیوهای مجهز، سعی در ارائه‌ی آثاری طبیعی و با كیفیت دارند. از مبحث اصلی خود دور نشویم. علاوه بر موارد بالا كه تفصیلاً توضیح داده شد. صدابرداری، میكس و مسترینگ قطعات موسیقی كه هریك شامل بحث‌هایی بسیار گسترده می‌شوند، و به طور كلی مهندسی صدا در پروژه‌ی موسیقی بر عهده‌ی Programmer است. آشنایی كامل با علم صدابرداری، توانایی به كارگیری سخت افزارهای استودیویی نظیر: میكروفون‌های حرفه‌ای، میز صدا (كمپرسور صدا و میكسر) و همچنین سخت افزارهای كامپیوتری مرتبط نظیر كارت‌های صدای حرفه‌ای (Sound Card) و سازهای مجازی و الكترونیكی و همچنین نرم افزارهای حرفه‌ای ساخت، ضبط، میكس و مسترینگ موسیقی، نظیر: Nuendo, Cubase, Adobe Audition, Sonar, Sony Sound Forge و... لازم و ضروری است. می‌بینید كه پیشرفت تكنولوژی باعث شده است تا امروزه تنها یك نفر كلیه‌ی امور مربوط به تنظیم را انجام دهد. بنابراین احتیاج به دانش، دقت و توانایی انتقال بالایی دارد.
نویسنده ی مقاله : محمدرضا طوماری
حق کپی رایت : وبلاگ رسمی طرفداران سیاوش قمیشی
دانلود مقاله به صورت فایل PDF


نویسنده : هومن ، تاریخ : چهارشنبه 20 شهریور 1387 ، ساعت : 02:09 ق.ظ
ویرایش در  تاریخ : - ، ساعت : -
صفحه بعد
1 2 3 4 5 6 7 ...
© استفاده از مطالب این تارنما بدون ذکر منبع ممنوع می باشد
طراح قالب : هومن